دختر ۱۰ ساله پس از واژگونی قایق و سقوط مسافران به آب با خاموش کردن موتور از گسترش ابعاد حادثه جلوگیری کرد
قهرمانی در میان مرگ و زندگی
آنیل 10 ساله دختر قهرمانی است که نشان داد شجاعت به سن و سال و قد و قواره نیست. او چند روز پیش جان تعدادی از مسافران قایق تفریحی را که در دریاچه الندان ساری واژگون شده و در معرض خطر مرگ قرار گرفته بودند، نجات داد.
لیلا حسین زاده - گروه حوادث
درحالی که تعدادی از آنها نجات یافتند اما یکی از مسافران قایق جان خود را بهدلیلی که گفته میشود سکته قلبی بوده از دست داد. به گفته مادر آنیل، پس از این حادثه، پدر بازداشت شده و تحقیقات درباره این حادثه ادامه دارد.
محل سوار شدن به قایق در ساحل دریاچه الندان ساری پر از مسافرانی بود که میخواستند لذت قایقسواری روی دریاچه را از نزدیک بچشند، غافل از اینکه حادثه در انتظار آنان بود. قایقران 41 ساله دختر 10 ساله خود به نام آنیل را نیز همراهش آورده بود تا کنارش باشد. به گفته مادر آنیل، آن روز هفت، هشت مسافر سوار قایق شدند اما حادثهای ناگهانی تمام معادلات را بههم ریخت.
آنیل کوچولو که شاهد حادثه است، به جامجم میگوید: «ساعت 4 و 30 دقیقه بعدازظهر من و پدرم همراه چند مسافر دیگر سوار قایق موتوری شدیم. یکی از مسافران مردی بود که کنار قایق نشسته بود و مدام تکان میخورد. پدرم به او گفت تکان نخورد، چون قایق پشت و رو میشود. آن مرد چیزی نگفت و دوباره شروع به حرکت در قایق کرد که پدرم دوباره گفت بنشین و حرکت نکن. یکدفعه قایق واژگون شد و مسافران داخل آب سقوط کردند. همه مسافران جلیقه نجات داشتند اما من و پدرم نداشتیم.»
آنطور که مادر میگوید، در آن لحظه آنیل چون نوک قایق نشسته بود، پایش به میلهای گیر کرده و مانع از سقوط او به درون آب شده بود. مسافران در شرایطی با مرگ دستوپنجه نرم میکردند که قایق در محل حادثه میچرخید و به گفته آنیل از روی یکی از مسافران نیز رد شد. به گفته آنیل، پدرش به او آموزش داده بود که چطور قایق را کنترل کند و برای همین طبق آموزش قایق را خاموش کرد. اما این پایان ماجرا نبود و به گفته رسانههای محلی، یکی از مسافران این حادثه به نام سیدجواد ساداتیلاجیمی، رئیس شعبه بانک سپه میدان جانبازان قائمشهر، ازجمله افرادی بود که از آب نجات پیدا کرد اما بنا بر گزارشهای اولیه، پس از نجات بهدلیل عوارض ناشی از کمبود اکسیژن و ایست قلبی جان خود را از دست داد.آنطور که مادر آنیل میگوید، پدر آنیل پس از این حادثه بازداشت شده است.
آنیل میگوید: «من آنها را نجات دادم اما پدرم را دستگیر کردند و بردند. دلم خیلی برای پدرم تنگ شده است.»