printlogo


برنامه جدید شبکه ورزش از روزهایی می‌گوید که با اتفاقات سرنوشت‌ساز ماندگار شدند 
مرور تقویم ورزشی  در چنین روزی 
برنامه «در چنین روزی» که به‌تازگی راهی آنتن شبکه ورزش سیما شده، محدود به ارائه آمار و ارقام ورزشی نیست.
نوشین مجلسی - روزنامه‌نگار

این برنامه قصه می‌گوید؛ قصه شکست‌ها و موفقیت‌های سرنوشت‌ساز در تاریخ ورزش ایران و جهان. مخاطبان در اتمسفر دکور، پلاتو‌های راوی، آیتم‌ها و گرافیک برنامه، سفری متفاوت به تاریخ ورزش ایران و جهان دارند و با چند و چون روزهای مهم در تقویم ورزش آشنا می‌شوند. نخستین طلای ایران در المپیک، درخشش ساره جوانمردی و ... از این دست روایت‌ها هستند. محمدحسین بزرگی‌راد، تهیه‌کننده در گفت‌وگو با روزنامه جام‌جم از طراحی و ساخت این برنامه‌می‌گوید.
در چنین روزی، به نویسندگی و کارگردانی سجاد رضازاده، با همراهی علیرضا عبدی و مسلم محمودیان به‌عنوان نویسنده و میثم محمدزاده در جایگاه راوی از 21مهرماه راهی آنتن شبکه ورزش شده است. محمدحسین بزرگی‌راد درباره رسیدن به طرح برنامه‌ای درباره تاریخ ورزش ایران و جهان در تلویزیون به جام‌جم توضیح می‌دهد: همیشه در گفت‌وگوهایی که با آقای معتضدی، رئیس شبکه ورزش، داشتیم، جای بخشی را در کنداکتور پخش خالی می‌دیدیم که به رویدادهای روز و تاریخی ورزش بپردازد؛ البته نه صرفا در قالب ارائه داده‌ها و اطلاعات. مد نظر داشتیم به‌ویژه درباره ورزش ایران، قصه و روایت بگوید. این اولین جرقه‌ای بود که در ذهن ما برای طراحی یک برنامه تاریخی در حوزه ورزش زده شد. شرط اصلی این بود هر اتفاق در همان روزی که رخ داده روایت شود. با این ایده انگار تقویم ورزش ایران و جهان را مقابل خود گذاشتیم و اتفاقات تلخ و شیرینی را که قصه‌ای جذاب در پس خود داشتند، جدا کردیم. 
برش‌هایی کوتاه از تقویم ورزش 
در این برنامه با راوی‌ای مواجه هستیم که قصه هر اتفاق را در میان پخش تصاویر آرشیوی، عکس‌های یادگاری و ... برای مخاطبان تعریف می‌کند. از بزرگی‌راد می‌پرسیم برای طراحی این برنامه چرا سراغ ساختارهایی همچون مستند یا گفت‌وگو نرفتند. وی پاسخ می‌دهد: همان‌طور که از اسم برنامه مشخص است می‌خواستیم برشی کوتاه را از اتفاقاتی که در چنین روزی رخ داده روایت کنیم. معمولا برای پرداختن به این موضوعات سراغ قالب‌هایی مانند گفت‌وگو یا مستند می‌روند که تا حد زیادی تکراری شده‌اند. دنبال خلاقیت فرمی بودیم تا فضای معمول را بشکنیم. به نظرمان رسید تلفیق قصه با رویدادهای ورزشی، قالبی کمتر تجربه‌ شده باشد.
قصه و روایت همیشه برای مردم جذابیت دارد. ضمن این‌که از ابتدا قصد داشتیم در امتداد برنامه‌های شبکه ورزش حرکت کنیم، نه این‌که اثری شبیه دیگر برنامه‌های این شبکه بسازیم. می‌خواستیم در صورت موفقیت، مخاطبان جدیدی برای شبکه به ارمغان بیاوریم. 
