ایران با تعیین خطوط قرمز دقیق خود، شروط لازم برای پایان جنگ را روشن کرد
5 اصل ایران برای امنیت پایدار
روابط عمومی سپاه پاسداران در هرمزگان رسما اعلام کرد که پدافند هوایی یکپارچه کشور موفق شده است پهپادهای تهاجمی و شناسایی پیشرفته آمریکایی از جمله مدلهای لوکاس و امکیو-۹ را در آسمان بندرخمیر و مدخلهای ورودی خلیج فارس ساقط کند؛ رخدادی که آسمان سواحل جنوبی کشور را عملا به منطقهای غیرقابلنفوذ بدل ساخت.
همزمان، نیروی دریایی سپاه نیز از انهدام و آتشسوزی سه فروند نفتکش متخلف در آبهای شرقی تنگه هرمز بهدلیل نادیده گرفتن پروتکلهای ناوبری ایران و برخورد با مینهای دریایی خبر داد.
این تحولات عینی در آبراه بینالمللی هرمز نشان داد هشدارهای مکرر یک اعمال اقتدار میدانی واقعی برای تنظیم قواعد جدید تردد دریایی است. در واکنش به این وضعیت و همزمان با ایامالله ۱۳ آبان، پیام جامع رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، ابعاد این دگرگونی استراتژیک را به شکل مقتدرانهای صورتبندی کرد.
سرلشکر خلبان علی عبداللهی در پیام خود با یادآوری ۷۳ سال خصومت مستمر واشنگتن از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا پشتیبانی عملیاتی از تجاوزات جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اخیر، تأکید کرد که ایران امروز از موضع یک بدهکار تاریخی سخن نمیگوید، بلکه طلبکار بزرگ نظم جهانی است. وی با اعلام رسمی گذر نیروهای مسلح از «پدافند و مدیریت بحران» به «ابتکار عمل آفندی و نظمسازی» تصریح کرد کنترل بر تنگه هرمز به عنوان رگ حیاتی انرژی، ایران را به چهارمین قطب قدرت جهان تبدیل کرده است.
در همین چارچوب، سرلشکر عبداللهی نقشه راه امنیت پایدار را در قالب پنج شرط غیرقابلتغییر اعلام کرد؛ شروطی که از توقف همهجانبه تجاوز در جبهههای مقاومت و رفع کامل تحریمها تا پرداخت غرامت جنگی، پذیرش حاکمیت ملی بر آبراه هرمز و اخذ تضمینهای معتبر عدم تکرار تعرض را شامل میشود.
همپوشان با این آرایش دفاعی، کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه نیز در حاشیه نشست بررسی نقض حقوق بشر تأکید کرد هرچند ایران از طریق میانجیگری قطر در چارچوب یک طرح ۷ روزه دیپلماسی را نادیده نگرفته، اما کشور کماکان در وضعیت دفاع مشروع به سر میبرد.
در نقطه مقابل این شفافیت میدانی و دیپلماتیک در تهران، اتاق فرمان کاخ سفید در واپسین ساعات منتهی به بازگشایی حوزههای رأیگیری انتخابات میاندورهای کنگره، صحنهسازی و نمایش رسانهای دیگری را به اجرا گذاشت.
دونالد ترامپ با استفاده از تریبون رسانهای خود در اقامتگاه فلوریدا، با مانور بر سقوط حدودا ۱۰ دلاری بهای نفت در بازارهای بینالمللی، مدعی شد افت شاخصها نتیجه ادراک بازار از نزدیک بودن یک توافق فراگیر با ایران است؛ سناریویی که با تهدیدات موازی درباره سایتهای فرضی نظیر کوه کلنگ و لاف زدن درباره نابودی توان هستهای در ده دقیقه همراه شد تا چهرهای مسلط از وی در برابر رأیدهندگان آمریکایی به نمایش بگذارد.
با این حال، حباب ادعای دستیابی به توافق، تنها ساعاتی بعد در مواجهه با دادههای واقعی رسانههای بینالمللی ترکید.
خبرگزاری رویترز در گزارشی اختصاصی به نقل از یک مقام ارشد ایرانی فاش کرد که تهران و واشنگتن با وجود رفتوآمدهای دیپلماتیک میانجیهای قطری و پاکستانی، فاصله بسیار زیادی با دستیابی به هرگونه آتشبس یا توافق دارند و جمهوری اسلامی تسلیم زیادهخواهیهای واشنگتن نخواهد شد.
