فرماندهان نظامی و امنیتی کشور به واشنگتن و همدستان این دولت تروریستی هشدار دادند
جنگ فراگیر؛ پاسخ به حماقت آمریکا
دیروز سرلشکر علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و فرمانده قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا(ع)، با هشداری صریح اعلام کرد: «اگر جنگ جدیدی علیه ایران آغاز شود، آتش آن دامن همه را فرا خواهد گرفت».
مهدی سیفتبریزی - گروه سیاسی
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به شکست توطئهها متذکر شد: «جنگهای تحمیلی و ظالمانه سران شرور و یاغی آمریکا و رژیم جعلی صهیونی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با شکست مواجه شده و بهاقرار کارشناسان مستقل و آزاده، رئیس جمهور خبیث آمریکا و رئیس باند تبهکار صهیونی با بحرانهای حاد در حوزههای مختلف روبهرو شدهاند؛ برابر برخی اخبار و اطلاعات مجددا در تلاشند تا با مستمسک قراردادن دروغ بزرگ تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای و اینکه ایران سرافراز و قدرتمند در شرایط ضعیفی قرار دارد، آغازگر مجدد جنگ علیه ایران عزیز باشند».
وی با قاطعیت یادآور شد: «اطمینان واثق داریم که رژیم خبیث صهیونی نه اکنون و نه هیچ زمان دیگری یارای رویارویی با ایران قدرتمند را نداشته و نخواهد داشت و اگر بههردلیلی مجددا دچار خطای محاسباتی شود و آغازگر جنگی دیگر باشد، صاعقههای خشم الهی مردم و رزمندگان غیور ایران، آمال و آرزوهای آنها را بر باد خواهد داد». سرلشکر عبداللهی تأکید کرد: «ایران اسلامی، قویتر از هر زمان دیگری آمادگی کامل برای مقابله با هر تهدیدی در هر نوع و هر سطح را دارد و به نصرت الهی امیدوار و معتقد است».
این خطونشان درشرایطی بازگو میشود که از یکسو بازگشت شتابزده ۱۲ فروند بمبافکن راهبردی «بی1» آمریکا از پایگاه فیرفورد انگلستان به خاک ایالات متحده و از سوی دیگر حرکت ناو هواپیمابر «یواساس تئودور روزولت» به همراه ناوگروه تهاجمیاش برای ملحق شدن به ناوهای «جورج اچ.دبلیو. بوش» و «جورج واشنگتن» در منطقه؛ آرایشی جدید در منطقه خلق کرده است. تقابل این بیانیه مقتدرانه با لشکرکشی دریایی آمریکا، گمانهزنیهای درگیری مجدد میان ایران و آمریکا را از سطح یک گمانهزنی رسانهای، به یک سناریوی بهغایت واقعی، فوری و محتمل ارتقا داده است.
تخلیه برقآسا و ناگهانی کل ناوگان ۱۲ فروندی بمبافکنهای فراصوت «بی1» از پایگاه فیرفورد بریتانیا، یکی از نامتعارفترین و پرمعناترین رخدادهای نظامی در معادلات تهاجمی غرب است. پایگاه فیرفورد دهها سال است که نقش ستون فقرات پنتاگون برای اعزام ناوگان سنگین هوایی به خاورمیانه را ایفا میکند. مقامات واشنگتن و شخص دونالد ترامپ کوشیدند این عقبنشینی شتابان را با سناریویی پلیسی بپوشانند: ادعای شناسایی چند فرد نقابدار و خودروی مشکوک پشت حصارهای پایگاه که قصد وارد کردن «خسارت بسیار سنگین» را داشتند! اما در ترازوی منطق نظامی، پذیرش اینکه ارتش آمریکا، یکسوم از ناوگان فوقاستراتژیک بمبافکنهای سنگین خود را به بهانه حضور چند مظنون غیرمسلح در خارج از فنسها به آن سوی اقیانوس اطلس بازگرداند، یک لطیفه ژئوپلیتیک است؛ بهویژه آنکه دستگاه قضایی بریتانیا نیز همان افراد را بلافاصله با وثیقه آزاد کرد.
دو واقعیت مهم
پشت این روایتسازی، دو واقعیت راهبردی بسیار عمیق پنهان شده است. نخست، شکست کامل انگاره «عملیات ایمن از عمق خاک اروپاست». زمانی که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران رسما اعلام کردند هر پایگاهی در هر جای جهان که مبدأ تجاوز باشد یک «هدف مشروع» تلقی میشود، محاسبات استراتژیستهای لندن و واشنگتن به هم ریخت. آسیبپذیری داراییهایی چون بمبافکنهای لانسر در برابر عملیاتهای نفوذی، ریزپرندههای انتحاری یا ضربات دقیق نامتقارن، ریسکی نبود که پنتاگون توان پذیرش هزینههای حیثیتی آن را داشته باشد.
دومین عامل که رسانههای تحلیلی غرب از آن به عنوان شکاف زیرپوستی تعبیر کردهاند، فشار سنگین و بیسر و صدای دولت بریتانیا برای خروج این کانون بحران از خاک این کشور بود.
