غفور کارگری: این ورزشکاران سربازانی هستند که تا پایان برای اعتلای پرچم ایران تلاش می کنند
بدرقه مردمی جانفدایان ایران قوی
میدان انقلاب تهران دوشنبهشب فقط یک میدان نبود؛ برای ساعاتی به ایستگاه بدرقه کاروانی تبدیل شد که قرار است نام ایران را در یکی از بزرگترین رویدادهای ورزشی قاره آسیا فریاد بزند.
ملیپوشان پارالمپیکی ایران در میان حضور پرشور مردم و همزمان با تجمع شبانه میدان انقلاب، آخرین سلامهای خود را پیش از سفر به ژاپن دریافت کردند؛ جایی که قرار است از ۲۶ مهر تا دوم آبان، پنجمین دوره بازیهای پاراآسیایی آیچی-ناگویا برگزار شود.
ورزشکارانی که قرار است در این رقابتها به میدان بروند، با نامی متفاوت راهی ژاپن میشوند؛ «جانفدایان ایران قوی». نامی که رئیس کمیته ملی پارالمپیک تأکید کرد صرفا یک شعار نیست، بلکه قرار است بازتابی از فضای اجتماعی ماههای گذشته و تصویری از روحیه ورزشکاران اعزامی باشد.
غفور کارگری، رئیس کمیته ملی پارالمپیک در میان جمعیت حاضر در میدان انقلاب گفت که این نام با الهام از حرکت مردم انتخاب شده و ورزشکارانی که با این عنوان راهی ناگویا میشوند، خود را سربازانی میدانند که تا پایان برای ایران تلاش خواهند کرد. او در بخشی از سخنانش به جمله یکی از بانوان ورزشکار اعزامی اشاره کرد؛ جملهای که بیش از هر آمار و وعدهای، حالوهوای این کاروان را به تصویر میکشید: «یا برای ایران مدال میگیرم یا زنده برنمیگردم».
در میدان انقلاب، قهرمانان پارالمپیکی تنها نبودند. خانواده ورزش، مسئولان کمیته ملی پارالمپیک، نمایندگان فدراسیونهای حاضر در کاروان و جمع زیادی از مردم کنار ورزشکاران ایستادند. فریبا محمدیان، معاون توسعه ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان، و مریم کاظمیپور، نایبرئیس کمیته ملی پارالمپیک، نیز در این مراسم حضور داشتند تا بدرقه کاروان رنگ و بوی رسمیتری پیدا کند؛ اما آنچه بیش از جایگاه مسئولان به چشم میآمد، حضور مردم و پرچمهایی بود که در میان جمعیت به حرکت درآمده بود.
یکی از تصاویر ویژه این مراسم، لحظهای بود که آنا جهانگرد، دانشآموز ۹ ساله مینابی و سرپرست معنوی کاروان، پرچم جمهوری اسلامی ایران را به روحالله رستمی، پرچمدار کاروان سپرد. جهانگرد همان دختری است که در جریان بمباران مدرسه شجره طیبه جانباز شد و حالا قرار است نام او و داستان کودکان قربانی جنگ، بخشی از پیام کاروان ایران در بازیهای پاراآسیایی باشد.
انتخاب آنا جهانگرد به عنوان سرپرست معنوی کاروان، یکی از متفاوتترین بخشهای حضور ایران در این دوره از بازیهاست. کاروان ایران در کنار نام «جانفدای ایران قوی»، شعار «به یاد کودکان هیروشیما، غزه، میناب» را نیز با خود به ژاپن خواهد برد؛ شعاری که قرار است توجهها را به کودکانی جلب کند که قربانی جنگ و خشونت شدهاند. از همین رو، حضور یک کودک جانباز در کنار قهرمانانی که قرار است برای مدال بجنگند، صرفا یک نماد تشریفاتی نیست و بخش مهمی از هویت این کاروان را شکل میدهد. مراسم بدرقه اما فقط به سخنرانی و اهدای پرچم ختم نشد. از دیوارنگاره جدید میدان انقلاب نیز رونمایی شد؛ دیوارنگارهای که تصویر کاروان ایران در بازیهای پاراآسیایی را با الهام از نام کاروان، شعار آن و رشتههای ورزشی حاضر در ناگویا به تصویر کشیده است. ورزشکاران اعزامی در حالی در کنار این تصویر ایستادند که خودشان قرار است چند روز دیگر از تهران به سمت ژاپن حرکت کنند و در بزرگترین میدان رقابتهای پاراآسیایی قاره آسیا به مصاف رقبای خود بروند.در بخش دیگری از مراسم، پلاکهای مخصوص هر ورزشکار توسط همسر شهید علیرضا بیات، از شهدای جنگ رمضان، به ملیپوشان اهدا شد. روحالله رستمی نیز سوگندنامه کاروان را قرائت کرد و پس از آن ۱۵ ورزشکار از رشتههای مختلف، هر کدام دقایقی کوتاه با مردم سخن گفتند؛ ورزشکارانی که حالا باید از فضای بدرقه عبور کنند و خود را برای روزهای رقابت آماده کنند.
اما پشت همه این تصاویر و شعارها، یک عدد بزرگ قرار دارد؛ ۱۶۶ ورزشکار. کاروان ایران با این تعداد ورزشکار در ۱۵ رشته ورزشی راهی بازیهای پاراآسیایی آیچی-ناگویا میشود؛ ۱۰۴ مرد و ۶۲ زن که هر کدام با یک هدف مشترک پا به میدان رقابت خواهند گذاشت. بازیهایی که قرار است با حضور حدود 4000 ورزشکار از کشورهای مختلف آسیا برگزار شود و ژاپن، در استان آیچی و شهر ناگویا، میزبان پنجمین دوره آن خواهد بود.
برای ورزش پارالمپیکی ایران، این سفر فقط یک اعزام ورزشی دیگر نیست. قهرمانانی که بارها در میادین آسیایی و جهانی افتخار آفریدهاند، حالا در آستانه یک رقابت تازه قرار گرفتهاند؛ رقابتی که مدالهایش یک طرف ماجراست و داستان ایستادگی، تلاش و بازگشت از محدودیتها طرف دیگر.
میدان انقلاب دوشنبهشب آخرین تصویر تهران از این کاروان را ثبت کرد؛ پرچمی که به دست پرچمدار سپرده شد، سوگندنامهای که خوانده شد، پلاکهایی که به گردن قهرمانان افتاد و مردمی که برای بدرقه ایستادند. حالا نوبت ناگویاست؛ جایی که «جانفدایان ایران قوی» باید از میان هیاهوی هزاران ورزشکار آسیایی عبور کنند و داستان خودشان را با زبان ورزش روایت کنند.