printlogo


احیای فاطمیه از ارادت تا آگاهی دکتر علی جدیدبناب: حضرت فاطمه زهرا(س) نخستین شهیده راه امامت
حضرت فاطمه‌زهرا(س) را نمی‌توان تنها در قاب مظلومیت و سوگ نشاند؛ زندگی کوتاه آن حضرت، روایت پیوند عمیق ایمان، علم، بصیرت و مسئولیت‌پذیری در برابر سرنوشت جامعه اسلامی است.
علی مظاهری | روزنامه نگار

خطبه فدکیه، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین متون اعتقادی و کلامی منسوب به ایشان، نشان می‌دهد که دفاع حضرت‌زهرا(س) از حق امیرالمؤمنین(ع)، فراتر از یک مطالبه شخصی و مالی، اعتراضی آگاهانه به انحراف در مسیر رهبری امت اسلامی بود. به مناسبت فرارسیدن ایام فاطمیه اول، با حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر علی جدیدبناب، استاد حوزه و دانشگاه، درباره جایگاه الهی حضرت‌زهرا(س) در قرآن و سنت، ابعاد علمی و معرفتی شخصیت ایشان، پیام‌های سیاسی و اعتقادی خطبه فدکیه و مفهوم شهادت در راه امامت و ولایت گفت‌وگو کرده‌ایم. در این گفت‌وگو، همچنین به الگوگیری از سیره فاطمی در جامعه امروز و جایگاه حضرت‌زهرا(س) در منظومه فکری و فرهنگی رهبر شهید  انقلاب پرداخته‌ایم.

