بازار ارز پس از هفتهها التهاب، وارد مسیر نزولی شد؛ روندی که به گفته رئیسکل بانک مرکزی نتیجه مدیریت انتظارات تورمی و مداخله هدفمند ارزی است
عقبنشینی معنادار ارز
بازار ارز پس از چند هفته نوسان و افزایش انتظارات تورمی، روز گذشته شاهد یکی از جدیترین عقبنشینیهای قیمتی خود در روزهای اخیر بود؛ بهطوری که قیمت دلار در بازار غیررسمی حدود ۱۰ هزار تومان کاهش یافت و به محدوده ۲۶۲ هزار تومان رسید.
این کاهش در شرایطی رخ داده که بانک مرکزی با هدف کاهش فشار روانی بر بازار، برنامه عرضه دو میلیارد دلار ارز را در دو مرحله در دستور کار قرار داده است. در چنین شرایطی، بانک مرکزی به عنوان سیاستگذار پولی تلاش کرد با افزایش عرضه و ارسال پیام روشن به بازار، دامنه انتظارات افزایشی را محدود کند. بانک مرکزی اعلام کرد که تا سقف دو میلیارد دلار اسکناس وارد بازار خواهد کرد که در مرحله نخست یک میلیارد دلار از طریق شعب منتخب بانکها و صرافیهای بانکی عرضه شده است. در این طرح، افراد بالای ۱۸ سال میتوانند با کارت ملی تا سقف ۱۰ هزار دلار ارز دریافت کنند.
کاهش شتاب نقدینگی
عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی شامگاه سهشنبه هفته جاری در توضیح سیاستهای پولی و ارزی کشور، ابتدا به موضوع تورم و نقدینگی اشاره و اظهار کرد: «کنترل تورم و تأمین کالاهای اساسی دو راهبرد اصلی بانک مرکزی در ششماهه اول سال بوده است.» وی با یادآوری اینکه به خاطر رشد نقدینگی و پشتسر گذاشتن دو جنگ و فشارهایی که به نقدینگی وارد شد، شاهد شتاب نقدینگی در ابتدای امسال بودیم، افزود: «در این شرایط که فشارهای اقتصادی زیاد است، توانستیم، کالاهای اساسی، دارو و نیازهای معیشتی مردم و همچنین مواد اولیه کارخانجات را تأمین کنیم.»
اهمیت این سخنان در آن است که سیاست ارزی بانک مرکزی را نمیتوان جدا از سیاست پولی آن بررسی کرد. کنترل بازار ارز در شرایطی که نقدینگی با سرعت بالایی افزایش پیدا کند، دشوارتر خواهد بود؛ چراکه بخشی از نقدینگی میتواند به سمت داراییهایی مانند ارز و طلا حرکت کند؛ بنابراین کاهش سرعت رشد نقدینگی، در کنار تأمین کالاهای اساسی و مواد اولیه، بخشی از سیاست مهار فشارهای تورمی محسوب میشود. همتی در ادامه با بیان اینکه بخشی از هدفگذاریها در خصوص مهار تورم به نتیجه رسیده است، از کاهش شتاب رشد نقدینگی در سه ماه اخیر خبر داد و اظهار کرد: «یکی از اهداف اصلی آمریکا ایجاد ابرتورم در ایران بوده اما بانک مرکزی و دولت با کمک یکدیگر از وقوع این موضوع جلوگیری کردند.»
رئیسکل بانک مرکزی اعلام کرد: «رشد ماهانه نقدینگی در شهریور به 1.3درصد رسید ضمن آنکه رشد نقطهبهنقطه نقدینگی نیز در شش ماه نخست امسال از اوج خود فاصله گرفته و به ۵۱ درصد رسیده است.» این ارقام از نگاه سیاستگذار پولی نشان میدهد که بخشی از فشار ایجادشده در ابتدای سال در حال کاهش است. البته کاهش سرعت رشد نقدینگی به معنای از بین رفتن تورم نیست بلکه به معنای کاهش شتاب یکی از عوامل مؤثر بر تورم است؛ موضوعی که میتواند در صورت استمرار، اثر خود را با فاصله زمانی بر سطح عمومی قیمتها نشاندهد.
