استقلال ایران راز دشواری مهار یک تمدن
از دیدگاه من، ایران بهدلیل برخورداری از منابع طبیعی، موقعیت راهبردی، سابقه تمدنی و ظرفیت اثرگذاری در جهان اسلام، جایگاه متفاوتی دارد.
دکتر موسی نجفی | استاد تمام علوم سیاسی
انقلاب اسلامی نیز این ظرفیتها را در قالب یک نظام سیاسی مستقل صورتبندی کرد و به آنها بعدی هویتی و فرامنطقهای بخشید. آمریکا برای تحمیل اراده خود در برابر برخی کشورها میکوشد از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی استفاده کند اما در برابر ایران با محدودیتها و هزینههای بیشتری روبهروست. ایران را نمیتوان صرفا با معیار منابع نفتی یا قدرت اقتصادی سنجید؛ زیرا مؤلفههای تاریخی، سیاسی و اجتماعی نیز در توان مقاومت آن نقش دارد. بنابراین از نظر من، مسأله اصلی همین استقلال، در کنار ظرفیتهای تمدنی و منطقهای ایران و یکی از عوامل تداوم تقابل میان دو کشور است. آنچه روبیو در سخنان خود درباره ایران باستان مطرح میکند، در درجه نخست به تقابل شرق و غرب بازمیگردد؛ اما در داخل ایران جریانهایی که میخواهند ایران باستان را در برابر ایران اسلامی قرار دهند، درواقع بخشی از تاریخ و هویت ایران را در مقابل بخش دیگر آن تعریف میکنند. به نظر من، این نگاه با تجربه تاریخی ایران سازگار نیست. یکی از نمونههای تاریخی این رویکرد را میتوان در سیاستهای دوره پهلوی مشاهده کرد؛ زمانی که با تغییر تقویم رسمی به تقویم شاهنشاهی، تلاش شد پیوند هویت ملی با گذشته پیش از اسلام برجسته شود و میان گذشته باستانی و میراث اسلامی فاصله ایجاد کند. در حالیکه تاریخ ایران نشان میدهد این مؤلفهها در تقابل با یکدیگر قرار ندارند. ایران پس از اسلام نیز زبان، ادبیات، سنتهای فرهنگی و حافظه تاریخی خود را حفظ کرد و در عینحال، در شکلگیری تمدن اسلامی سهمی جدی داشت. کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» اثر شهید مرتضی مطهری از آثاری است که این رابطه را بررسی میکند. بهجای طرح تقابلهای ساختگی باید به چگونگی تعامل و تأثیرگذاری متقابل ایران و اسلام در طول تاریخ توجه کنیم. از نمونههای روشن، زبان و خط ماست. امروز فارسی صحبت میکنیم اما زبان فارسی را با خطی مینویسیم که پس از اسلام و در پی تحولات تاریخی، با اقتباس و سازگاری از خط عربی بازآفرینی شد. این موضوع نشان میدهد که هویت ایرانی در طول تاریخ، هم عناصر پیشین خود را حفظ کرد، هم از تحولات فرهنگی و دینی تأثیر پذیرفت.