printlogo


مقاومت مردم یمن باعث شد عربستان دست به دامان پاکستان و ترکیه شود
یارکشی سعودی علیه انصارالله
در پی تشدید حملات هوایی ارتش سعودی به زیرساخت‌های غیرنظامی یمن، نیروهای مسلح یمن دست به سلسله عملیات‌های تلافی‌جویانه و کم‌سابقه‌ای در عمق راهبردی و اقتصادی عربستان زدند.
مهدی سیف‌تبریزی - گروه بین الملل

انتشار تصاویر آتش‌سوزی گسترده در تأسیسات پالایشگاهی شرکت آرامکو در جده، اختلال مکرر در پروازهای فرودگاه جده، اصابت دقیق موشک بالستیک به فرودگاه بین‌المللی ابها و متوقف شدن ناوبری هوایی آن، در کنار هدف قرار گرفتن فرودگاه‌های نجران و جیزان و اردوگاه نظامی «الدغریر»، زنگ خطر فروپاشی کامل امنیت هوایی و اقتصادی سعودی را به صدا درآورده است. سرتیپ یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن رسما آسمان عربستان را به عنوان «منطقه عملیات نظامی» اعلام کرد و به خطوط هوایی بین‌المللی هشدار داد از پرواز بر فراز این کشور خودداری کنند؛ هشداری که صنعا با صراحت، آسمان حرمین شریفین در مکه مکرمه و مدینه منوره را از آن مستثنی کرده تا بهتان‌های تبلیغاتی ریاض را خنثی سازد. همزمان در عرصه نبرد زمینی، سرتیپ «عابد الثور» مشاور وزارت دفاع یمن، از سقوط کامل مواضع مزدوران در نوار ساحلی، تصرف شهر التربه و محاصره کامل مرکز استان تعز و قطع شریان آن با عدن خبر داد و تأکید کرد نیروهای ائتلاف سعودی در «رأس العاره» و «السقیا» با بیش از ۲۰۰ کشته و زخمی در کمینی مرگبار گرفتار شده‌اند؛ شکستی که مشاور وزارت دفاع یمن هرگونه عملیات زمینی ریاض را «خودکشی محض» توصیف کرد.
در میانه این فروپاشی زنجیره‌ای، ریاض با فعال‌سازی ناگهانی «پیمان مشترک دفاعی مکه» (منعقدشده میان عربستان، پاکستان و ترکیه) کوشید خلأ بازدارندگی خود را پر کند. این سه کشور در بیانیه‌ای مشترک مدعی شدند اجرای تعهدات دفاع جمعی، تأمین نیروها و استقرار سریع نظامیان در خاک عربستان فورا کلید می‌خورد و سرلشکر بازنشسته پاکستانی «نعمان محمود» به عنوان دبیرکل این سازوکار منصوب شد؛ اقدامی که هاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه و مقامات اسلام‌آباد نیز بر آن صحه گذاشتند، هرچند وزارت اطلاعات پاکستان در واکنشی معنادار به گزارش رویترز مبنی بر گسیل ۳۰ تا ۴۰ هزار نیرو، آن را مشمول «محرمانگی عملیاتی» دانست و از تأیید ارقام پرهیز کرد. در برابر این تحرکات، محمد شوکه، عضو دفتر سیاسی جنبش انصارالله، ضمن تأکید بر این‌که دست یمن برای صلح عادلانه همواره گشوده است، اخطار داد هرگونه تعدی و لشکرکشی جدید با پاسخی ویرانگر از سوی صنعا مواجه خواهد شد. این آرایش‌بندی چندوجهی، حامل پیام‌های پنهان راهبردی است که پیوند عمیقی با تله‌گذاری‌های واشنگتن علیه محور مقاومت و استیصال مطلق دربار آل‌سعود دارد.
     پیاده‌نظام پیمان مکه در پازل پنتاگون
از منظر ارزیابی کلان موازنه قوا در منطقه، بازخوانی رفتار منفعلانه ایالات متحده در قبال بحران یمن، سرنخ اصلی این بازی پیچیده را برملا می‌سازد. واشنگتن و دونالد ترامپ با وجود التماس‌های مکرر ریاض، تاکنون از هرگونه مداخله مستقیم هوایی یا زمینی علیه انصارالله طفره رفته‌اند. ترامپ ماه گذشته با اشاره به سیگنال‌های دریافتی از صنعا، آشکارا بر عدم تمایل به گشودن جبهه تازه با یمن تأکید کرد. این پرهیز ظاهری نه ناشی از صلح‌طلبی، بلکه برآمده از یک طراحی راهبردی است: ایالات متحده پس از تجربه مفتضحانه عملیات هوایی موسوم به «راف رایدر» (Rough Rider) که طی آن زرادخانه‌های موشکی و پهپادی یمن حتی ذره‌ای آسیب ندید و در شرایطی که با کمبود جدی ذخایر تسلیحات دقیق و پدافندی به دلیل اصطکاکات اخیر با ایران دست‌به‌گریبان است، متوجه شد توان گشودن همزمان دو جبهه فرسایشی را ندارد.
