printlogo


امیرعلی جوادیان: مهم‌ترین ویژگی جنگ 8‌ساله این بود که به ما تحمیل شد و ما نقشی در این زمینه نداشتیم
عکاسی پشت خاکریز
نمایشگاه عکس «عبور از آتش» طی روزهای اخیر با دربرگیری مجموعه‌ای از آثار امیرعلی جوادیان، عکاس پیشکسوت و از چهره‌های شناخته‌شده عکاسی جنگ، همزمان با هفته دفاع‌مقدس در «نگارخانه سرو» برپا شده است.
آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر

جوادیان فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۵۸ در حوزه هنری آغاز کرد و از سال ۱۳۶۰ به‌عنوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به جبهه‌های جنگ رفت. او تا سال ۱۳۶۵ به‌طور مستمر در مناطق عملیاتی حضور داشت و از رویدادها و عملیات‌هایی همچون فتح خرمشهر و عملیات رمضان عکاسی کرد. بخش مهمی از کارنامه هنری این عکاس به ثبت تصویری وقایع جنگ و دفاع‌مقدس اختصاص دارد. آثار او در نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی به نمایش درآمده و جوایز متعددی را در حوزه عکاسی کسب کرده است. جوادیان فارغ‌التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دارنده نشان درجه یک هنری است. او همچنین سابقه تدریس در دانشگاه‌های مختلف، مدیریت گروه عکاسی دانشگاه آزاد تهران و داوری رویدادهای متعدد عکاسی را در کارنامه دارد. آثار این هنرمند علاوه بر ایران، در کشورهای مختلفی ازجمله فرانسه، آلمان، الجزایر، ازبکستان و ترکمنستان نیز به نمایش درآمده است. با او درباره وضعیت عکس‌های جنگ در شرایط فعلی به گفت وگو نشسته‌ایم.

