نظامسازی اسلامی از مسیر خودشناسی و شهود
از پیشنیازهای «نظامسازی اسلامی» معرفت شهودی است. فرآیندی که به تحقق این نظام سلوکی میانجامد، از منظر قرآن و سنت در این فرصت بررسی شده است.
حجتالاسلام محمدجواد رودگر - عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
«من» هویت اصلی و ذات و شناسنامه وجودی حقیقی هر انسانی است. محبت و نفرت و انزجار درونی به یک سنخ از معرفت حضوری و تکوینی برمیگردد. در بحث شناخت خدا هم معرفت فطری و حضوری مطرح است. از این رهگذر باید توجه کنیم میتوان با بسیاری از حقایق عالم رابطهای از نوع شهودی برقرار کنیم؛ یعنی من و حالات وجودی من.
اما جنس شهود مانند اتحاد عالم و معلوم و عاقل و معقول و عارف و معروف است. شهود از سنخ معرفت حصولی، مفهومی و اکتسابی نیست. در معرفت مدرسهای و حصولی، عالم و معلوم از هم جدا هستند ولی واسطهای بین عالم و معلوم و عارف و معروف در معرفت حضوری و شهودی وجود ندارد.
معرفت فطری، حضوری و تکوینی در هر کسی وجود دارد؛ حتی اگر در این باره شبههافکنی شود. پس اگر شبهه از بین برود، انسان سالم به آن اعتراف خواهد کرد.
همانند معرفت مدرسهای و حصولی که فرآیند خاص خود را با مقدمات و مؤخرات داراست و ریاضت علمی و زانو زدن در محضر استاد لازم دارد. معرفت فطری و شهودی هم همینگونه است.
ابزار معرفت شهودی، تزکیه نفس و طهارت باطن است و دل منبع این سنخ از معرفت است. البته نه این قلب مادی صنوبری!
در معرفت حصولی از قوای باطنی و ظاهری و حواسی مانند لامسه، سامعه و... برخوردار هستیم و در معرفت شهودی از قوای خیال، وهم و... بهره میبریم.
مرحوم فیض کاشانی در تفسیر صافی، ذیل آیه «أَفَلَمْ يسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ التِي فِي الصُّدُور» از امام صادق(ع) آورده است: «هر انسانی افزون بر گوش و چشم ظاهری، دارای گوش و چشم باطنی است که قرارگاه شهود انسان است. درواقع ما دارای شهود شنیداری، شهود بینایی و شهود وجودی هستیم».
آیه ۳۷ سوره ق (إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيد) دلالت بر این مسأله دارد. از سوی امام صادق(ع) قلب در این آیه به معنی عقل تفسیر شده است. همچنین سمع بهمعنای سامعه وجودی و باطنی است. یعنی صرفا گوش ظاهر نیست.
خدا در آیه ۷۵ سوره انعام فرموده: «وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيكُونَ مِنَ الْمُوقِنِين». یقین بهمعنای کنار رفتن پردهها و جایی است که انسان، ملکوت هستی را مشاهده میکند. در اینجا سخن از رؤیت و دیدن است؛ چنان که در آیه «مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى»، پیامبر(ص) با چشم دل مشاهده کرد.
گاهی ما با علوم تجربی به حقایقی میرسیم ولی گاهی انسان با شهود این عالم به باطن آن پی میبرد و حقایقی را میبیند. خدا در آیه ۸۳ سوره یس فرموده: «فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيءٍ وَإِلَيهِ تُرْجَعُون». همه پدیدههای عالم دارای ملکوتند و نظر به ملکوت عقلی است، نه حسی. همچنان که رؤیت ملکوت آسمان و زمین از سوی حضرت ابراهیم(ع) شهودی بود. در حقیقت، پیوندی بین انسان با ملکوت عالم برقرار میشود و انسان اگر ظاهر عالم را با چشم سر میبیند حقایق را با چشم دل میبیند و نواها را با گوش دل میشنود.