همایون رحیمیان: ارکستر ملی حافظ و نگهبان میراث موسیقی ارزشمند کهن است
جانجهانها، نغمهای برای میلاد پیامبر رحمت(ص)
ارکستر ملی بهرهبری همایون رحیمیان روز هفتم شهریورماه مصادف با فرارسیدن سالروز میلاد حضرت رسول اکرم(ص) در تالار وحدت به اجرای سوئیتسمفونی «جانجهانها» در قالب آیین «روایت رحمت» پرداخت.
آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
این اجرای ویژه در قالب اثری پنجموومانی، روایتی موسیقایی از میلاد پیامبر رحمت و مفاهیمی همچون نور، هدایت، عشق و رحمت را پیش روی مخاطبان قرار داد و محمود صالحی، حامد فقیهی و جاوید عسگری بهعنوان خواننده، اجرای سه بخش از اشعاری سروده علیمحمد مودب به زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی را برعهده داشتند. به این بهانه با همایون رحیمیان رهبر ارکستر ملی به گفتوگو نشستهایم.
تازهترین کنسرت ارکستر ملی در حالی در شب میلاد حضرت محمد(ص) برگزار شد که چند ویژگی، این رویداد را از دیگر کنسرتهای ارکستر متمایز میکند؛ مهمترین نکته بهرهگیری از سه خواننده برای اجرای سهزبانه قطعات بوده است. بهنظرم همین مسأله باعث میشود برنامههایی از ایندست، بیش از آنکه به یک محدوده جغرافیایی منحصر شوند، حالت فرامرزی داشته باشند.
همینطور است. البته ما از مدتها پیش برای برگزاری چنین کنسرتی برنامهریزی کرده بودیم و به هنرمند جوانی بهنام میلاد آقایی سفارش کار داده شده بود. او هم به ساخت یک قطعه چهلوچند دقیقهای پرداخت که در پنج موومان است ولی یک محور اصلی دارد، آنهم فرارسیدن سالروز هزاروپانصدمین سال تولد پیامبر(ص) است. در این راستا تصمیم گرفته شد که این کنسرت به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی خوانده شود. از این رو همانطور که شما هم در سؤال اشاره کردید، این کنسرت جنبه بینالمللی دارد. اینکه تازهترین کنسرت ارکستر ملی مصادف با چنین مناسبتی شده، طبعا جای خوشحالی دارد؛ بهخصوص که این کنسرت با همراهی ارکستر بزرگ و نوازندگان مهمان برگزار شد. البته هر سه خواننده از خوانندگان ارکستر ملی هستند. در مجموع، تمام اعضای ارکستر تلاش کردند بهترین اجرا را دراینزمینه ارائه دهند و بهنظرم این تلاشها منجر به نتیجه خوبی شد.
در سالهای گذشته وقتی به عملکرد دو ارکستر ملی و سمفونیک تهران نگاه میکردیم، اغلب قطعات اجراشده در این دو ارکستر متعلق به آهنگسازان دهههای پیشین بود درحالیکه هرچه جلوتر آمدهایم، این روند دستخوش تغییرات شده و امروز هر دو ارکستر بهواسطه اجرای آثار هنرمندان فعلی، رنگوبوی معاصرت بهخود گرفته است. نمونهاش همین کنسرت اخیر است که اشعار قطعات از علیمحمد مودب گرفته شده.
بله، درواقع درباره ارکستر ملی بهاینشکل است که از وقتی خودم مسئولیت رهبری آن را برعهده گرفتم، تلاش کردم علاوه بر اجرای آثار آهنگسازان پیشکسوت، از اجرای قطعات ارزشمند هنرمندان جوان هم در ارکستر استقبال کنم. درواقع تلاشم این است که ضمن توجه به اجرای آثار هنرمندان پیشکسوت، از کارهای جوانان هم حمایت کنم. کما اینکه تا امروز ارکستر ملی به برگزاری کنسرتهایی درجهت ادای احترام به استادان مسلم موسیقی اصیل ایرانی مانند همایون خرم، علی تجویدی و... پرداخته و درصدد هستم شب بزرگداشت استاد اسدالله ملک را هم همراه ارکستر ملی برگزار کنم که فعلا در حال جمعآوری و انتخاب قطعات این هنرمند بزرگ هستم. درباره کار جوانان هم قطعا درهای ارکستر به رویشان باز است. منتها آهنگسازان جوان باید بدانند لازم است قطعاتی بنویسند که با ضوابط ارکستر ملی مطابقت داشته باشد و نشانهای از درون موسیقی خودمان در آن دیده شود.
