printlogo


لزوم چرخش در سیاست خارجی 
وقتی مذاکره‌ای صورت می‌گیرد، طبیعتا هدف این است که به تفاهم یا توافقی برسید. قرار نیست به سوئیس، نیویورک، دوحه یا اسلام‌آباد برویم و مذاکره کنیم، بدون آن‌که نتیجه‌ای در پی داشته باشد.
دکتر فواد ایزدی - کارشناس مسائل آمریکا

مذاکره باید به نتیجه‌ای مشخص، مثلا امضای یک تفاهم‌نامه یا توافق‌نامه، منتهی شود.  اما پرسش اصلی این است که چه کسی باید این توافق را امضا کند؟ آیا واقعا جای شک و شبهه‌ای وجود دارد که امضای ترامپ فاقد اعتبار است؟ آیا کسی می‌تواند تصور کند که ترامپ توافقی را امضا می‌کند و سپس به آن پایبند می‌ماند؟ این تصور اشتباه بسیار بزرگی است.  این مسأله فقط به ایران مربوط نمی‌شود. مبتنی بر سال‌ها تحقیق و تدریس تاریخ آمریکا در دانشگاه تهران نگارنده معتقد است در طول تاریخ آمریکا، موردی سراغ نداریم که این کشور با کشوری مانند ایران به تعهدی پایبند مانده باشد‌؛ البته یک مورد استثنا وجود داشته است: توافق‌های مربوط به تسلیحات هسته‌ای میان آمریکا و شوروی و بعدا روسیه. در آن توافق‌ها، طرف مقابل نیز سلاح هسته‌ای در اختیار داشت و آمریکا نمی‌توانست بدون در نظر گرفتن توانایی‌های طرف مقابل تصمیم بگیرد. دو طرف توافق می‌کردند و محدودیت‌هایی را در زمینه تسلیحات هسته‌ای می‌پذیرفتند‌؛ هرچند درباره میزان پایبندی به این توافق‌ها نیز باید جداگانه بحث کرد. 
بنابراین، مسأله اصلی این نیست که مذاکره کنیم یا نکنیم. پرسش اساسی این است که اگر قرار است مذاکره کنیم، می‌خواهیم به چه نتیجه‌ای برسیم؟ سیاست خارجی کشور ما باید براساس پاسخ به همین پرسش تنظیم شود. مقاله آقای دکتر ظریف در مجله فارن افرز، با این مضمون که ایران باید امتیاز بدهد تا توافق جدیدی حاصل شود، از نظر من حاوی یک خطای اساسی در سیاست‌گذاری است.