یک روایت از میان صدها قصه
تهیه‌کننده برنامه در چنین روزی درباره روند پژوهش و رسیدن به این شیوه روایت بیان می‌کند: وقتی این ایده به ذهنم رسید با رئیس شبکه ورزش در میان گذاشتم. همان‌طور که اشاره کردم، سال‌ها درباره‌اش حرف زدیم و می‌خواستیم اثری متفاوت در سبد برنامه‌های شبکه ورزش قرار دهیم. کار عملی روی این سوژه حداقل شش ماه پیش آغاز شد. اتودهای متنوعی مثل مجله تصویری، گزارش مستندوار و ... زدیم و در نهایت به این ساختار که امروز روی آنتن است، رسیدیم. از خردادماه کار روی محتوا آغاز شد و برای هر روز از دوره پخش برنامه، ۱۰ سوژه ورزشی در نظر گرفتیم. در نهایت از این میان به 3 ــ 2 سوژه جذاب رسیدیم که می‌توانست قصه داشته باشد. در این فصل تعداد محدودی کلاکت داریم، به همین خاطر برای هر ماه 16 - 15 مورد را انتخاب کردیم. روزهایی داشتیم که اتفاقاتش نمره قبولی نگرفت، پس آن را کنار گذاشتیم. بنای پخش را از 21 مهر قرار دادیم و سوژه‌هایی را انتخاب کردیم که مخاطب قصه آن را نشنیده یا اگر شنیده در حد اعداد و ارقام باشد. سپس برای هر سوژه، محورهای قصه را درآوردیم و با مطلعان درباره آنها گفت‌وگو کردیم. در نهایت این اطلاعات به دست نویسنده رسید تا هر روایت را بنویسد.  این تهیه‌کننده در مورد گفت‌وگو با اشخاصی که ماجرای آنها روایت می‌شود، می‌گوید: در بعضی موارد اطلاعات متناقض به‌دست‌آوردیم؛ برای همین به خود اشخاص مراجعه کردیم تا از صحت اطلاعات مطمئن شویم. البته بخشی از سوژه‌ها مثل موارد خارجی یا افراد درگذشته، قابل دسترس نیستند و برای همین از سایر منابع استفاده کردیم. با توجه زمان کوتاه برنامه نخواستیم که الزاما سراغ خود سوژه برویم. 
 50 کلاکت تماشایی 
برخی روزها برنامه روی آنتن نمی‌رود، اما برای مناسبت‌هایی که رویدادی جذاب در تاریخ ورزش رقم خورده، قسمت ویژه‌ای تولید و پخش می‌شود. بزرگی‌راد درباره تعداد کثیر سوژه‌ها تصریح می‌کند: این فصل از برنامه 50 کلاکت است و با توجه به محدودیت قسمت‌ها، این موارد انتخاب شدند. البته باید تاکید کنم ظرفیت ورزش ایران و جهان خیلی بیشتر است. ما می‌توانستیم برای هر روز یک روایت داشته باشیم که طبیعتا برخی شنیدنی‌تر و برخی کمتر جالب بودند. ولی می‌خواستیم 50 قسمت در چهار ماه روی آنتن برود و برای همین بعضی از قصه‌ها را حذف کردیم. 
او می‌ا‌فزاید: روایت‌ها را به شکلی طراحی کردیم که نه‌تنها برای ورزشکاران دیدنی باشد، بلکه یک شخص خانه‌دار هم قصه‌ای را که پشت هر شکست یا موفقیت وجود دارد، با علاقه دنبال کند. 