در ماههای اخیر در مواجهه با دو جنگ 12روزه و رمضان قرار داشتهایم؛ طبعا عرصه فرهنگ هم مانند دیگر حیطهها نیازمند زمانی برای احیاست تا دوباره فعالیت خود را از سر بگیرد. درباره ارکستر ملی این مسأله به چهشکل است و چشمانداز ارکستر بعد از جنگ را چطور میبینید؟
ارکستر ملی از نوازندگان خوب و متعهدی برخوردار است، هرچند بههرحال شرایط اجتماعی پس از جنگ باعث شده نگرانیهایی وجود داشته باشد. بهخصوص اینکه برخی تمایل دارند ارکستر را به حاشیه ببرند. ولی الحمدلله ارکستر ملی مانند همیشه تلاش خود را کرده بتواند با اجرای برنامههای متنوع، به تقویت روحیه جامعه در طول جنگ و حتی پس از جنگ کمک کند. البته صرفنظر از این مسأله، ارکستر در هر دورهای با مشکلاتی مواجه بوده است. بهعنوان مثال در شرایط فعلی، با نوسانات ارزی، قیمت وسایل جانبی ساز افزایش یافته و اگر ساز یکی از نوازندگان در ارکستر به مشکل بخورد، باید هزینه زیادی صرف ترمیم آن کند. کما اینکه اگر سیم ویولن پاره شود، حدود چهاردهپانزده میلیون تومان هزینه برمیدارد که تامین این هزینهها از عهده بخش دولتی هم خارج است ولی در مجموع، ارکستر ملی از منظر اجرایی عملکرد موفقیتآمیزی دارد و نوازندگان سعی میکنند با روحیه بالا و عشق و استمرار، به ارائه بهترین برنامهها بپردازند.
بهنظر شما در شرایط فعلی ارکستر ملی به یمن اجرای قطعات متنوع توانسته پیوندی را بین موسیقی اصیل ایرانی و مردم برقرارکند؟
ببییند بهنظرم مخاطبان ارکستر اساسا به دو بخش تقسیم میشوند. یک بخش کسانی هستند که به کنسرتهای ارکستر بهچشم یک تفریح نگاه میکنند و فقط قرار گرفتن دراین فضا را دوست دارند. یک بخش دیگر از مخاطبان هم هستند که با دیدگاه حرفهای و بینش عمیقتر به کنسرتهای ارکستر ملی میآیند و میدانند ارکسترهای ملی و سمفونیک تهران گنجینه ارزشمند موسیقی ایران هستند. متأسفانه شرایط موسیقی در سالهای اخیر بهشکل دیگری شده است.بهعنوان مثال گاهی یک خواننده چهره کنسرت میگذارد و بلیتهای کنسرتش در عرض شش دقیقه به فروش میرسد ولی اگر به همین خواننده بگوییم در ارکستر ملی هم بخوان، نمیپذیرد و رقمی را مطرح میکند که از عهده و توان ارکستر خارج است. بعضی از این خوانندگان، فعالیت خود را از ارکستر ملی شروع کردند ولی امروز حاضر نیستند بهخاطر مردم به این جایگاه برگردند و ترجیحشان این است که در فضاهای دیگری کار خود را دنبال کنند. ازسوی دیگر، ارکسترهای ملی و سمفونیک تهران دراین سالها با حمایت بنیاد رودکی، به اجرای برنامههای روتین و کیفی پرداختهاند اما مهمترین مشکلی که برسر راه ارکسترها وجود دارد، نبود اطلاعرسانی و تبلیغات است. طبعا وقتی قرار است هر یک از این دو ارکستر کنسرتی را برگزار کنند، باید از تبلیغات وسیع برخوردار شوند تا مردم اطلاع پیدا کرده و به تماشای آن بیایند اما اجاره بیلبورد در سطح شهر هزینه سرسامآوری دارد و این اطلاعرسانی فقط به تبلیغ نوازندگان برای ارکستر از طریق صفحات مجازی خود در اینستاگرام محدود میماند. درحالیکه گاه با بیلبورد خوانندگان جوانی در شهر مواجه میشویم که شاید اصلا کمترکسی آنها را بشناسد.
بهنظرم شهرداریها از اینمنظر میتوانند با تخصیص تخفیف نسبت به اجارهبهای بیلبوردهای شهری به حمایت بیشتری از ارکسترها بپردازند؟
بله، البته نمیخواهم زیاد وارد این فضا شوم ولی بههرحال ارکسترهای ملی و سمفونیک تهران همیشه در زمینه اطلاعرسانی و تبلیغات با مشکلات زیادی روبهرو هستند. درحالیکه این دو ارکستر با اجرای برنامههای ارزشمند تلاش کردهاند سطح ذائقه مخاطبان جامعه را ارتقا دهند؛ بهخصوص ارکستر ملی که بههرحال وظیفهاش اجرای موسیقی ملی است و باید مورد حمایت بیشتری واقع شود.