از «نه شرقی، نه غربی» تا هندسه تمدن نوین جهانی
انقلاب اسلامی را اگر صرفا در چارچوب یک تحول سیاسی یا جابهجایی در ساختار قدرت ببینیم، بخش مهمی از حقیقت آن را از دست دادهایم. به نظر من، انقلاب اسلامی در یک مقطع تمدنی، ما را به نوعی فرهنگ سیاسی جدید رساند؛ فرهنگی که هنوز ابعاد و ظرفیتهای آن، بهویژه در دهه پنجم انقلاب، آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است.
دکتر موسی نجفی - استاد تمام علوم سیاسی
شاید یکی از فشردهترین و در عینحال عمیقترین نشانههای این فرهنگ سیاسی جدید را بتوان در همان شعار تاریخی «نه شرقی، نه غربی» جستوجو کرد؛ شعاری که در نخستین سالهای انقلاب، شاید در ظاهر بیشتر ناظر به تقابل با اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا یا رویارویی با دو دستگاه فکری مارکسیسم و لیبرالیسم بود اما حقیقت آن بسیار فراتر از این صورتبندیهای سیاسی مقطعی است.
نه شرقی، نه غربی یک شعار صرفا سیاسی، که یک افق تمدنی بود. بیداری اسلامی، در بعد تمدنی با شعارنه شرقی نه غربی، یک مجموعهای از فرهنگ سیاسی جدیدی را ارائه میدهد. این شعار در بطن بیداری اسلامی، مجموعهای از مؤلفهها و مفاهیم تازه در فرهنگ سیاسی پدید آورد؛ فرهنگی که نه میخواست در نظم سیاسی شرق تعریف شود و نه در الگوی تمدنی غرب حل شود.
از همین جاست که میتوان فهمید چرا انقلاب اسلامی را باید در مقیاسی فراتر از مناسبات معمول سیاسی تحلیل کرد. این انقلاب حامل نوعی خودآگاهی تمدنی بود که بهتدریج آثار خود را در جغرافیاها و جوامع مختلف نشان داد.
اما این مسیر با یک چالش مهم نیز مواجه بود: مسأله ناسیونالیسم.
بیداری اسلامی و مسأله هویت
وقتی سیدجمالالدین اسدآبادی از وحدت اسلامی سخن میگفت، حتی هویت مذهبی و ملی خود را نیز در حاشیه قرار میداد. تعمد داشت که در فضای عمومی، هویت ملیاش مانع طرح یک ایده بزرگتر نشود. شاید به همین دلیل است که درباره ایرانی، افغانی یا اسدآبادی بودن او بحثهای فراوانی شکل گرفته است. خود او نیز گاه با زبان عربی سخن میگفت و گاه ترکی و نمیخواست هویت ملی به عاملی برای محدود شدن اندیشه بیداری اسلامی تبدیل شود. سیدجمال را میتوان قهرمان مرحله نخست بیداری اسلامی دانست؛ مرحلهای که بیشتر خصلت مبارزاتی و سیاسی داشت اما بیداری اسلامی در مرحله تمدنی، چهره دیگری پیدا میکند. در این مرحله، دیگر ضرورت ندارد انسان برای اسلامی بودن، هویت ملی یا مذهبی خود را پنهان کند. اتفاقا میتواند هم مذهب خود را آشکارا اعلام کند و هم به ملت و سرزمین خود تعلق داشته باشد و در عینحال در افقی فراتر از مرزهای ملی بیندیشد. در اینجا شخصیتهایی همچون امام خمینی و شهید سلیمانی و در جهان اسلام، شهید سیدحسن نصرالله، قهرمان یک مرحله تمدنی جدید هستند.
سیدحسن نصرالله و شکلگیری یک هویت تازه
در تاریخ بیداری اسلامی، دهههای اخیر را میتوان مرحلهای تازه دانست؛ مرحلهای که نمونه مهم آن را در لبنان میتوان مشاهده کرد. در لبنان نیز یک بیداری اسلامی جدید، دهه 40 با امام آغاز شد و در ادامه، حرکت امام موسی صدر نقشی مهم در شکلگیری آن داشت. حرکت امام موسی صدر در اساس، حرکتی هویتساز بود.