 بعضی از عکاسان هشت سال دفاع‌مقدس همیشه به این مسأله اشاره می‌کنند که از آنها و آثارشان فقط در بازه به‌خصوصی از سال یاد می‌شود و دوباره این حیطه تا سال آینده مورد فراموشی قرار می‌گیرد. نظر شما دراین باره چیست؟
دقیقا همین‌طور است که اشاره کردید. ما عکاسان جنگ، مثل ماهی شب عید هستیم؛ در طول سال این تنگ خاک می‌خورد و کسی از آن خبری نمی‌گیرد، ولی به محض فرارسیدن هفته دفاع‌مقدس هر سال، این تنگ دوباره به میان آورده و از آن یاد می‌شود. درحالی‌که عکاسان جنگ در کنار سایر اقشار جامعه در آن سال‌ها، همپای رزمندگان در جبهه حضور یافتند تا بتوانند به ثبت رشادت‌ها و ایستادگی آنها در برابر دشمن بپردازند. روی این اصل، همیشه از پروردگار سپاسگزار بوده‌ام که من هم این توفیق را داشتم و توانستم در آن روزهای حساس در کنار رزمندگان باشم و تا جایی که ممکن بوده رسالت خود را در راه میهنم ادا کنم. به‌خصوص این‌که حضور در جبهه باعث شد تا با انسان‌های بزرگی آشنا شوم و صحنه‌های ازجان‌گذشتگی رزمندگان را به چشم ببینم که هنوز که هنوز است این صحنه‌ها پیش روی من زنده است. مانند پیشقدم شدن بعضی از رزمندگان برای رفتن روی مین. 
 با توجه به تاسیس انجمن عکاسان دفاع‌مقدس در سال‌های گذشته، فکر می‌کنید این عکس‌ها چقدر به‌درستی گردآوری شده‌اند؟
خوشبختانه در سال‌های اخیر با تمهیداتی که از سوی دست‌اندرکاران این حوزه مانند سیدعباس میرهاشمی و محمد حیدری صورت گرفته، بخش اعظمی از عکس‌های انجمن ساماندهی شده و از خطر نابودی نجات یافته است، چراکه نگاتیوهای جنگ همیشه از این منظر در معرض خطر قرار دارد و انجمن در این سال‌ها به‌خوبی توانسته در حفظ این آثار نقش داشته باشد. ما در زمره کشورهایی هستیم که در هر برهه از تاریخ مورد هجوم بیگانگان قرار گرفته‌ایم. هشت سال دفاع‌مقدس نمونه خوبی در این زمینه است که در عین این که خسارت‌های زیادی را متحمل شدیم، تا آخرین نفس در راه تمامیت ارضی‌مان پایداری کردیم. یکی از تفاوت‌های ما با کشورهای دیگر این است که آنها ممکن است بتوانند بمب‌های زیادی بسازند، اما فرهنگ و هویت‌شان به اندازه فرهنگ ما غنی نیست. به عنوان مثال، کشورهای دیگر از وجود «شاهنامه» بی‌بهره‌اند. همین‌طور ظرفیت گسترده‌ای در زمینه معماری و فرشبافی داریم. نقوش حک‌شده در مساجد و قالی‌های ایران از این جمله است. از سوی دیگر، اغلب هنرها در دنیا با رویکرد تفنن و اوقات فراغت خلق می‌شوند، درحالی‌که هنر ایران‌زمین همواره در مسیر تعالی‌بخشی و مفاهیم عرفانی و معنوی بوده است. در زمینه آرشیو نیز کارهای زیادی به همت میرهاشمی و حیدری انجام شده و فریم‌هایی که بخشی از تاریخ گذشته ما را ثبت کرده‌اند، برای نسل آینده حفظ شده‌اند. همه اینها را گفتم تا به این مسأله اشاره کنم که تا امروز به همت بزرگمردان این حوزه مانند سیدعباس میرهاشمی و محمد حیدری، اقدامات خوبی نسبت به گردآوری آرشیو عکس‌های جنگ صورت گرفته است تا این گنجینه به‌درستی به نسل‌های بعد منتقل شود. 
 برای عکاسانی که در برهه‌های حساس تاریخی مانند جنگ حضور داشته‌اند، همیشه عکاسی از بعضی صحنه‌ها، خاص‌تر از باقی لحظات است، درباره شما این مسأله به چه شکل بوده است؟
واقعیت این است که وقتی انسان درگیر جنگ می‌شود، به‌خصوص عکاسانی چون من که با وجود 26 ــ 25 سال سن در عملیات‌های مختلف حضور و افتخار عکاسی داشتم، نمی‌تواند به‌طور مشخص به یک صحنه اشاره کند. درواقع تمام صحنه‌های جنگ برای من و دیگر عکاسان هم‌دوره‌ام، خاص و تکرارنشدنی و تاثیرگذار بوده است. به‌عنوان مثال، در عملیات رمضان، به شکل مثلثی بین گروه‌های خودی و غیرخودی قرار گرفتیم و با شلیک‌های پیاپی و شدیدی مواجه بودیم. نکته دیگری که دراین‌باره به خاطرم می‌آید این است که با آمبولانس به مناطق جنگی می‌رفتم و به عکاسی می‌پرداختم. جا دارد در این گفت‌وگو از کاظم اخوان، استاد بزرگوارم در رشته عکاسی نام ببرم که تجربیات فراوانی داشت و از او در جبهه چیزهای بسیاری آموختم. متاسفانه در سال‌ 1362، او به همراه چهار دیپلمات دیگر در لبنان مفقود شده و تا امروز خبری از ایشان نیست. امیدوارم زنده و سالم باشد و روزی به کشور بازگردد. در طول سال‌های جنگ با صحنه‌ها و انسان‌های آزاده‌ای آشنا شدم. آنچه در آن دوران به چشم می‌دیدم این بود که آمار دانش‌آموزان و دانشجویان شهید در جنگ بالا بود و نسل جوان در آن زمان به شکل پرشور و داوطلبانه به شرکت در جنگ می‌پرداخت. کما این‌که حکایت نوشتن رضایت‌نامه نوجوانان زیر 18سال به دست خودشان و بدون اطلاع والدین، بارها دستمایه نگارش داستان و ساخت فیلم قرار گرفته است. مهم‌ترین ویژگی جنگ هشت‌ساله این بود که این جنگ به ما تحمیل شد و ما نقشی در این زمینه نداشتیم. خاطرم هست، بعد از جنگ، از من و شهید کمال خرازی و یکی از سرهنگ‌های ارتش دعوت شد تا برای تدوین کتاب «عکس‌های جنگ» با هم به مشارکت بپردازیم. همان زمان هم من به این مسأله اشاره کردم که این عکس‌ها به‌دلیل شاخصه‌هایی که دارند لازم است به بهترین و ارزشمندترین شکل چاپ شوند تا نسل‌های بعد با ورق زدن کتاب‌هایی از این دست بدانند که آب و خاک خود را مدیون چه کسانی هستند. همین امروز هم می‌بایست فکری برای تدوین و گردآوری عکس‌های دو جنگ اخیر صورت بگیرد تا مقاومت مردم و دولتمردان به یادگار بماند.