نگرانی غرب از قدرت تمدنی ایران
اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نشان داد چگونه روایتهای مربوط به گذشته، در صورتبندی سیاسی امروز و ساختن تصویری خاص از ایران بهکار گرفته میشوند.
دکتر موسی نجفی - استادتمام علوم سیاسی
بهاعتقاد من، این اظهارات در امتداد همان روایت تاریخی و فرهنگی صهیونیستیای قرار میگیرد که میکوشد به مخاطب القا کند ایران، بهعنوان یک قدرت تمدنی، همواره خطری برای غرب بوده است.
پیام ضمنی این روایت آن است که اگر غرب پیشدستی نکند، ممکن است بار دیگر با قدرتی مواجه شود که آزادی و نظم سیاسی آن را تهدید کند.
این همان سناریویی است که من ریشههای آن را در پیوند شرقشناسی، روایتهای هالیوودی و نگاه سیاسی جریانهای صهیونیستی میدانم.
بهنظر من، چنین روایتی تلاشی برای ساختن یک تهدید تمدنی و سپس توجیه سیاستهای تقابلی و اقدامات نظامی مثلا برای جنگ ۱۲روزه، جنگ رمضان و جنگهای دیگری است که سودایش را درسر دارند.
بهاعتقاد من، وزیر خارجه آمریکا و باند ترامپ بیسوادتر از آن هستند که هخامنشیان را بشناسند و این مسائل-مثلا جنگهای آخرالزمانی- را متوجه شوند؛ این نکته بسیار مهم است. چنین مدعایی را کارشناسان به آنها میآموزند؛ وقتی ایران باستان در روایت سیاسی غرب، نماد یک تهدید تاریخی معرفی میشود، مساله از اختلاف با یک نظام سیاسی فراتر میرود. در چنین روایتی، وزیر خارجه آمریکا میگوید امپراتوری بزرگ ایران مدتها خواب بوده و بیدارشدن امپراتوری پارسی برای دنیا خطر ایجاد میکند؛ حالاکه اینروح با جمهوری اسلامی بیدار شده، باید هوشیار باشیم و این بهانهتراشی برای جنگی است که آمریکاییها میسازند، هرچند واقعی نباشد. درواقع، نه با جمهوری اسلامی بلکه با ایران مخالفند؛ برای فهم این موضوع باید به تحلیلهای برخی (رجال) آمریکایی توجه کرد؛ ریچارد نیکسون میگوید قطب بعدی در مقابل نظم آمریکایی جهان اسلام است با دو ویژگی جمعیت میلیاردی و اداره نفت؛ منتها فاقد شخصیت است که انقلاب ایران به این جهان شخصیت بخشید. بهباور من، بخشی از مخالفت آمریکا به نگرانی از شکلگیری قدرتی مستقل بازمیگردد که میتواند در برابر سلطهطلبی آمریکا بایستد.