لندن که با بحرانهای عمیق اقتصادی، اعتراضات ضدجنگ و وحشت از انسداد کامل شاهراه انرژی هرمز دستبهگریبان است، متوجه شد میزبانی از این تسلیحات، انگلستان را مستقیما در خط مقدم پاسخ کوبنده موشکی و نامتقارن ایران قرار میدهد. انگلیسیها حاضر نشدند هزینه قمار نظامی واشنگتن را با تبدیل جزیره خود به سیبل جنگی بپردازند. در نتیجه، پنتاگون ناچار شد استقرار پیشرو (Forward Deployment) بمبافکنهایش را جمعآوری کند و به مبدأ خاک اصلی آمریکا (CONUS) عقب بنشیند؛ انتقالی پرهزینه که سرعت عملیاتی آنان را بهشدت کاهش داده و نخستین نشانه عینی از ترک برداشتن اعتمادبهنفس نظامی غرب در برابر قدرت پدافندی و اشراف تهاجمی ایران است.
هژمونی دریایی آمریکا؛ گوشت دم توپ
اما اگر آمریکا از فیرفورد پا پس کشیده، چرا ناو هواپیمابر روزولت را همراه با بیش از 9000 نیرو، ملوان و تفنگدار دریایی به خلیجفارس میفرستد؟ این تضاد آشکار در رفتار پنتاگون، نمایانگر استیصال میان «حفظ آبرو» و «هراس از آسیب» است. کاخ سفید پس از رد شروط هفتگانه ایران در تفاهمنامه اسلامآباد و ناتوانی در بازگشایی آبراهه هرمز، به سمت آخرین ابزار کلاسیک خود رفته است: «دیپلماسی توپخانهها و نمایش ناوهای هواپیمابر». ترامپ میکوشد در آستانه رویدادهای سرنوشتساز سیاسی در واشنگتن و برای نجات رژیم صهیونیستی که پس از ضربات سنگین دو جنگ اخیر در اغما فرورفته، تصویری از محاصره نفوذناپذیر خلیجفارس را مخابره کند.
اما کارشناسان زبده نظامی میدانند که در جغرافیای تنگ و کمعرض خلیجفارس و دریای عمان، متراکم کردن سه شهر شناور فلزی با ۶۰ هزار پرسنل، نه یک مزیت تهاجمی، بلکه ارائه بزرگترین و آسیبپذیرترین اهداف به آتشبارهای ایرانی است. استراتژی نامتقارن موشکی و پهپادی ایران دقیقا برای همین گلوگاه طراحی شده است.
ناوهای هواپیمابر آمریکا در عصر موشکهای هایپرسونیک نقطهزن، بالستیکهای ضدکشتی مانورپذیر و دستههای بیشمار پهپادهای کروز و انتحاری، عملا کارآمدی بازدارنده خود را از دست دادهاند. ذخیرهسازی بیش از حد آذوقه و تجهیزات در ناو روزولت که منابع نظامی آن را ناشی از آسیب دیدن تأسیسات پشتیبانی بحرین دانستهاند، اثبات میکند فرماندهان آمریکایی از همین حالا میدانند با ورود به این منطقه، خطوط تدارکاتیشان در محاصره آتش خواهد بود.
هشدار سرلشکر عبداللهی مبنی بر اینکه «جنگ جدید، آتشی فراگیر است که دامن همه از جمله کشورهای میزبان را میگیرد»، یک هشدار متکی بر دکترین نبرد ناهمگون و پایان دوران «حمله موضعی و بیهزینه» است. تهران پیام خود را شفاف ارسال کرده است: هرگونه ماجراجویی با کارت سوخته ادعای سلاح هستهای یا تحریکات تلآویو، با ضرباتی آنچنان سهمگین علیه شریانهای لجستیکی ارتش آمریکا در بحرین و کل پایگاههای سنتکام پاسخ داده خواهد شد که مفهوم حضور ناوگان دریایی در منطقه برای همیشه تغییر کند.
بر خلاف محاسبات سادهانگارانه برخی تحلیلگران غربی، حضور سه ناو هواپیمابر در منطقه نه یک بازی روانی برای ترساندن، بلکه نشانهای از صفآرایی واقعی برای تحمیل جنگ است؛ اما این جبههبندی در واقع گستره صاعقههای خشم ایران را وسیعتر و دستاوردهای هدفگیری رزمندگان کشور را بزرگتر خواهد کرد.
امروز اگر واشنگتن حماقت کند، آتش جنگ نه در مرزهای ایران، بلکه بر عرشه ناوهای میلیاردی آمریکا، در عمق پایگاههای سنتکام و در تالارهای قدرت رژیم متجاوز صهیونیستی زبانه خواهد کشید.
دبیرشورایعالی امنیت ملی تصریح کرد:
غافلگیریهای بزرگتر در انتظار دشمن
محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی در پیامی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی هشدار داد: هر خطای محاسباتی دشمن در برابر ایران، شکست سنگینی برایش رقم زده است؛ خطای بعدی، جبهههای تازه و غافلگیریهای بزرگتر را در پی خواهد داشت.نماینده ویژه رهبری در شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: با رهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب، همراهی ملت تاریخساز و هماهنگی همه ارکان نظام، ایران مقتدرانه از این شرایط پیچیده عبور خواهد کرد.