printlogo


دانش هسته‌ای  رمز پیشرفت و چکاد تمدن 
خروج آمریکا از عراق در نتیجه مقاومت است، نه مذاکره یا سازش و کوتاه‌ آمدن. در این میان، تحولات چند دهه اخیر عراق دارای درس‌های مهم و عبرت‌های تاریخی است.  
آیت‌الله علی‌اکبر رشاد - رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

یکی از این عبرت‌ها به دوره چهل‌وچند ساله اخیر بازمی‌گردد؛ زمانی که فردی مغرور، خودفریفته و جاه‌طلب به کشوری مستقل و مسلمان هجوم آورد در شرایطی که به‌تازگی انقلاب کرده، حکومت مردمی تشکیل داده بود و برای دفاع از خود در ظاهر آمادگی کافی نداشت. صدام با خیال خام تصور می‌کرد می‌تواند سه‌ روزه به تهران برسد و نظام اسلامی را ساقط کند؛ ضمن این‌که در توهم اشغال خوزستان و به یغما بردن ایران بود.  
همه قدرت‌های جهانی با حمایت همه‌جانبه پشتیبان او بودند؛ هم قدرت‌های غربی یعنی آمریکا و کشورهای اروپایی، هم قدرت شرقی یعنی شوروی آن زمان. این حمایت‌ها از عرصه دیپلماسی و نهادهای بین‌المللی تا زمینه‌های تسلیحاتی گسترده بود‌ به‌گونه‌ای که علاوه بر کمک‌های مادی و مالی، حتی سلاح‌های پیشرفته، جنگ‌افزارهای کشتار جمعی و سلاح‌های غیرمتعارف در اختیار صدام قرار داده شد. 
کشورهای منطقه در آن زمان نیز از صدام حمایت همه‌جانبه کردند و متأسفانه همچنان از اشتباه خود عبرت نگرفته‌اند؛ همین‌هایی که زیر پرچم و ردای آمریکا پناه گرفته‌اند و سرزمین خود را به پایگاه‌های دشمنان ما تبدیل کرده‌اند. سوریه تنها کشور منطقه بود که در آن مقطع کنار جمهوری اسلامی ایران ایستاد و از صدام حمایت نکرد. حافظ اسد با تمام ظرفیت از ایران حمایت کرد و در برابر این هجوم ایستاد. ما هشت سال دفاع جانانه کردیم و برای نخستین بار در تاریخ، در یک جنگ نه‌تنها شکست نخوردیم بلکه پیروز شدیم. حدودا طی دو سده اخیر هر بار قدرتی بیرونی به ایران حمله می‌کرد بخشی از خاک کشور جدا می‌شد‌ اما این بار حتی یک وجب از خاک ‌ایران جدا نشد. 
مفهوم جنگ جهانی را ابعاد بین‌المللی جنگ تحمیلی در روزگار کنونی تغییر داد؛ چنان‌که می‌توان گفت این جنگ به‌نوعی جنگ جهانی بود. البته جنگ جهانی امروز تفاوت دارد با مفهومی که در گذشته وجود داشت و غالب قدرت‌ها علیه یکدیگر در گستره وسیعی از کره زمین جبهه‌گیری می‌کردند. برای شکل‌گیری یک جنگ جهانی همین اندازه کفایت می‌کند که شماری از کشورها در جنگ‌های ترکیبی و تحولات نظامی مشارکت کنند؛ حتی اگر در کاخ‌های خود نشسته باشند و یک گلوله هم شلیک نکنند. زیرا ماهیت جنگ‌های امروز چنین است و لازم نیست شمار زیادی از کشورها، قدرت‌ها و ارتش‌ها مستقیما با سلاح‌های آتشین به رویارویی بپردازند.  عبرت‌های بسیاری در این قضیه وجود دارد. نخست این‌که یک انسان مغرور نباید تصور کند صرفا با اراده خود می‌تواند هر کاری انجام دهد. چنین نیست؛ به‌ویژه اگر مردم پشتیبان دولتی نباشند سرانجام شکست خواهد خورد‌ ولی در مقابل، نقش مؤثر ایمان و پشتوانه مردمی از مهم‌ترین درس‌های دفاع مقدس است و به‌راستی یک عبرت بزرگ است. کشوری که دولتی مردمی دارد، از متن مردم برخاسته و به ایمان و ظرفیت‌های داخلی متکی است، می‌تواند به مدد ایمان مردم، عزم ملی و راهبری الهی در برابر هجومی گسترده بایستد؛ حتی اگر از سوی کشورهای قدرتمند هیچ امکانی در اختیارش قرار نگیرد و نتواند در داخل به اندازه کافی و در زمان نیاز ابزار دفاعی و سلاح تولید کند و اساسا فاقد سلاح‌های راهبردی و استراتژیک باشد. 
صدام پس از آن‌که در جنگ با ایران با شکست و فرسودگی مواجه شد، در عین حال با همان خوی تجاوز، کشور همسایه خود را اشغال کرد. اینها همه عبرت بود.  از دیگر عبرت‌های مهم که در تحولات منطقه به چشم آمد و می‌آید، متکی ‌بودن دولت‌ها و ملت‌ها برای تامین امنیت خود به قدرت‌های خارجی است. عبرت بالاتر از این‌که دولت‌ها و ملت‌ها امنیت خود را به قدرت خارجی آمریکا وابسته کنند، درحالی‌که انگیزه‌های آمریکا از دخالت نظامی در عراق همانا طمع نفت و انرژی منطقه و عراق بود. صدام در‌برابر آمریکا نتوانست مقاومت کند. زیرا مردم پشت سر او نبودند. اگرچه در طول هشت سال جنگ با ایران عده‌ای از جمله اعضای حزب بعث و برخی افراد غیرمومن پشت سر صدام بودند‌ اما در آن مقطع نتوانست مقاومت کند و با آن خفت دستگیر شد. 
جا دارد به خاطره‌ای از شهید سردار رشاد اشاره شود. اخوی برای ما نقل می‌کرد وقتی صدام را با آن ذلت از سیاهچاله بیرون آوردند_ به‌ویژه وقتی یک سرباز چکمه‌اش را روی صورت او گذاشت_ دلم برایش سوخت. او می‌گفت دلم نمی‌خواست حتی دشمنم_ کسی که هشت سال در‌برابر او جنگیده بودم_ تا این اندازه ذلیل شود.