دبیر: باید از روزی بترسیم که مردم نسبت به فوتبال بیتفاوت شوند
نمکپاشی روی زخم فوتبال!
علیرضا دبیر دوباره دست روی نقطهای گذاشته که مدیران فوتبال ایران چندان علاقهای به صحبت درباره آن ندارند؛ فاصله میان توقعات، امکانات و خروجی فوتبال.
رضا پورعالی - دبیر گروه ورزش
رئیس فدراسیون کشتی این بار هم با ادبیات مخصوص خودش سراغ مدیریت فوتبال رفته و مقایسهای انجام داده که بیش از آنکه برای مدیران فدراسیون خوشایند باشد، تحریککننده است: «دوم جهان شدن برای کشتی باخت است، اما در فوتبال قرار گرفتن بین پنج تیم برتر آسیا میتواند دستاورد تلقی شود.»
یک جمله کوتاه، اما به اندازه کافی گزنده. دبیر البته تازه منتقد فوتبال نشده است. او طی سالهای اخیر بارها درباره شرایط این رشته، تیم ملی و نوع مدیریت فوتبال حرف زده و حتی تأکید کرده که فوتبال را بیشتر از کشتی دنبال میکند. این بار نیز حرف اصلی او صرفا درباره یک برد و باخت یا نتیجه یک تیم ملی نیست؛ او استاندارد موفقیت در فوتبال ایران را زیر سؤال برده و می گوید: «چند سال است در فوتبال کار میکنید؟ ۱۵ سال، ۲۰ سال یا ۳۰ سال؟ بروید ببینید در این سالها چه اتفاقی افتاده؟ مردم ناراحتند. باید از روزی بترسیم که مردم نسبت به فوتبال بیتفاوت شوند؛ این خطرناک است. باید مشخص کنند واقعا از فوتبال چه میخواهند. من درباره شخص خاصی صحبت نمیکنم؛ حرفم درباره فوتبال مملکت است. آیا میخواهند قهرمان آسیا شویم؟ قهرمان جهان شویم؟ به جام جهانی برویم؟ اخلاقمداری میخواهند؟ مبارزه با فساد میخواهند؟ پول میخواهند یا رشد فوتبال را دنبال میکنند؟ باید مشخص شود چه چیزی میخواهند. حرف من این است که مسئولان فدراسیون فوتبال بیایند و بگویند مثلا این مقدار امکانات و بودجه میخواهیم و در مقابل، این کار را تحویل میدهیم. دولت و مجلس هم بیایند و مشخص کنند چه چیزی از فوتبال میخواهند. این خیلی ساده است.»
رئیس فدراسیون کشتی پیشتر نیز پس از ناکامیهای فوتبال ایران گفته بود «نظام باید تکلیف فوتبال را مشخص کند»؛ موضعی که نشان میداد انتقاد او از سطح فنی عبور کرده و مستقیما به ساختار مدیریتی رسیده است. حالا با تکرار این انتقادها، دیگر دشوار است حرفهای دبیر را یک اظهارنظر گذرا یا کری میان مدیران دو رشته ورزشی دانست.
دبیر در واقع یک سؤال آزاردهنده را مقابل فوتبال ایران قرار داده است: معیار موفقیت چیست؟
اگر فدراسیون کشتی قهرمانی جهان و مدال طلای المپیک را ملاک ارزیابی خود قرار میدهد، فوتبال ایران با چه معیاری عملکردش را میسنجد؟ صعود به جام جهانی؟ حضور بین تیمهای بالای آسیا؟ نتایج فوتسال و فوتبال ساحلی؟ یا مجموعهای از این موارد؟
همین مقایسه کافی بود تا فدراسیون فوتبال از حالت سکوت خارج شود. مهدی محمدنبی، نایبرئیس اول فدراسیون فوتبال، در واکنشی تند اعلام کرد «تکلیف فوتبال سالهاست مشخص شده» و با اشاره به اساسنامه، مجمع عمومی و ساختار فدراسیون، عملا به دبیر یادآوری کرد که مدیریت فوتبال ارتباطی به رئیس فدراسیون کشتی ندارد. نبی از گستردگی فوتبال، تعداد مسابقات، هیأتهای استانی، سازمان لیگ و موفقیتهای فوتسال و فوتبال ساحلی گفت و در نهایت هم توصیهای صریح برای دبیر داشت: «هرکس سرش در کار خودش باشد.»
اما درست از همین نقطه، ماجرا جذابتر میشود. پاسخ فدراسیون فوتبال بیش از آنکه متوجه اصل انتقاد دبیر باشد، متوجه جایگاه منتقد بود. اینکه چرا رئیس فدراسیون کشتی درباره فوتبال حرف میزند، یک بحث است؛ اما اینکه آیا حرف او درباره پایین آمدن استاندارد موفقیت در فوتبال درست است یا نه، بحثی دیگر.
در این میان یک پرسش همچنان باقی است: آیا واکنش تند به منتقد، پاسخی به اصل انتقاد درباره کیفیت مدیریت و خروجی فوتبال ایران است، یا این جدال فقط بحث قدیمی «فوتبال در برابر سایر رشتهها» را وارد فصل تازهای کرده است؟
مدیران فوتبال میتوانند بگویند اداره پرمخاطبترین رشته ورزشی کشور قابل مقایسه با کشتی نیست؛ استدلالی که بیراه هم نیست. فوتبال شبکهای بسیار بزرگتر از باشگاهها، لیگها، تیمهای ملی و هیأتهای استانی دارد و مقایسه مستقیم آن با یک رشته انفرادی الزاماً تصویر دقیقی به دست نمیدهد. با این همه، این تفاوت پاسخ یک سؤال را نمیدهد: فوتبال ایران با این همه هزینه، توجه و سرمایه، دقیقا کجا ایستاده و مدیرانش بابت چه خروجی مشخصی باید مورد تحسین قرار بگیرند؟
شاید به همین دلیل است که حرفهای دبیر اینقدر واکنش ایجاد میکند. او از بیرون خانواده فوتبال، متر قهرمانی را روی میز گذاشته و با همان متر سراغ مدیران فوتبال آمده است.
فدراسیون فوتبال میتواند به دبیر بگوید «سرت در کار خودت باشد»، اما پاک کردن صورت سؤال به همین آسانی نیست. اگر دوم جهان شدن برای کشتی شکست است، موفقیت در فوتبال ایران دقیقا چیست؟