از آکروپولیس تا تهران
چهارشنبه هفته گذشته مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در تپه پنیکس آتن در سخنرانی که ایراد کرد با استناد به روایت هرودوت از یورش خشایارشا به آتن، میان ایران امروز و شاهنشاهی هخامنشی «اینهمانی» برقرار ساخت.
مجید رضابالا - پژوهشگر و منتقد
این جستار میپرسد: اگر این اینهمانی را که روبیو خود پیش نهاده است بپذیریم، براساس همان متنی که او بدان استناد میکند-یعنی «تواریخ» هرودوت- آمریکا باید وارث کدام صفات اخلاقی و سیاسی باشد؟ روش پژوهش، تحلیل متنمحور «تواریخ» هرودوت بر پایه ترجمه گودلی و تفاسیر علمی مدرن است، با تکیه بر «نقد درونی»: آگاهانه از محدودیتها و سوگیریهای هرودوت-که پریتچت و پلوتارک کاویدهاند-چشم نمیپوشیم اما چون روبیو خود او را معتبر دانسته، همان مبنا را به کار میگیریم تا روبیو را با معیارهای خویش محاکمه کنیم.
یافتهها نشان میدهد روایت روبیو از چهار سو با متن هرودوت در ستیز است: حذف زنجیره علّی جنگ (آتش زدن ساردیس به دست آتنیها)؛ وارونهنمایی هویت مدافعان آکروپولیس؛ نادیده گرفتن رذایل سیستماتیک یونانیان (فساد، ترس، خیانت، امپریالیسم)؛ و بازتولید منطق «بربرسازی» که در همان منطق، خود آمریکا را نیز «بربر» میسازد. نتیجه آن که، اگر اینهمانی روبیو پذیرفته شود، آمریکا باید وارث همان رذایل باشد. روبیو در سخنرانی خود گفت: «در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، سپاهیان خشایارشا به این شهر رسیدند و زیارتگاههای آن را به آتش کشیدند» و مدافعان آکروپولیس را کسانی معرفی کرد که «حاضر نشدند خانه خود را ترک کنند» تا «آخرین مقاومت شگفتانگیز خود را انجام دهند». او سپس این روایت باستانی را به سیاست خارجی «تعقیب بیاعتذارانه قدرت ملی» آمریکا پیوند زد و ایران معاصر را «فرقه مرگ» نامید. پرسش بنیادین این جستار آن است: اگر «اینهمانی» مورد نظر روبیو را بپذیریم - یعنی آمریکا را وارث آتن و ایران را در جایگاه شاهنشاهی هخامنشی بنشانیم - براساس «تواریخ» هرودوت، آمریکا باید عهدهدار چه رذایل اخلاقی و سیاسی شود؟ این «اینهمانی» یک فرض تحلیلی است، نه یک واقعیت تاریخی.