گزارش رویترز و ارزیابیهای والاستریت ژورنال نشان داد بازگشایی آبراه هرمز و توقف درگیریها بدون پذیرش شروط حقوقی ایران رخ نخواهد داد. این تقابل خبری آشکارا نشان داد سقوط لحظهای بهای طلای سیاه، نه بازتابی از فروکش کردن تنشهای ژئوپلیتیکی، بلکه نتیجه یک دستکاری ساختگی و تزریق مصنوعی خوشبینی به والاستریت بود تا سبد رأی حزب حاکم را در شب سرنوشتساز انتخابات از شوک هزینههای سوخت و تورم نجات دهد.
معماری نوین اقتدار منطقهای؛ عبور از چتر امنیتی فرسوده غرب
نگاهی به نقشه موازنه قوا در منطقه آشکار میسازد که منطق دفاعی ایران دیگر در چارچوب الگوهای کلاسیک کنترل تنش عمل نمیکند.
تحمیل شروط پنجگانه برای بازتعریف ثبات منطقهای، محصول عینی یک برتری استراتژیک در عرصه میدانی است.
وقتی پدافند هوایی نوین قادر است پهپادهای تهاجمی لوکاس و پرندههای امکیو-۹ را در فواصل مختلف سرنگون سازد و نیروی دریایی توانایی آن را دارد که با بستن مسیرهای غیرمجاز و انهدام نفتکشهای ناقض حاکمیت ملی، شریان انرژی را زیر کلید بومی خود درآورد، واژگان بازی سیاسی در غرب آسیا دگرگون میشود.
پنج اصلی که امروز به عنوان پیششرط هرگونه توقف تخاصم مطرح گردیده، استخوانبندی این نظم پایدار را تشکیل میدهد: نخست، توقف کامل و بدون بازگشت جنگ در کلیه جبهههای مقاومت، بهویژه در لبنان و غزه؛ رویکردی که منطق مذاکره در زیر آتش و تهدید را مردود شمرده و نشان میدهد امنیت غرب آسیا تفکیکناپذیر است.
دوم، برچیده شدن کلیه تحریمهای تحمیلی و آزادسازی فوری تمام داراییهای بلوکهشده ملت ایران که حقوق مسلم اقتصادی کشور را احیا میکند.
سوم، الزام متجاوزان به تادیه رسمی خسارات و غرامات ناشی از جنگهای تحمیلی اخیر؛ اصلی متکی بر منشور ملل متحد که تأکید دارد متجاوزان به زیرساختهای بندری، مخازن سوخت و مراکز درمانی باید بهای ویرانگریهای خود را بپردازند.
چهارم، بهرسمیت شناختن حاکمیت تاریخی و بومی ایران بر تنگه هرمز و پایان دادن به چتر ناکارآمد ناوگان پنجم آمریکا؛ سازوکاری که کنترل عبور و مرور را بر عهده صاحبان اصلی این آبراه میگذارد و پنجم، اخذ تضمینهای بینالمللی و قطعی پیرامون عدم تکرار هرگونه تجاوز نظامی تا چرخه بیپایان بدعهدیهای تاریخی آمریکا برای همیشه مسدود شود.
مانور سیاسی در شب رأیگیری
اقدام دونالد ترامپ در ساعات پایانی مانده به گشوده شدن صندوقهای رأی انتخابات میاندورهای، ریشه در یک استیصال عمیق سیاسی و هراس از شکست سنگین در پای صندوقها داشت.
در ساختار سیاسی ایالات متحده، هیچ عاملی به اندازه جهش ناگهانی قیمت بنزین و افزایش سرسامآور هزینههای معیشتی نمیتواند سبد رأی حزب حاکم را در شب انتخابات متلاشی کند.
