بازداشت قاتل تاجر فرش بعد از 11 سال
مردی که دو نفر را برای ربودن تاجر فرش اجیر کرده و او را به قتل رسانده بود بعد از 11 سال فرار، شناسایی و بازداشت شد.
به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده پاییز سال 94 همزمان با شکایت مردی مبنی بر ربوده شدن برادرش در دستور کار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. شاکی در تشریح ماجرا گفت: برادرم تاجر فرش بود. او با شریکش به نام شاهین اختلاف میلیاردی داشت. برای انجام کاری از خانه بیرون رفت و دیگر بازنگشت. کیفی پر از دلار و پول همراه داشت. تلفن همراهش خاموش است. همه جا را جستوجو کردیم اما ردی از او به دست نیاوردیم. پس از این شکایت، تحقیقات برای دستگیری شاهین، تنها مظنون پرونده و رازگشایی از سرنوشت مرد گمشده ادامه داشت تا اینکه با گذشت چند هفته از ماجرا سرانجام رد دو مرد در این رابطه به دست آمد که مرد تاجر را در شمال تهران به زور ربوده و با خود بردهاند. آنها با دستور بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران بازداشت شدند. یکی از متهمان در اظهاراتش گفت: یک روز شاهین به ملاقات من و فرید آمد و اعلام کرد با مردی اختلاف میلیاردی دارد. تصویر و محلهای تردد او را در اختیارمان قرار داد و خواست کمک کنیم او را برباید. دستمزد خوبی هم قرار شد به ما پرداخت کند. طبق نقشه عمل کردیم. به محل تردد مرد جوان رفتیم و رفت و آمدش را زیر نظر گرفتیم و با دستور شاهین او را ربودیم و به خانهای در یکی از شهرهای غربی کشور بردیم. دستمزد کمی گرفتیم و بازگشتیم. بعد فهمیدیم شاهین گروگان را کشته و اموالش را تصاحب کرده و بعد ناپدید شده است. این در حالی بود که دیگر متهم پرونده نیز گفتههای همدستش را تأیید کرد. تحقیق برای دستگیری سرکرده باند و رازگشایی از سرنوشت گروگان جوان ادامه داشت تا اینکه با گذشت 11 سال از این ماجرا سرانجام مأموران به سرنخهایی دست یافتند که نشان میداد سرکرده باند آدمربایی از اربیل عراق وارد یکی از شهرستانهای غربی کشور شده است. با کشف این سرنخ، مأموران با هماهنگی قضایی متهم را روز سهشنبه چهاردهم مهر امسال در مخفیگاهش بازداشت کردند. متهم در جریان تحقیقات پلیسی گفت: من و تاجر فرش سالها بود در زمینه خرید و فروش فرش همکاری داشتیم اما بعداز آخرین معاملهمان دچار مشکلات مالی شدیم. من کلی بدهی به بار آورده بودم. شریکم هم پولش را میخواست و من نتوانستم آن را پرداخت کنم. نقشه ربودن شریکم را کشیدم تا بدهیام را نپردازم. او را همدستانم ربودند و تحویلم دادند.
شریکم را به اربیل عراق بردم تا در آنجا مشکل مالیمان را حل کنیم. روزی که برای تفریح به اطراف شهر رفتیم، او تصمیم گرفت شنا کند اما در رودخانه غرق شد. از ترسم دیگر به ایران نیامدم و همانجا ماندم و جسد او هیچ وقت پیدا نشد.
عظیم سهرابی، بازپرس شعبه نهم دادسرای جنایی تهران با تأیید این خبر به جامجم گفت: با اعترافهای اولیه متهم و ادعای او تحقیقات همچنان ادامه دارد.