دریاچه ارومیه، تشنه حقابه
دریاچه ارومیه برای بازگشت به شرایط پایدار، به چیزی بیش از بارشهای فصلی و اقدامات مقطعی نیاز دارد. تامین مستمر حقابه زیستمحیطی، مدیریت برداشت آب در حوضه آبریز و اصلاح الگوی مصرف، سه ضلع اصلی مسیری هستند که سرنوشت یکی از مهمترین زیستبومهای ایران به آن وابسته است. برآوردها نشان میدهد نیاز آبی سالانه این دریاچه حدود ۳ تا 3/4میلیارد متر مکعب است؛ رقمی که اهمیت مدیریت منابع آب و نظارت بر نحوه تخصیص آن را برجسته میکند.
حقابهای که باید هر سال تامین شود
موضوع تامین سالانه حقابه زیستمحیطی دریاچه ارومیه بار دیگر به یکی از محورهای بحث درباره آینده این پهنه آبی تبدیل شده است. حقابه زیستمحیطی، سهمی از منابع آب است که باید برای حفظ کارکردهای طبیعی یک رودخانه، تالاب یا دریاچه اختصاص یابد. این سهم صرفا برای افزایش موقت سطح آب نیست بلکه برای حفظ شرایط زیستی، تداوم زنجیره غذایی و جلوگیری از تشدید تخریب محیط زیست ضرورت دارد.
در مورد دریاچه ارومیه، مسأله اصلی فقط میزان بارندگی نیست. آب باید از سرچشمهها و رودخانههای حوضه آبریز عبور کند و پس از تامین نیازهای ضروری، به بستر دریاچه برسد. هرگونه برداشت خارج از برنامه، انحراف جریان آب یا اختلال در مسیرهای انتقال میتواند فاصله میان میزان آب موجود و نیاز اکولوژیک دریاچه را افزایش دهد.
بر همین اساس، تامین حقابه باید بهعنوان یک تعهد مستمر در مدیریت منابع آب دیده شود، نه اقدامی که فقط در سالهای پربارش یا هنگام افزایش حساسیت عمومی نسبت به وضعیت دریاچه مورد توجه قرار گیرد.
چرا عدد 3/4 میلیارد متر مکعب اهمیت دارد؟
برآورد نیاز آبی سالانه دریاچه ارومیه در محدوده ۳ تا 3/4میلیارد متر مکعب، نشان میدهد احیای این زیستبوم به جریان آبی قابل توجه و تکرارشونده نیاز دارد. پژوهشهای علمی نیز بر ضرورت تامین جریان زیستمحیطی و توجه همزمان به تغییرات اقلیمی و مصرف انسانی آب تاکید کردهاند. برای نمونه، مطالعه منتشرشده در یک مجله علمی نیاز سالانه دریاچه را برای حفظ شرایط زیستمحیطی حدود 3/7میلیارد متر مکعب برآورد کرده است.
البته باید میان «حقابه موردنیاز»، «آب تخصیصیافته»، «آب رهاشده از سدها» و «آبی که عملا به دریاچه میرسد» تفاوت گذاشت. این چهار شاخص لزوما یکسان نیست و اعلام یک عدد بهتنهایی نمیتواند تصویر کاملی از وضعیت احیا ارائه دهد.
بارندگی؛ فرصت مهم اما نه راهحل نهایی
یکی از عواملی که میتواند وضعیت دریاچه ارومیه را در کوتاهمدت بهبود بخشد، افزایش بارندگی و روانآبهای ورودی به حوضه آبریز است. با این حال، اتکای صرف به شرایط جوی نمیتواند جایگزین برنامهریزی بلندمدت شود.
بارندگی مناسب ممکن است در یک سال حجم آب دریاچه را افزایش دهد اما تداوم این وضعیت به نحوه مدیریت آب در ماههای بعد نیز بستگی دارد. اگر منابع آبی ورودی به دریاچه در مسیرهای مختلف برداشت شود یا مصرف در حوضه آبریز بدون توجه به ظرفیت منابع ادامه یابد، بهبود مقطعی میتواند با کاهش دوباره سطح آب همراه شود. پژوهشهای علمی درباره دریاچه ارومیه نشان میدهد تغییرات اقلیمی، افزایش تقاضای آب و سیاستهای مدیریت منابع، در کنار یکدیگر بر آینده این دریاچه اثر میگذارد. براساس یکی از این مطالعات، حتی کاهش قابل توجه مصرف آب کشاورزی نیز ممکن است در سناریوهای شدیدتر تغییر اقلیم برای حفظ دریاچه کافی نباشد.
کشاورزی و رقابت بر سر منابع آب
حوضه آبریز دریاچه ارومیه با مجموعهای از نیازهای آبی روبهروست؛ از تامین آب شرب و فعالیتهای اقتصادی گرفته تا کشاورزی و حفاظت از محیطزیست. در چنین شرایطی، مدیریت آب بدون اصلاح الگوی مصرف و کنترل برداشتها با محدودیتهای جدی روبهرو خواهد بود. کشاورزی یکی از بخشهایی است که در برنامههای مدیریت حوضه آبریز باید مورد توجه قرار گیرد. این موضوع بهمعنای نادیده گرفتن معیشت کشاورزان نیست بلکه ضرورت ایجاد تعادل میان تولید کشاورزی، درآمد جوامع محلی و ظرفیت واقعی منابع آبی را نشان میدهد.
کاهش وابستگی به محصولات پرآببر در مناطق نامتناسب، بهبود روشهای آبیاری و جلوگیری از برداشتهای غیرمجاز میتواند بخشی از فشار بر منابع آب را کاهش دهد. البته اجرای این سیاستها بدون حمایت مالی، آموزش و فراهم کردن گزینههای معیشتی جایگزین برای کشاورزان دشوار خواهد بود.
نظارت بر مسیر آب؛ حلقه تعیینکننده احیا
یکی از مسائل مهم در تامین حقابه، اطمینان از رسیدن آب به مقصد است. در این زمینه، پایش رودخانهها، کنترل برداشتهای بالادست و مدیریت دریچهها و سردهنههای انتقال آب میتواند نقش تعیینکنندهای داشته باشد. مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی نیز پیشتر بر ضرورت بسته ماندن سردهنههای کشاورزی در فصول غیرزراعی و جلوگیری از برداشتهای خارج از چارچوب تاکید کرده بود. این اقدامات با هدف هدایت جریان آب بهسمت دریاچه ارومیه دنبال میشود.
احیای دریاچه؛ فراتر از افزایش سطح آب
اهمیت دریاچه ارومیه تنها به وسعت پهنه آبی آن محدود نمیشود. این دریاچه بخشی از یک سامانه زیستی گسترده است که بقای پرندگان، موجودات آبزی و تعادل محیطی منطقه به آن وابسته است. کاهش شدید آب و افزایش شوری میتواند شرایط زیست گونههای مختلف را تغییر دهد و پیامدهایی فراتر از محدوده جغرافیایی دریاچه ایجاد کند.
از این رو، موفقیت برنامه احیا باید با مجموعهای از شاخصها سنجیده شود؛ از جمله میزان آب ورودی، تغییرات تراز و حجم آب، وضعیت شوری، شرایط زیستی و استمرار تامین حقابه در سالهای متوالی.
افزایش مقطعی آب اگر با برنامهای پایدار برای مدیریت منابع همراه نباشد، لزوما بهمعنای بازگشت دریاچه به شرایط مطلوب نیست. در مقابل، استمرار جریانهای زیستمحیطی، حتی در کنار محدودیتهای اقلیمی، میتواند برای جلوگیری از تشدید تخریب اهمیت داشته باشد.