printlogo


حضور مردمی؛ کلید موفقیت ملت‌ها
بازخوانی فراز و فرودهای تاریخ معاصر ایران همواره پاسخی روشن به یک پرسش بنیادین پیش روی ما می‌گذارد؛ این‌که در بزنگاه‌ها و بحران‌های سرنوشت‌ساز گذشته چگونه عمل کرده‌ایم و عامل تعیین‌کننده پیروزی یا شکست چه بوده است؟ اجازه بدهید یک مثال بزنم! در واقعه تلخ کودتای ۲۸مرداد، خلأ اساسی غیبت توده‌های مردم در صحنه و عقب‌نشینی افکارعمومی بود؛ غیبتی که زمینه را برای دخالت آشکار بیگانگان فراهم کرد و نتیجه‌ای به بار آورد که تا دهه‌ها به زیان منافع ملی و اراده ملت تمام شد. اما نقطه عطف تاریخ معاصر در انقلاب اسلامی رقم خورد؛ جایی که معادله کاملا معکوس شد و مردم با لبیک به رهبری انقلاب، خیابان‌ها را به تسخیر خود درآوردند و با استمرار و پایمردی، کار رژیم وابسته را یکسره کردند. این حضور آگاهانه سبب شد تا مردم، خود را صاحب و پاسدار انقلابی بدانند که برای بارور شدنش رنج کشیده بودند. در تمام سال‌های پس از پیروزی نیز، از آزمون سخت هشت سال دفاع‌مقدس گرفته تا جنایات منافقین و تحرکات گروه‌های تروریستی در مرزها، هوشیاری و ایستادگی نیروهای مردمی بود که نقشه‌های پیچیده دشمنان را خنثی کرد و نشان داد تکیه بر شجاعت توده‌ها سد نفوذناپذیر کشور است.
دکتر غلامرضا خواجی | عضو هیات ‌علمی گروه حقوق بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد

امروز نیز منطق حاکم بر میدان، دقیقا بر همان مدار می‌چرخد و در نهایت بازهم این حضور منسجم و همه‌جانبه مردم است که سرنوشت تقابل کنونی را رقم خواهد زد. تجربه زیسته و سوابق نظامی و سیاسی ایالات متحده به‌روشنی نشان می‌دهد که آنها نه در ویتنام توانستند دوام بیاورند و نه در باتلاق‌های عراق و افغانستان؛ ساختار استراتژیک آمریکا اصولا اهل تاب‌آوری در جنگ‌های طولانی‌مدت، فرسایشی و هزینه‌بر نیست. واشنگتن پس از آن‌که دریافت از طریق مهره‌ها و نیروهای نیابتی‌اش قادر به پیشبرد اهداف خود و زمین‌زدن ایران نیست، ناگزیر خود مستقیما به صحنه آمده است. در مواجهه با چنین راهبردی، دستیابی به پیروزی برای ملت ایران، بر سه اصل خدشه‌ناپذیر استوار است: نخست امید به آینده و باور به توانمندی‌های درونی، دوم نهراسیدن از تهدیدات پوشالی و سوم مقاومت فعال است که رمز اصیل پیروزی و ماندگاری تاریخی ما خواهد بود. واقعیت این است که نبرد کنونی، بیش از هر چیز، جنگ تاب‌آوری ملت‌هاست. امروز ساختارهای دولتی و توان دفاعی و نظامی کشور در ابعاد مختلف آزمون خود را پس داده و اقتدار بازدارنده خود را اثبات کرده‌اند؛ از این رو، نوک پیکان دشمن متوجه مقاومت جامعه مدنی شده است. استراتژی محاصره اقتصادی و فشارهای معیشتی اساسا با این هدف طراحی شده که با القای ترس از کمبود و ناامنی غذایی، اراده ملی را دچار فرسایش کند.