printlogo


چه رنجی روح مردم فرانسه  را می‌آزارد؟
این روز‌ها خبر اعتراضات عمومی در فرانسه و چند کشور اروپایی دیگر توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده است. نقطه آغاز این دور از اعتراضات در کشور فرانسه بود؛ این بار دانش‌آموزان فرانسوی بودند که صدای اعتراض مردم شدند و پلیس بی‌رحمانه با آنها درگیر شد و به ضرب و شتم آنان پرداخت. رسانه‌های بین‌المللی که از منافع دولت‌های غربی حمایت می‌کنند، سعی در کوچک‌نمایی این اعتراضات داشتند و تقاضاهای دانش‌آموزان را تقاضاهایی پیش‌پا افتاده و سطحی وانمود کردند. 
دکتر محمدحسن زورق | استاد دانشگاه

کوچک‌نمایی تظاهرات دانش‌آموزان موجب کوچک شدن اعتراضات نشد بلکه با پیوستن دانشجویان به این اعتراضات دامنه آن گسترش یافت و آشکار شد که مسأله محدود به میز و تخته و مبل و صندلی نیست؛ قضیه بالاتر از این حرف‌هاست و در نتیجه خشونت پلیس و نیروهای مخصوص که برای سرکوب معترضان آموزش‌های ویژه و بی‌رحمانه‌ای دیده‌اند، افزایش یافت. افزایش خشونت پلیس و سایر ماموران سرکوب معترضان نیز موجب کاهش اعتراضات نشد. 
دامنه اعتراضات گسترش یافت و سایر اقشار اجتماعی ازجمله کارگران و کارمندان و طبقات اجتماعی که احساس خفقان و تبعیض می‌کنند ازجمله جلیقه‌زرد‌ها نیز به میدان آمدند و اعتراضات به سایر کشورهای اروپایی ازجمله آلمان، آلبانی، ایتالیا و اسپانیا با فراز و فرودهایی سرایت کرد. پدیده مهمی که در تاریخ معاصر اروپا باید به آن توجه داشت، هم‌پیمانی حکومت‌کنندگان با یکدیگر و هم‌داستانی حکومت‌شوندگان با یکدیگر از سوی دیگر است. منظور از حکومت‌کنندگان دولت‌های سکولار غربی هستند که در حقیقت از منافع یک اقلیت ناچیز حمایت می‌کنند که بروکراسی سیاسی و تکنوکراسی و آریستوکراسی صنعتی را در مقیاس اروپای غربی و آمریکای‌شمالی تحت نفوذ و سیطره خود دارند و منظور از حکومت‌شوندگان توده‌های مردم مسیحی و مسلمان در کشورهای غربی هستند. در تمام حوادث مهم اروپا ازجمله در انقلاب فرانسه، جنگ‌های جهانی که دولت‌های سکولار غربی آغازکننده آنها بوده‌اند، دولت‌های سکولار غربی را غالبا در یک طرف می‌بینیم و مردم اروپا به‌ویژه فرانک‌ها، ژرمن‌ها و رومن‌ها در طرف دیگر. گویی سایه جنگ‌های 30 ساله هنوز هم بر تحولات اروپا افتاده است و این سایه سنگین قابل ردیابی و حتی مشاهده است.