دلار؛ محصول کمبود ارز یا افزایش انتظارات؟
اما بخش مهمتر سخنان رئیسکل بانک مرکزی به تحلیل علت افزایش نرخ ارز اختصاص داشت. همتی تاکید کرد که جهش اخیر الزاما ناشی از کمبود منابع ارزی نیست و بخش مهمی از آن به انتظارات تورمی و جنگ روانی بازمیگردد. وی درباره علت عرضه دو میلیارد دلار در بازار توضیح داد: «آمریکاییها از چند هفته پیش مرتب یک فضاسازی رسانهای را آغاز و اعلام کردند که میخواهند فشارهای اقتصادی را بیشتر کنند و حتی توییتهای یکدیگر را ریتوییت میکردند تا اقتصاد ایران را به هم بریزند؛ با این جنگ روانی و القائاتی که به راه انداختند، تا حدودی انتظارات تورمی کشور را بالا بردند؛ طبیعی است وقتی انتظارات تورمی بالا میرود، همه به سمت خرید داراییهایی میروند که انتظارات تورمی را هِچ (مدیریت ریسک) کند.»
بررسی این بخش از سخنان رئیسکل بانک مرکزی نشان میدهد که بازار ارز در شرایط جنگی فقط از متغیرهای تجاری و اقتصادی اثر نمیپذیرد. هنگامی که فعالان اقتصادی احتمال افزایش قیمتها در آینده را بالا ارزیابی میکنند، ممکن است تقاضای خود را جلو بیندازند و به خرید ارز یا طلا روی بیاورند. در این وضعیت، تقاضای ایجادشده الزاما به معنای افزایش نیاز واقعی وارداتی نیست. همتی در همین زمینه میگوید: «اینها باعث شد تا تقاضای ارز در بازار افزایش پیدا کند ولی تقاضای کالا نبود چون ما کالا را روزانه برای بازار تامین میکنیم، این تقاضای کاذب سبب شد تا ارز به رقمهایی که الان هست، برسد. ما از قبل برای همه این مشکلات از قبل در بانک مرکزی طراحی کرده بودیم. وقتی این اتفاق افتاد، بلافاصله برنامه خود را که مدیریت بازار ارز هست، اجرایی کردیم.» با این حال اگر بخشی از افزایش تقاضا ناشی از نگرانی درباره آینده باشد، افزایش عرضه میتواند این پیام را به بازار منتقل کند که منابع ارزی برای پاسخگویی به تقاضای احتیاطی وجود دارد؛ همان موضوعی که در تصمیمات بانک مرکزی اجرا شد. البته همتی درباره ورود بانک مرکزی به بازار تصریح کرد: «هدف از مداخله در بازار ارز، مدیریت نوسان و ایجاد ثبات است، نه تعیین یک نرخ کف یا تثبیت قیمت در عددی مشخص.» این رویکرد به معنای آن است که بانک مرکزی قصد ندارد برای مدت نامحدود از یک قیمت خاص دفاع کند؛ بلکه تلاش میکند از جهشهای ناگهانی جلوگیری کند و اجازه ندهد رفتارهای هیجانی، قیمتها را از مسیر متعارف خود دور کند؛ در همین حال با اجرای تصمیمات بانک مرکزی ابتدا روند صعودی نرخ ارز متوقف شد و از روز گذشته روند نزولی به خود گرفت.
تجربه ۱۳۹۷؛ یک نمونه پیش روی سیاستگذار
همتی با اشاره به تجربه سالهای گذشته گفت: «تجربه سالهای ۱۳۹۷، ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ نیز نشان میدهد نرخ ارز پس از جهشهای شدید، لزوما در همان سطح باقی نمانده است؛ برای نمونه، در یکی از دورهها نرخ از حدود ۲۰ هزار تومان به محدوده ۱۱ هزار تومان بازگشت.» این تجربه که در مهر ماه سال 1397 رخ داد، از آن جهت قابل توجه است که نشان میدهد در دورههای افزایش شدید انتظارات، نرخ ارز میتواند با سرعتی بیشتر از متغیرهای بنیادین حرکت کند و پس از فروکش کردن هیجان، بخشی از مسیر طیشده را بازگردد؛ یعنی احتمال افت شدید قیمت ارز طی روزهای آینده وجود دارد. متغیرهای بنیادین اقتصاد، میزان درآمدهای ارزی، تجارت خارجی، تورم و شرایط سیاسی همچنان بر نرخ ارز اثرگذارند اما در صورتی که بخش قابلتوجهی از افزایش قیمت ناشی از انتظارات باشد، فروکش شدن این انتظارات میتواند به کاهش تقاضای و در نتیجه افت قیمت منجر شود.