هم شکست و هم پیروزی
برخی از قسمت‌های برنامه شخص‌محور نیست و ممکن است درباره یک تیم ورزشی باشد. تهیه‌کننده در چنین روزی می‌گوید: مثلا در مهرماه شش سوژه روی آنتن می‌رود که از میان‌شان باخت سه بر یک تیم ملی فوتبال ایران به بحرین و نرفتن به جام‌جهانی هم وجود دارد. اصل را بر کشش سوژه و شکل‌گیری قصه و روایت حول محور آن گذاشتیم. الزاما به‌دنبال داستان‌ پیروزی‌ها نبودیم. شکست‌هایی را هم روایت کردیم. اتفاقاتی که شاید خودشان به‌ظاهر اهمیت نداشته باشند اما شروع یک رخداد بزرگ بودند. گاهی دایره‌ای از اتفاقات حول یک اتفاق به‌ظاهر ساده رقم خورده است. 
برای نمونه اولین طلای ساره جوانمردی را در اینچئون 2014 داریم. این طلا احتمالا ارزش چندانی در کارنامه خانم جوانمردی و ورزش ایران ندارد اما از این جهت مهم است که اولین طلا و شروع سه المپیک پربار این ورزشکار بود. ساره جوانمردی با این طلا بود که برای رسانه‌ها کشف شد. 
روایتگری با بازیگری 
میثم محمدزاده به‌عنوان راوی هر قسمت از این برنامه، به‌نوعی مقابل دوربین بازی می‌کند و با قصه همراه می‌شود. بزرگی‌راد در مورد انتخاب او بیان می‌کند: انتخاب مجری بر دو معیار اصلی استوار بود. برای شبکه اهمیت زیادی داشت که فرد موردنظر، علاوه بر آشنایی تخصصی با حوزه ورزش و تسلط بر اصطلاحات آن، در بازی مقابل دوربین نیز توانمند باشد؛ چراکه مجری برای روایت هر سوژه، به‌نوعی نقش‌آفرینی می‌کند.
اگر می‌شد پشت‌صحنه را ضبط کرد، می‌دیدید که ما مثل فیلم داستانی پلان به پلان می‌سازیم. این دو فاکتور را که کنار هم گذاشتیم به چند شخص رسیدیم. تعدادی از اسامی خط خوردند، چون برای ما و شبکه اهمیت داشت از مجری‌ای استفاده کنیم که ظرفیت بالایی دارد اما به دلایلی کمتر دیده شده است. در نهایت به آقای محمدزاده رسیدیم. وقتی تصویربرداری را با او آغاز کردیم، متوجه شدیم همانی است که می‌خواستیم و شرایط خوبی را برای برنامه ایجاد کرد. 
این تهیه‌کننده درباره آخرین مراحل ساخت برنامه عنوان می‌کند: تولید ادامه دارد و همچنان در حال نگارش متن هستیم. پخش تا اوایل بهمن طول می‌کشد. این‌که قرار است برنامه ادامه داشته باشد یا خیر، به تصمیم شبکه بستگی دارد. با توجه به بازخوردها، به نظرم ادامه خواهد داشت.

پخش شناور 
برنامه در چنین روزی، سه بار در روز به پخش می‌رسد. بزرگی‌راد  این مقاطع زمانی را چنین شرح می‌دهد: هر قسمت حدود 13 دقیقه است.
 برای پخش، یک باکس صبحگاهی بین ساعت 8 تا 9 داریم که تلاش می‌کنیم رأس ساعت 9 پخش شود. یک باکس عصرگاهی میان ساعت 13 تا 16 است. یک باکس شبانگاهی هم هست که برای بازه زمانی 18 تا 19 در نظر گرفته‌ایم. جنس اثر کوتاه است و نمی‌توان ساعت دقیقی برای آن تعیین کرد. کار تاریخ انقضا دارد، چون مربوط به همان روز است و نمی‌تواند فردا تکرار شود. ممکن است سال دیگر در چنین روزی بتوان آن را پخش کرد؛ برای همین شبکه به جهت دیده‌شدن برنامه سه بار در روز آن را روی آنتن می‌فرستد.