دکتر شرفالدین: روایت هنرمندانه حماسه مردم، حافظه جمعی جامعه را ماندگار میکند
شبهای حماسه، روزهای امید
یکی از مهمترین نتایج این راهپیماییها، بازشناسی قدرت جمعی بود. مردم دریافتند که حضور سازمانیافته و همدلانه، توان روانی و اجتماعی آنان را چندبرابر میکند.
علی مظاهری - جامجم آنلاین
نسل جوان نیز از نزدیک تجربه کرد که مشارکت جمعی چگونه ترسها را میزداید و احساس مسئولیت را تقویت میکند مردم شریف ایران بار دیگر نشان دادند که هر زمان عزت، امنیت و منافع ملی در میان باشد، با وحدت و مسئولیتپذیری در صحنه حاضر میشوند. نمونه روشن آن، استقبال گسترده از پویشهای مردمی و حضور خودجوش اقشار مختلف جامعه در روزهای اخیر است؛ حضوری که از احساس تعلق به ایران و آینده این سرزمین حکایت دارد. جامعهای که به آینده روشن و وعده الهی ایمان دارد، هرگز در برابر دشواریها تسلیم یأس و ناامیدی نخواهد شد. به امید روزهایی سرشار از عزت، آرامش و سربلندی برای ایران اسلامی با دکتر سید حسین شرفالدین، استادتمام و عضو هیاتعلمی موسسه آموزشی و پژوهشی امامخمینی(ره) به بررسی ابعاد مهم، کمترپژوهیده، اما اثرگذار و دامنهداری پرداختیم که ویژگی تجمعات سرنوشتساز شبانه است.
حضور گسترده مردم در راهپیماییهای اخیر، بهویژه اجتماعات شبانه، چه آثار بلندمدتی برای جامعه ایران خواهد داشت؟
این حضور، پیش از هر چیز ظرفیتهای واقعی جامعه ایران را آشکار کرد؛ هم برای مردم و هم برای دشمنانی که تاکنون برآورد دقیقی از توان ملی نداشتند. چنین تجربهای، سرمایهای راهبردی برای خنثیسازی جنگهای روانی آینده خواهد بود. در کنار آن، انسجام ملی، تقویت اعتماد عمومی به نظام، تثبیت جایگاه رهبری و همگرایی نیروهای انقلاب از مهمترین دستاوردهای این حضور است؛ آثاری که بهتدریج در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نمایان خواهد شد.
این اجتماعات چه تأثیری بر سرمایه اجتماعی و روحیه مشارکت عمومی برجای گذاشت؟
یکی از مهمترین نتایج این راهپیماییها، بازشناسی قدرت جمعی بود. مردم دریافتند که حضور سازمانیافته و همدلانه، توان روانی و اجتماعی آنان را چندبرابر میکند. نسل جوان نیز از نزدیک تجربه کرد که مشارکت جمعی چگونه ترسها را میزداید و احساس مسئولیت را تقویت میکند. این سرمایه اجتماعی، زمینهساز شکلگیری تشکلهای مردمی، همکاریهای گستردهتر و افزایش اعتماد به ظرفیتهای داخلی خواهد بود؛ ظرفیتی که در بزنگاههای آینده نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
این حضور آیا میتواند بر فرهنگ و هویت جامعه اثرگذار باشد؟
این راهپیماییها صرفا یک رخداد سیاسی نبود، بلکه بستری برای تقویت هویت دینی و ملی فراهم کرد. پیوند میان باورهای مذهبی، مسئولیت اجتماعی و مسائل سیاسی برای بسیاری از مردم عینیتر شد. همچنین این تجربه میتواند الهامبخش تولید آثار فاخر فرهنگی، هنری و رسانهای باشد و نسل جدید را به بازخوانی زندگی و مجاهدت شخصیتهای اثرگذار انقلاب و دفاع از کشور ترغیب کند؛ سرمایهای فرهنگی که آثار آن در سالهای آینده آشکارتر خواهد شد.
