«خلیجفارس یگانه» و دیگر هیچ
«غفلت» از پروردگار آسمانها، بدترین «غفلت» انسانی، در این دنیای پردروغ و حیله و خیانت است.
سینا واحد - نویسنده و منتقد
و «غفلت» از «تاریخ» یا «هویت» تاریخی انسان، هم، در ردیف بدترین غفلتهای جامعه بشری، محسوب میگردد؛ و نمیگذارد «هویت فاخر» جامعه ایرانی، در طوفان سهمگین نبردهای گوناگون با دشمنانش، به تمامیت فردای زودرس شخصیت جامعه، بیندیشد و «ضد قدرتهای» ایران فردا را، امروز ببیند و به هیچرو، نگذارد؛ «ضدقدرتها»، بر سر راه آینده، سبز شوند و از جامعیت اقتدار ملی ایرانیان، بکاهند. «خلیجفارس»، از سه هزاره پیشین، یک «تمامیت یکپارچه» ایرانی بوده است؛ و هیچ قدرتی نتوانسته است، در برابر موجودیت تاریخی یکپارچه آن، قلدری کند و در کنار «پرچم ایرانزمین»، پرچم دیگری را، در این پهنه بزرگ آبی، به نمایش بگذارد.«خلیجفارس» امروزین، دارای یک شخصیت جعلی تاریخی است، که آهسته، پس از پایان جنگ جهانی اول، شکل پیدا کرده؛ تا بنیاد «ضدقدرتها» را علیه «ایران بزرگ» نظم ببخشد و از تجارت انرژی و نفت برای تمدن غربی و امپراطوری انگلیس، حفاظت صددرصدی نماید. این شخصیت جعلی و بیریشه «پرچمها ...» در خلیجفارس، کمابیش، صد سال، عمر دارد و این ... در حالی است که «خلیجفارس یگانه»، بیش از 2900 سال امتداد جغرافیایی ایرانزمین در گستره آبها، بوده است و هیچ «پرچم» و «ضدقدرتی» در آن، بنیاد، پیدا نکرده و نمیتوانست پیدا بکند!
همه این حیلهگریهای ضدایرانی، از 1920 و پس از استحکام کودتای معروف «رضاخان» در تهران، به حرکت درآمده و با پشتیبانی امپراطوری انگلیس تحکیم پیدا کرده و پس از کودتای 28 مردادماه و پایانبخشی به «استقلالخواهی نفت و انرژی»، در تهران، به امپراطوری آمریکا واگذار شد و آمریکای جهانخوار، از آن روزی که، نگهبانی و حفاظت از «پرچمهای انگلیسی» خلیجفارس را، عهدهدار شد، تنها و تنها به توسعه و تقویت خط دشمنی با ایرانزمین حرکت کرد و نیز شکستن «ایران تاریخی ...» را، اولین و آخرین هدف خاورمیانهای خود؛ اعلام کرد و هرچه توانست، در این راه، سرمایهگذاری کرد.