ذخایر ارزی؛ پشتوانه مداخله
یکی دیگر از محورهای مهم سخنان رئیسکل بانک مرکزی، وضعیت منابع ارزی کشور بود. همتی صراحتا اعلام کرد: «فروش ارز به معنای نداشتن ذخایر ارزی نیست. بانک مرکزی ارز دارد و در صورت نیاز برای مدیریت بازار و کاهش نوسان، آن را عرضه میکند. هدف اصلی، ثبات نرخ ارز است؛ چرا که نوسانات ارزی مستقیما بر زندگی مردم و اقتصاد اثر میگذارد.» او ادامه داد: «برخی فکر میکنند که ارز کشور فقط همان ۲۴ میلیارد دلار بلوکه شده است؛ ما ذخایر ارزی دیگری هم داریم قرار نیست که همه اطلاعات را بدهیم ما در شرایط جنگی هستیم، مگر اطلاعات موشکی و مهمات را میدهیم، اطلاعات ارزی را هم نمیدهیم، مگر در جایی که لازم باشد.» همتی اعلام کرد: «از اول سال تا نیمه مهرماه 9/24 میلیارد دلار تامین ارز برای واردات انجام شده است. این رقم در مقایسه با رقم ۲۸ میلیارد دلار سال گذشته ۱۲ درصد کاهش داشته که بخشی از آن در صنعت بوده و کاهش در کالاهای اساسی و دارو رخ نداده است. حتی در دارو نیز ۳۰ درصد بیشتر از پارسال تامین ارز انجام شده است»
بررسیهای جامجم حاکی از آن است که وضع درآمدهای ارزی کشور نسبت به سال گذشته، نهتنها تغییر نکرده بلکه در بعضی از ماههای گذشته وصول درآمدهای ارزی بیشتر هم شده است؛ به طوری که در کنار بازگشت ارزهای صادراتی، روزانه بهطور متوسط حدود ۱۹۵ میلیون دلار در مرکز مبادله ارز و طلای ایران، بهصورت مستقیم و غیرمستقیم معامله میشود؛ بخش مهمی از این معاملات برای تأمین کالاهای اساسی و دارو است.
انتظارات، بخشی از شوک را ساخت
بررسی شواهد میدانی نشان میدهد که صعود ناگهانی نرخ دلار نه حاصل کسری بنیادین در تراز تجاری بلکه برآمده از انتظارات تورمی بود که اتاقهای فکر جنگ اقتصادی دشمن علیه ایران مدیریت میکردند. وقتی دشمن با عملیات میدانی نظیر تلاش برای محاصره دریایی و بستن مسیرهای صادراتی، درصدد القای حس بنبست است، طبیعی است که تقاضای احتیاطی در جامعه افزایش یابد. با این حال، ورود بانک مرکزی به بازار ارز با هدف مدیریت نوسان و شکستن حبابهای قیمتی، توانست فضای انتظارات افسارگسیخته را مسدود کند. تجربه سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ نشان میدهد بازار ارز پس از دورههای جهش شدید میتواند در صورت تغییر انتظارات، مسیر معکوس را تجربه کند؛ بنابراین، در صورت فروکش کردن انتظارات تورمی، امکان اصلاح قابل توجه نرخ ارز وجود خواهد داشت؛ همانگونه که در مهرماه سال 97 نیز شاهد عقبنشینی سنگین قیمتها پس از دورههای التهاب بودیم. تصویر بازار ارز را نباید تنها از روی تابلوی قیمت دلار خواند. از یک سو، اقتصاد کشور با فشارهای ناشی از جنگ و تحریم روبهروست و از سوی دیگر، جریان تأمین ارز، درآمدهای صادراتی، ذخایر ارزی و ابزارهای مداخله بانک مرکزی همچنان فعال است. بنابراین در چنین شرایطی، مهمترین وظیفه بانک مرکزی، ایجاد ثبات و جلوگیری از شکلگیری موجهای هیجانی است. عرضه هدفمند ارز، کنترل رشد نقدینگی، تأمین مستمر کالاهای اساسی و دارو، بازگرداندن ارزهای صادراتی و کاهش انتظارات تورمی میتواند مجموعهای باشد که بازار را به سمت آرامش هدایت کند.