حل مسائل مبرم کنونی؛با کدام رویکرد و روش؟
نه گفتن و پاسخدادن انسان اهل ایمان به پرسش «تاکی قرار است دفاع کنیم؟» بنا به محکمات قرآن، مشکل نیست؛ جواب این است: تا قیامت! مشکل، مقاومت در برابر فهم علت اصلی سربرآوردن اینگونه سؤالها و تلاش برای تبدیل محکمات قرآن به شبهات از سوی مدعیان فقاهت و روحانیت و نیز ادعاکنندگان وفاداری به ارزشهای بدیهی و روشن است.
احمد میراحسان - نویسنده و پژوهشگر
قرآن میفرماید همه اعتبار زندگی در دنیا را بندگی و فرمانبری از پروردگار یکتا و حقپرستی و اعمال عدالتخواهی و آزمایش الهی و کشتوکار برای ابدیت و نه زندگی دنیوی سرخوش بهقیمت تسلیم به شیطان و شهوات و زروزور و کفر محارب و عمل به فرامین شیطان تعیین میکند؛ غیر این است؟ پس مشکلات موجود و پدیدههای متناقض و اختلاف درخصوص راهحلها از کجاست؟ مثلا نگرشهای متضاد درباره پرسش «دفاع در برابر تجاوز تاکی؟»، چرا پدید میآید و چگونه حل میشود؟ برحسب منطق قدرت؟ براساس غلبه نیروی طبقاتی؟ اتحاد قدرت اقتصادی تسلیمطلب و نیروی همراه و همسوی درون حکمرانی؟ غلبه خارجی؟ یا رجوع راستگویانه به قرآن، به عقل، تفقه، اجتهاد و گفتوگو حول امر حیاتی و تکالیف؟
یا پرسش دیگر: اصلاحطلبی غربگرا چگونه کارش به امروز و منافع مشترک با بدترین الیگارشی کشید و به حرامخواری افتاد و سپس تا سرحد مکمل نقشههای آمریکا و اسرائیل علیه استقلال ایران استدراج یافت و کارش به خیانت آگاهانه سقوط کرد؟ با این مواضع کمیته سیاسی جبهه اصلاحات و آقای میرحسین موسوی و..... !!!؟ این پدیده آیا مشابه همان دلایل است که کار سازمان مجاهدین خلق را از همان نسل اول حنیفنژاد، سعید محسن و بدیعزادگان و نیکبین و نیز همان مرکزیت اول، امثال عسگریزاده را متزلزل کرد و حتی پیش از تشکیل سازمانشان در همان دوران مطالعات، نیکبین اعلام مارکسیستشدن کرد و از اسلام و جمع اولیه جدا شد! و این به سرنوشت سازمان منافقین بدل شد تا سقوط هم چپهایش، هم راستها و مسلماننماهایش. یعنی یک التقاط فکری و خودبنیانانگاری انسان متفرعن و تکبر ذهنی کارشان را بهسبب عدم توبه و عدم تزکیه و عدم مراعات تقوی و جلوگیری از گناه، بهتدریج به حرامکاری کشاند.