استراتژیست‌های سنتکام به‌خوبی آگاهند که در صورت بروز یک جنگ فراگیر میان ایران و آمریکا، کشنده‌ترین اهرم تهاجمی و اقتصادی محور مقاومت، «بسته‌شدن همزمان دوگانه تنگه هرمز و باب‌المندب» خواهد بود. اعمال حاکمیت قاطع تهران بر تنگه هرمز و گره‌خوردن بازگشایی آن به تحقق شروط هفت‌گانه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به خودی خود شریان انتقال بخش عمده‌ای از انرژی جهان را مسدود ساخته است. اگر تنگه باب‌المندب نیز همزمان تحت اشراف آتش موشک‌های بالستیک ضدکشتی و پهپادهای یمنی به روی ناوگان غرب بسته بماند، اقتصاد نظام سرمایه‌داری با شوکی بی‌سابقه و فلج‌کننده روبه‌رو خواهد شد. از همین رو، پنتاگون نیازمند آن است که پیش از دست‌زدن به هرگونه حماقت نظامی علیه ایران، یکی از این دو بال ژئوپلیتیک مقاومت را مهار کرده یا دست‌کم توان عملیاتی آن را تقلیل دهد.
واگذاری مدیریت نبرد ساحل غربی یمن، بندر المخا و تنگه باب‌المندب به چتر امنیتی پیمان مکه و نیروهای تحت حمایت ریاض، در حقیقت یک «برون‌سپاری جنگی» با هدف تخلیه بار عملیاتی آمریکاست. واشنگتن در پشت صحنه با تغذیه اطلاعاتی ماهواره‌ای، هدایت مستشاری و پشتیبانی لجستیکی، پاکستان و ترکیه را به میدان حفاظت از مرزها و تأسیسات نفتی عربستان کشانده است تا ارتش یمن درگیر دفاع زمینی در استان‌های تعز، لحج و مأرب شود و فرصت کمتری برای اعمال فشار بر گلوگاه‌های دریایی داشته باشد. با این تقسیم کار شیطانی، ناوگان دریایی آمریکا می‌توانند بدون نگرانی از حملات غافلگیرکننده موشکی انصارالله در دریای سرخ، تمام تمرکز پدافندی و تهاجمی خود را در خلیج فارس و برای مهار توان موشکی جمهوری اسلامی متمرکز کنند. پیمان مکه در این چارچوب، نه یک ائتلاف اسلامی برای صلح، بلکه پیاده‌نظام کم‌هزینه‌ای است که مأموریت هموارسازی مسیر تقابل کاخ سفید با کانون اصلی مقاومت را بر عهده گرفته است.
     توسل به سپر اجاره‌ای
زاویه دوم این تحول پرشتاب، نمایشگر درماندگی مفرط رژیم سعودی در معادله درگیری با یمن است. پس از یک ماه تجاوزگری کور و بمباران مناطق مسکونی، محاسبات فرماندهان ارتش سعودی کاملا شکست خورد. هدف قرار گرفتن مستقیم قلب صنایع نفتی در جده و فلج شدن سامانه‌های ناوبری فرودگاه‌های حساس جنوب نظیر ابها، جیزان و نجران ثابت کرد که هزینه‌های چندصد میلیارد دلاری خرید سامانه‌های پدافندی گران‌قیمت پاتریوت و تاد آمریکایی، در برابر باران موشک‌های نقطه‌زن و پهپادهای بالدار یمنی چیزی جز آهن‌پاره‌های ناکارآمد نبوده است. عربستان در هفته‌های اخیر بارها با ارسال پیام‌های اضطراری به کاخ سفید، خواهان مداخله نظامی مستقیم ارتش آمریکا، برقراری چتر پدافندی مشترک و انجام بمباران‌های سنگین در عمق یمن شد؛ اما ترامپ و ارکان نظامی واشنگتن با بی‌اعتنایی کامل، به ریاض فهماندند که دوران حمایت‌های رایگان به پایان رسیده و آمریکا حاضر نیست به خاطر منافع خاندان سعودی، در باتلاقی که انصارالله مهیای بلعیدن متجاوزان کرده، گرفتار شود.
این سرخوردگی عمیق از حمایت بی‌قیدوشرط واشنگتن، محمد بن سلمان را به سوی یک سیاست شتاب‌زده، پرهزینه و سنتی سوق داد: «یارکشی منطقه‌ای و باج‌دهی امنیتی». ریاض که در متوقف کردن پیشروی‌های زمینی رزمندگان انصارالله در جبهه سرنوشت‌ساز تعز مستأصل شده و نیروهای مزدور داخلی‌اش در کمین‌های رأس‌العاره متلاشی شده‌اند، دست نیاز به سوی ارتش‌های اسلام‌آباد و آنکارا دراز کرده است. انتصاب یک ژنرال پاکستانی به ریاست ائتلاف، نمادی آشکار از واگذاری فرماندهی میدانی نبرد زمینی به خارج از مرزهای عربستان از سر ضعف درونی ساختار نظامی آل‌سعود است.
پاکستان و ترکیه با ورود به این قمار از پیش باخته نه تنها باری از دوش بحران‌زده سعودی برنخواهند داشت، بلکه در جنایات جنگی آل‌سعود علیه مردم مظلوم یمن شریک  خواهد شد.