این تجربه در نگاه مردم بهویژه نسبت به سختیها و هزینههای مسیر انقلاب چه تغییری ایجاد کرد؟
جامعه در این تجربه آموخت که حفظ استقلال، عزت و هویت ملی بدون هزینه نیست. مردم دریافتند که انقلاب اسلامی، مسئولیتها و تعهداتی به همراه دارد و عبور از دشواریها بخشی از این مسیر است. همانگونه که ملت ایران در دوران دفاعمقدس ایستادگی را تجربه کرد، امروز نیز این باور تقویت شده که رنجهای مقطعی نباید مانع دفاع از آرمانها شود. این نگاه، تابآوری اجتماعی را افزایش داده و روحیه مقاومت را عمیقتر کرده است.
برخی رسانههای معاند این اجتماعات را «میتینگ حکومتی» توصیف میکنند. این داوری خارجی یعنی؟
این برداشت، بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، ناشی از پیشداوری و نادیدهگرفتن واقعیتهای میدانی است. هرکسی که از نزدیک این اجتماعات را دیده باشد، نشانههای فراوانی از خودجوشبودن آن مشاهده میکند. استمرار حضور مردم در زمانها و مناسبتهای مختلف، مشارکت خانوادهها، تنوع سنی و اجتماعی شرکتکنندگان و نبود سازماندهی رسمی، همگی نشان میدهد که این حرکت، برخاسته از انگیزههای مردمی و احساس مسئولیت اجتماعی است، نه یک برنامه اداری یا حکومتی.
مهمترین شواهد مردمی بودن این راهپیماییها؟
ویژگی نخست، خلاقیت و بیسابقه بودن این اجتماعات است. برخلاف راهپیماییهای رسمی که زمان و مسیر مشخص دارند، این حرکتها در ساعتها و مناسبتهای گوناگون و حتی در روزهای بارانی، تعطیلات نوروز و نیمهشب ادامه یافت. دوم، انگیزه معنوی و دینی مردم است؛ محرکی که از احساس تکلیف و مسئولیت اجتماعی سرچشمه میگیرد. افزون بر این، مدیریت برنامهها، شعارها، موکبها و فعالیتهای فرهنگی عمدتا توسط خود مردم انجام میشود و همین امر، اصالت مردمی این حرکت را بهخوبی نشان میدهد.
برخی معتقدند این حرکت از ابتدا متعلق به جریانهای انقلابی بود. چه عاملی سبب شد به یک اجتماع فراگیر و ملی تبدیل شود؟
این تصور وجود داشت که راهپیماییها عمدتا با حضور نیروهای انقلابی شکل خواهد گرفت، اما روند حوادث نشان داد دامنه مشارکت بسیار گستردهتر است. بهتدریج اقشار مختلف، با سلایق، گرایشها و حتی سبکهای متفاوت زندگی، به این حرکت پیوستند. همین تنوع نشان داد که انگیزه اصلی، دفاع از کشور، عزت ملی و احساس مسئولیت اجتماعی است، نه وابستگی به یک جریان سیاسی خاص. فراگیری این حضور، مهمترین نشانه مردمی بودن آن بود.
برخی ادعا میکنند این اجتماعات به دوقطبیسازی جامعه دامن زده است. ارزیابی شما چیست؟
برخلاف این برداشت، تجربه میدانی نشان داد که این راهپیماییها بیش از آنکه شکاف ایجاد کنند، به کاهش فاصلههای اجتماعی کمک کردند. حضور همزمان گروههای مختلف اجتماعی، با ظاهر و سلیقههای متفاوت، زمینه گفتوگو و همدلی بیشتری را فراهم ساخت. در عمل، بسیاری از مرزبندیهای ذهنی کمرنگ شد و احساس تعلق به منافع ملی بر اختلافات غلبه یافت. از این منظر، این حرکت بیش از آنکه عامل دوقطبی باشد، ظرفیتی برای بازسازی وحدت اجتماعی بود.