۱۳ آبان؛ پاسخ ملت ایران به کودتای ۲۸ مرداد
۱۳ آبان را باید واکنش و پاسخ تاریخی ملت ایران به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آمریکا دانست. در آن کودتا، دولت ملی ایران در کمال ناباوری مردم ایران و افکار عمومی جهان سرنگون شد. این دولت بهدلیل ماهیت ملی خود، مورد توجه و علاقه مردم ایران بود و آمریکا با سرنگونی آن، در واقع ملت ایران را تحقیر کرد. این تحقیر در حافظه تاریخی ایرانیان، بهعنوان ملتی با پیشینه تمدنی کهن و حافظه تاریخی نیرومند، باقی ماند. ایرانیان منتظر فرصتی بودند تا به نام ایران بزرگ و ایران متمدن، پاسخی درخور به تحقیر ۲۸ مرداد بدهند. با فروپاشی رژیم پهلوی، یا به تعبیری رژیم کودتایی که با کودتای ۲۸ مرداد بر سر کار آمده بود، چنین فرصتی فراهم شد. جوانان ایران در ۱۳آبان ۱۳۵۸ با تصرف سفارت آمریکا، یا به تعبیر دقیقتر آن روزها، لانه جاسوسی آمریکا، پاسخ تحقیر ملت ایران به دست ایالات متحده را دادند.
دکتر محمدباقر خرمشاد | استاد دانشگاه
این اتفاق بار دیگر به آمریکاییها، غربیها و افکار عمومی جهان نشان داد که جامعه ایران، جامعهای متفاوت از بسیاری جوامع دیگر است. واقعه ۱۳ آبان نتیجه بذری بود که آمریکا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران کاشت. آنچه آمریکاییها در آن روز کاشتند، سرانجام به طوفان ۱۳ آبان تبدیل شد. از آن تاریخ، ایرانیان به این نتیجه رسیده بودند که سفارت آمریکا در واقع یک مرکز جاسوسی بوده است. البته سفارتخانههای آمریکا در بسیاری از نقاط جهان نیز چنین کارکردی دارند و در ایران هم همین وضعیت وجود داشت. ملت ایران در آن مقطع این امکان را پیدا کرد که شعاری مشابه شعار دوران انقلاب سر دهد؛ شعاری که با آن توانسته بود دست شاه و رژیم کودتا را از ایران کوتاه کند. ایرانیها در جریان انقلاب، با شعار «مرگ بر شاه»، نارضایتی و انزجار خود را از رژیم سلطنتی پهلوی اعلام کردند و سرانجام پس از چند ماه تظاهرات گسترده، توانستند دست این رژیم را از ایران کوتاه کنند. پس از آن، شعار «مرگ بر آمریکا» نیز با همین انگیزه در میان مردم رواج یافت. معنای این شعار آن بود که آمریکا دست از ایران بردارد و مداخله در امور داخلی کشور را متوقف کند. آمریکا از همان نخستین روزهای انقلاب تلاش میکرد این انقلاب را ناکام بگذارد؛ نگرانیای که با توجه به تجربه انقلابها و تحولات سیاسی در کشورهای مختلف جهان، بهویژه تجربه تلخ کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی یک دولت ملی، کاملا در میان مردم ایران وجود داشت. این نگرانی مطرح بود که آمریکا بار دیگر با مداخلهای مشابه کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ملی ایران در سال ۱۳۵۷ را به شکست بکشاند. از همینرو شعار مرگ بر آمریکا با هدف کوتاه کردن دست آمریکا از ایران، بهشدت در میان مردم جایگاه پیدا کرد. پیام این شعار روشن بود: همانطور که دست شاه را از ایران کوتاه کردیم، دست آمریکا را نیز کوتاه خواهیم کرد. جنگی که اخیرا آمریکا علیه ایران آغاز کرد، بهروشنی نشان داد که ملت ایران تا چه اندازه در نگرانی و موضع خود در برابر آمریکا محق بوده است. ملت ایران هیچگاه به پشت مرزهای آمریکا نرفت تا در مکزیک یا کانادا، در مجاورت خاک این کشور، پایگاه نظامی ایجاد کند و از آنجا به جاسوسی یا هدایت خرابکاری در داخل آمریکا بپردازد. ایران ناوهای خود را به سواحل آمریکا نفرستاد تا برای آمریکاییها مزاحمت ایجاد کند. هواپیمای مسافربری آمریکا را در آسمان هدف قرار نداد تا شمار زیادی از شهروندان آمریکایی کشته شوند و هواپیما در دریا سقوط کند. ایران ناوهای خود را به خلیج مکزیک نفرستاد تا ناوها و کشتیهای آمریکایی را هدف قرار دهد. برعکس، این آمریکا بود که ناوهای ایران را در خلیجفارس هدف قرار داد؛ آن هم نه فقط در جنگ اخیر، بلکه پیش از آن نیز چنین اقداماتی انجام داده بود. هواپیمای مسافربری ایران نیز هدف قرار گرفت. علاوه بر این، آمریکا با تکیه بر پایگاههای نظامی خود در کشورهای جنوبی منطقه، با هزاران سرباز و انبوهی از تجهیزات نظامی، حضور گستردهای در اطراف ایران ایجاد کرد. همه این اقدامات در برابر چه چیزی صورت میگرفت؟ در برابر شعاری که ایرانیها سر میدادند: مرگ بر آمریکا؟ اگر پاسخ این شعار قرار بود بسیج این تعداد ناو، هواپیما، نیرو و تجهیزات نظامی باشد، پس جنگهای آمریکا علیه ایران در خرداد ۱۴۰۴ و اسفند همان سال چه معنایی داشت؟ این حملات آشکار کرد که ایرانیان تا چه اندازه حق داشتند بگویند: آمریکا دست از ایران و منطقه بردارد. این اقدامات همچنین نشان داد که دشمنی و خصومت آمریکا با ملت ایران، خصومتی جدی است. بهانه این دشمنی نیز بسیار عجیب است؛ اینکه ممکن است ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند، در حالیکه نخستوزیر رژیم اسرائیل، بیش از 20 سال است که مرتبا ادعا میکند ایران تا شش ماه دیگر به سلاح هستهای دست پیدا خواهد کرد. واقعا جای تعجب دارد که برخی عقلای جهان چگونه این ادعاهای ششماهه و تکراری نتانیاهو را طی دو دهه پذیرفتهاند و همچنان از آنها بهعنوان بهانهای برای حمله به ایران استفاده میشود.
این تحولات نشان داد که ملت ایران بهدرستی دشمن خود را شناخته بود و شعار مرگ بر آمریکا را با همان معنایی سر میداد که امام راحل، رضوانالله تعالی علیه، از آمریکا با عنوان «شیطان بزرگ» یاد میکردند. واقعیت این است که دشمنی آمریکا با ایران، جدی و عمیق است. ممکن است دو کشور با یکدیگر اختلاف داشته باشند اما این اختلاف لزوما به حمله نظامی منجر نشود. با اینحال هنگامی که کشوری علاوه بر اقدامات خصمانه و خرابکارانه، به کشور دیگری حمله نظامی میکند، میتوان گفت که خصومت خود را به بالاترین سطح رسانده است. آمریکا در جنگهایی که علیه ایران آغاز کرد، چه در جنگ ۱۲روزه و چه در جنگ ۴۰روزه، نشان داد که تا چه اندازه با ملت ایران دشمنی دارد و باز هم بر این نکته تاکید کرد که ملت ایران، با وجود تمام زخمهایی که از آمریکا خورده، آغازگر حمله به آمریکا نبوده است. حتی ملت ایران نیز آغازگر حمله به رژیم اسرائیل نبود؛ این طرف مقابل بود که حملات را آغاز کرد. بنابراین اشتباه بزرگ آمریکا در حمله به ایران در ۲۸مرداد ۱۳۳۲، بیپاسخ نماند و نمیتوانست بیپاسخ بماند. اگر در آن مقطع، پس از سرنگونی دولت ملی ایران، ۲۵سال طول کشید تا ملت ایران فرصت پاسخگویی پیدا کند، این بار حتی ۲۵ساعت هم طول نکشید تا مردم ایران پاسخی کوبنده بدهد. ملت ایران اجازه نداد بار دیگر تحقیر شود و امکان پاسخگویی از او گرفته شود. در سال ۱۳۳۲، رژیم کودتا بر کشور حاکم بود و ایرانیان امکان آن را نداشتند که پاسخی شایسته و بایسته به آمریکاییها بدهند. اما پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، فضایی فراهم شد که جوانان تربیتشده در بستر انقلاب و ولایت بتوانند در فاصلهای کمتر از ۲۵ ساعت، پاسخ آمریکا را بدهند.
این پاسخها نیز صرفا واکنشی نمادین نبود، بلکه آمریکا را در دستیابی به اهدافی که از حمله به ایران دنبال میکرد، ناکام گذاشت؛ بهگونهای که حتی در یک مورد هم نتوانست اهداف مورد نظر خود را محقق کند. به این ترتیب، استقامت خاموش ملت ایران در فاصله ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، به استقامتی پویا و خروشان تبدیل شد؛ استقامتی که هم در میدان نظامی و پای لانچرها، با پاسخ فرزندان ایران، جلوه پیدا کرد و هم در خیابانها، جایی که مردم ایران طی بیش از هشت ماه حضور مستمر، به این ایستادگی ادامه دادهاند. این تحولات نشان میدهد که ایران امروز با ایران دوران ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تفاوت اساسی دارد. ملت ایران نهتنها پاسخ تحقیر تاریخی خود را داده، بلکه آمریکا باید منتظر پاسخها و واکنشهای بعدی ایران نیز باشد.