«تمام چیزهایی که نمیگوییم»؛ آیا هنوز همان آدم قبلی هستیم؟
در جستوجوی گذشته
کتاب «تمام چیزهایی که نمیگوییم» نوشته کری لانزدیل، داستان مردی است که پس از سالها در حالی به زندگی بازمیگردد که بخش بزرگی از گذشتهاش را بهیاد نمیآورد.
رمان با ترکیب تعلیق، راز، روابط خانوادگی و عاشقانه، بیش از آنکه صرفا درباره فراموشی باشد، از تلاش انسان برای پیدا کردن دوباره هویت و جایگاه خود در زندگی میگوید. یکی از جذابترین ایدههای لانزدیل، روایت جیمز و کارلوس در دو خط زمانی است. خواننده همزمان با مردی روبهرو میشود که تلاش میکند گذشتهاش را به خاطر بیاورد و شخصیتی که در همان سالهای فراموششده زندگی کرده است. این شیوه روایت، حس سردرگمی و اضطراب شخصیت اصلی را به مخاطب منتقل میکند و بهتدریج قطعات پازل را کنار هم میگذارد. نقطه قوت دیگر کتاب، پرداختن به مفهوم خانواده است. جیمز نهتنها باید با گذشته خود روبهرو شود بلکه باید با فرزندانی ارتباط برقرار کند که برای او غریبهاند. رابطه او با پسرانش از احساسیترین بخشهای داستان است و نشان میدهد پدر بودن تنها به خاطره و گذشته وابسته نیست و میتواند در دل یک رابطه تازه شکل بگیرد. با این حال، رمان بدون ضعف نیست. برخی خوانندگان، رفتوبرگشتهای زمانی و تغییر زاویه دید را گیجکننده دانستهاند و گروهی نیز معتقدند بخشهایی از داستان بیش از حد به ملودرام و درام خانوادگی نزدیک میشود.