ترامپ که دولت خود را در باتلاق ماجراجوییهای نظامی پرهزینه در خلیج فارس، آتشسوزی نفتکشها و ناتوانی در مهار قدرت بازدارندگی ایران گرفتار میدید، دریافت که ورود به روز رأیگیری با نفت نزدیک به ۱۲۰ دلار، به معنای تیر خلاص به اکثریت جمهوریخواهان در کنگره خواهد بود. از این رو، رئیسجمهور آمریکا به یکی از آزمودهترین ترفندهای پوپولیستی خود یعنی «فریب افکار عمومی در بزنگاه تصمیمگیری» متوسل شد. او با طراحی یک روایت ساختگی پیرامون «نزدیکی به توافق با ایران» و القای این توهم که سایه جنگ کنار رفته است، کوشید تا از یکسو خشم رأیدهندگان نگران از بحران اقتصادی را مهار کند و از سوی دیگر، افکار عمومی را متقاعد سازد که ابتکار عمل دیپلماتیک در دستان اوست.
ترامپ بهخوبی آگاه بود که ایجاد یک شوک روانی کاذب و موقت برای پایین کشیدن نمایشی قیمت نفت، حتی اگر تنها ۲۴ تا ۴۸ ساعت دوام بیاورد، میتواند رأیدهندگان مردد را در حوزههای انتخابی سرنوشتساز به نفع همحزبیهایش پای صندوقها بکشاند. اما این تسویهحساب سیاسی شتابزده، پرده از شکاف عمیق میان توهمات کاخ سفید و واقعیات ژئوپلیتیک برداشت. گره زدن سرنوشت انتخابات به یک توافق خیالی با ایران، در شرایطی که موضع تهران بر احقاق شروط قطعی و تغییرناپذیر استوار است، نشان داد استراتژی آمریکا در منطقه تا چه اندازه شکننده و وابسته به نمایشهای مقطعی شده است. رویترز و رسانههای معتبر بینالمللی با برملا کردن فاصله عمیق طرفین از هرگونه تفاهم، بلافاصله این بازی روانی را خنثی کردند تا مشخص شود دولت ترامپ حتی برای چند ساعت نیز توان پنهان کردن واقعیت شکست سیاست فشار حداکثری را ندارد.
این نمایش نهتنها موقعیت متزلزل ترامپ را نجات نخواهد داد، بلکه با سپری شدن گرد و غبار انتخابات و بازگشت بازار به حقایق صحنه نبرد در هرمز، مصرفکننده و هیات حاکمه آمریکا ناگزیر خواهد بود با صورتحساب واقعی هزینههای بحرانآفرینی خود و موازنه مقتدرانهای که ایران در خلیج فارس حاکم کرده است، روبهرو شود.
محسن رضایی: پاسخ آمریکا قانعکننده نبود
در پی خبرسازی یک شبکه قطری نزدیک بودن یک توافق که به نظر میرسد بیشتر ازجمله ترفندهای معمول برای مدیریتی بازار نفت باشد، دکتر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در پیامی در فضای مجازی نوشت: پاسخ آمریکا به حقوق و مطالبات ایران قانعکننده نبود و آنها باید کامل و صریح هفت شرط ایران را پاسخ داده و به آن عمل کنند. وی در ادامه تاکید کرد: تنها در این صورت تنگه هرمز باز خواهد شد.
این در حالی است که روزنامه قطری العربی الجدید، شب گذشته مدعی شد که منابع نزدیک به تیم میانجیگری گفتهاند واشنگتن با پیشنویس یادداشت تفاهمی که هیأت قطری روز گذشته به ایران ارائه کرد، موافقت کرده است. این روزنامه در ادامه افزوده بود که واشنگتن و تهران در موضوع پرونده هستهای ایران و داراییهای بلوکهشده، امتیازاتی دادهاند و تیم میانجیگری، عربستان و امارات را در جریان یادداشت تفاهم مورد توافق قرار داده و این دو کشور نیز با آن موافقت کردهاند.
در همین حال سخنگوی هیأت مذاکرهکننده ایرانی در گفتوگوی اختصاصی با خبرگزاری صداوسیما گفت: تبادل پیام توسط میانجیها مانند گذشته ادامه دارد و همزمان آمادگی برای دفاع و پاسخ کوبنده به هرگونه تجاوزی در بالاترین سطح ممکن قرار دارد.
اسماعیل بقائی با تاکید بر اینکه تجارب قبلی، راه را بر هرگونه خوشبینی نسبت به جدیت آمریکا در دیپلماسی میبندد، افزود: در عین حال، ایران هیچ فرصتی را برای استفاده از دیپلماسی برای تامین منافع و مطالبات مشروع خود، دفع شرارت دشمن و برقراری امنیت در منطقه از دست نخواهد داد.