 در معارف شیعه، حضرت فاطمه‌زهرا(س) جایگاهی فراتر از یک شخصیت تاریخی و حتی یک الگوی اخلاقی دارند. برای شناخت دقیق‌تر این جایگاه، باید از کجا آغاز کنیم؟
برای شناخت شخصیت حضرت‌زهرا(س)، باید به قرآن‌کریم و سنت پیامبراکرم(ص) مراجعه کنیم. آن‌ حضرت تنها دختر پیامبر(ص) و همسر امیرالمؤمنین(ع) نیستند، بلکه در منظومه اعتقادی شیعه، جایگاهی ویژه در میان حجت‌های الهی دارند. آیات قرآن و روایات نقل‌شده از پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع)، ابعاد مختلف این منزلت را روشن می‌کنند. یکی از مهم‌ترین شواهد قرآنی، آیه تطهیر است که در سوره احزاب آمده است: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا». در روایات متعددی از شیعه و اهل سنت، این آیه با اهل‌بیت پیامبر(ص)، ازجمله حضرت فاطمه‌زهرا(س)، مرتبط دانسته شده است. همچنین آیه مودت در سوره شوری و سوره کوثر در تفسیرهای روایی شیعه، جایگاه ویژه‌ای در تبیین منزلت آن حضرت دارند. در روایات نبوی نیز تعبیرهایی مانند «فاطمه بضعه منی»؛ یعنی فاطمه پاره تن من است، بر پیوند عمیق و جایگاه استثنایی ایشان نزد پیامبر(ص) تأکید دارد. بنابراین، شناخت شخصیت حضرت‌زهرا(س) باید از این مبانی آغاز شود؛ مبانی‌ای که نشان می‌دهند منزلت ایشان صرفا به نسبت خانوادگی با پیامبر(ص) محدود نیست، بلکه با جایگاه اعتقادی و معنوی ایشان پیوند دارد.
 یکی از نکات مهم در بررسی شخصیت حضرت‌زهرا(س)، جایگاه ایشان به‌عنوان حجت الهی است. این تعبیر چه معنایی دارد و چگونه باید آن را فهمید؟
در اندیشه کلامی شیعه، حجت الهی کسی است که خداوند به‌واسطه جایگاه و هدایت او، راه حق را برای بندگان روشن می‌کند. حضرت‌زهرا(س) در این منظومه، شخصیتی برخوردار از مقام ویژه معنوی و معرفتی هستند. در برخی منابع روایی شیعه، تعبیری از امام حسن‌ عسکری(ع) نقل شده است که براساس‌آن، امامان حجت‌های خدا بر مردمند و حضرت فاطمه(س) حجت خدا بر آنان است. این تعبیر، در چارچوب اعتقادات شیعه، بیانگر عظمت جایگاه حضرت‌زهرا(س) است. البته برای فهم دقیق آن، باید به زمینه روایی و کلامی روایت توجه کرد و میان اصل جایگاه معنوی آن حضرت و تفسیرهای مختلفی که درباره گستره این جایگاه ارائه شده است، تمایز گذاشت. نکته مهم این است که حضرت‌زهرا(س) در معارف شیعه صرفا به‌عنوان بانویی پرهیزگار و برخوردار از فضایل اخلاقی معرفی نمی‌شوند؛ ایشان در تبیین حق، دفاع از امامت و انتقال معارف دینی نیز نقشی اساسی دارند.
 در کنار منزلت معنوی، از جایگاه علمی حضرت زهرا(س) کمتر سخن گفته می‌شود. شواهد تاریخی و روایی درباره این بعد از شخصیت ایشان چه می‌گویند؟
برای شناخت این بعد، باید به دو موضوع توجه کنیم: نخست، جایگاه حضرت زهرا(س) در انتقال معارف دینی و مفهوم محدثه بودن ایشان؛ دوم، میراث علمی و بیانی آن حضرت که خطبه فدکیه یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های آن است.
در منابع روایی شیعه، حضرت‌زهرا(س) محدثه معرفی شده‌اند. مقصود از این تعبیر در برخی روایات، آن است که فرشتگان با ایشان سخن می‌گفتند؛ البته این مفهوم را نباید با مقام نبوت یکسان دانست. در همین چارچوب، از مصحف فاطمه(س) نیز سخن گفته شده است؛ اثری که براساس روایات اهل‌بیت(ع)، با املای حضرت فاطمه(س) و کتابت امیرالمؤمنین(ع) پدید آمده و مشتمل بر معارفی درباره حوادث و امور آینده بوده است. در اینجا باید به یک نکته توجه داشت: مصحف فاطمه(س) در اصطلاح روایی شیعه، به معنای قرآن دیگری در کنار قرآن‌کریم نیست. این تمایز برای جلوگیری از برداشت‌های نادرست اهمیت دارد. افزون بر این مباحث روایی، خطبه فدکیه شاهدی مهم بر عمق دانش دینی، قدرت استدلال و توانایی بیانی حضرت‌زهرا(س) است. در این خطبه، با مجموعه‌ای از مباحث توحیدی، نبوی، اعتقادی، اخلاقی و سیاسی روبه‌رو هستیم که از انس عمیق گوینده با معارف قرآن و سنت حکایت می‌کند.
 خطبه فدکیه از مهم‌ترین متون منسوب به حضرت‌زهرا(س) است. چه ویژگی‌هایی باعث شده است این خطبه در سنت علمی و کلامی شیعه جایگاهی ویژه پیدا کند؟
مهم‌ترین ویژگی خطبه فدکیه، گستردگی موضوعات و پیوستگی استدلال‌های آن است. حضرت‌زهرا(س) سخن خود را با حمد و ثنای الهی آغاز می‌کنند و سپس به تبیین توحید، فلسفه بعثت پیامبر(ص)، حکمت تشریع احکام و جایگاه امامت می‌پردازند. پس از آن نیز مسأله فدک و رفتار جامعه اسلامی در برابر تحولات پس از رحلت پیامبر(ص) را مطرح می‌کنند. این ساختار نشان می‌دهد که خطبه، مجموعه‌ای از اعتراض‌های پراکنده نیست؛ بلکه از منظری اعتقادی آغاز می‌شود و به مسائل اجتماعی و سیاسی امت می‌رسد. حضرت ابتدا مبانی ایمان و رسالت را توضیح می‌دهند و سپس به تبیین الزامات این مبانی در زندگی اجتماعی مسلمانان می‌پردازند. از ویژگی‌های برجسته خطبه، بیان حکمت احکام است. در فرازی مشهور از این متن آمده است: «فجعل الله الايمان تطهيرا لكم من الشرك، والصلاه تنزيها لكم عن الكبر، والزكاه تزكيه للنفس....»؛ یعنی خداوند ایمان را برای پاکی از شرک، نماز را برای دوری از تکبر و زکات را برای تزکیه نفس قرار داد. در ادامه همین فراز، امامت به‌عنوان عامل سامان‌یافتگی امت معرفی می‌شود: « والامامه نظاما للامه». این عبارت، از منظر اعتقادی، اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که در نگاه حضرت، امامت مسأله‌ای حاشیه‌ای یا صرفا مربوط به رقابت بر سر قدرت نیست، بلکه با نظم و هدایت جامعه اسلامی ارتباط مستقیم دارد. البته در بررسی علمی خطبه باید میان ارزش اعتقادی و ادبی آن از یک‌سو و مباحث مربوط به تاریخ نقل و نسخه‌های موجود از سوی دیگر تمایز گذاشت. متن خطبه در آثاری مانند «الاحتجاج» طبرسی و «شرح نهج‌البلاغه» ابن ابی‌الحدید نقل شده است و بررسی دقیق آن، نیازمند توجه به منابع و اختلاف نقل‌هاست.
 با این توضیحات، آیا می‌توان گفت موضوع اصلی خطبه فدکیه، دفاع از امامت است و مسأله فدک در مرتبه بعدی قرار می‌گیرد؟
بله، دست‌کم در قرائت اعتقادی شیعه، نمی‌توان خطبه فدکیه را به مسأله مالکیت فدک محدود کرد. حضرت‌زهرا(س) درباره حق خود سخن می‌گویند، اما استدلال‌های ایشان از این موضوع فراتر می‌رود و به نسبت جامعه اسلامی با قرآن، سنت پیامبر(ص) و مسأله رهبری امت می‌رسد. فدک در این چارچوب، هم موضوعی حقوقی و اقتصادی است و هم به مسأله‌ای گسترده‌تر درباره اجرای احکام، اعتبار استدلال‌های دینی و نحوه مواجهه جامعه با حقوق خاندان پیامبر(ص) تبدیل می‌شود. در بخش‌های مختلف خطبه، حضرت به آیات قرآن استناد می‌کنند و مخاطبان را به مسئولیت خود در برابر میراث پیامبر(ص) فرامی‌خوانند. این شیوه نشان می‌دهد که اعتراض ایشان را باید در پیوند میان حق فردی، عدالت اجتماعی و مسأله امامت بررسی کرد. به بیان دیگر، در این نگاه، دفاع از فدک و دفاع از امامت دو موضوع کاملا بی‌ارتباط نیستند؛ بلکه هر دو در چارچوب مطالبه حق و اعتراض به آنچه انحراف از مسیر صحیح هدایت جامعه تلقی می‌شود، قرار می‌گیرند.