گفتوگو با عوامل برنامه «شببهخیر بچهها» كه بعد از یك دهه ، قصهگویی را روی آنتن برد
شب عالی، پرتقالی!
بعد از برنامه پرخاطره «شببهخیر كوچولو»، مدتی است در شبكه پویا برنامهای روی آنتن رفته است كه اسمش در وهله اول شاید شما را به یاد قصهگوییهای مریم نشیبا بیندازد، اما ساختار آن كاملا متفاوت است و به سمتی رفته كه بتواند نگاه بچههای امروز را به خود جلب كند. شببهخیر بچهها، عنوان این برنامه است كه به كارگردانی و تهیهكنندگی سمیه عبدا...زاده و اجرا و بازی مریم وطنپور، فضای باورپذیری را با حضور عروسكهایی كه در برنامه حضور دارند، شكل داده است.
وطنپور در این مجموعه با اسم خاله رعنا در كنار شخصیتهای عروسكی آن از جمله ستاره، حلزون، پلیكان و ماهی هر شب در فضای آرامی قصه تعریف میكند تا علاوه بر یادآوری فرهنگ قصهگویی كه خیلی از ما با آن بزرگ شدیم و خاطرهها داریم از شبهایی كه غرق در قصههای كوتاه و بلند به خواب میرفتیم و رویا میبافتیم، پا در دنیای بچهها بگذارد و هرچه بیشتر به آنها نزدیك شود.
این مجموعه تلویزیونی كاری از گروه خردسال شبكه است كه در ۹۰ قسمت ۲۲ دقیقهای در شبهای تابستان از شبكه كودك روی آنتن میرود. داستان شكلگیری این مجموعه از جایی شروع شد كه شبكه به فكر یك اختتامیه برای برنامههایش افتاد، اثری كه بتواند علاوهبر پرداختن به دنیای بچهها، برای آنها آرامش قبل از خواب هم بیاورد.
تلاش عروسكها برای جذابیت بیشتر
عبدا...زاده كه پیش از این هم در شبكه پویا با«پیم و پم» توانسته بود جایش را تا حدی بین بچهها در گروه خردسال باز كند، در گفتوگویی كه داشتیم درباره شببهخیر بچهها بیان كرد: طبق درخواست شبكه قرار بود در این زمان برنامهای تدارك دیده شود كه بچهها بعد از دیدن آن بخوابند و این عاملی بود كه باعث شد در چنین فضایی به سراغ قصهگویی برویم.
او میگوید: از زمان تولد بچهها، شنیدن قصه و لالایی جزو اصلیترین نیازهای آنهاست كه باعث میشود در آغوش مادر آرام بگیرند و از آن لذت ببرند، این موضوع در عین اهمیتی كه داشت كمتر در تلویزیون مورد توجه قرار میگرفت و تنها هر از گاهی در برنامهای كسی به سراغ آن میرفت و بعد هم مثل همیشه رها و به فراموشی سپرده میشد. این در حالی است كه از بدو تولد تا هفتسالگی هر چه سن بچه بیشتر میشود تمایل او به شنیدن شعر و قصه هم افزایش پیدا میكند و از این طریق است كه میشود خیلی از آموزشهایی كه لازم است را به آنها برسانیم. بر همین اساس از آنجا كه زمان خواب یكی از بهترین فرصتهایی است كه بنا به افزایش تأثیرپذیری ناخودآگاه، مفاهیم و پیامها هر چه بهتر منتقل میشوند، ما چنین قالبی را برای برنامه انتخاب كردیم.
اما اینكه قصههای انتخاب شده از كجا از این برنامه سر درآوردند، موضوعی بود كه
عبدا...زاده در پاسخ به آن گفت: ما موضوعات و قصههایی را به گروه خردسال شبكه ارائه کردیم، اما به هر حال بعد از بررسی آنها بعضیشان تغییر كردند و بعد از همفكری كه داشتیم در فضای آموزشی به 90 موضوع رسیدیم و قصهها را شكل دادیم.
علاوهبر اینها از آنجا كه بچهها اغلب در برابر نكات آموزشی و تربیتی به قول معروف گارد میگیرند، این تهیهكننده میگوید: برای رساندن مفاهیم و پیامهایی كه مدنظر داریم، همیشه سعی كردیم یك داستان در كنار آن باشد تا به صورت زیرپوستی انتقال پیام اتفاق بیفتد.
در كنار اینها ساخت یك برنامه عروسكی و فضایی برای كودكان كه میان هجوم انواع تولیدات رنگارنگ خارجی و داخلی بتواند آنها را به خورد جلب كند، كار آسانی نیست. موضوعی كه عبدا...زاده هم با تأیید آن گفت: این سختی همیشه وجود دارد اما میزان آن متفاوت است، به عنوان مثال در زمانی كه ما پیم و پم را روی آنتن بردیم، دستمان بازتر بود و خیلی از داستانها و اتفاقات را خودمان شكل میدادیم، اما در باره این برنامه از آنجا كه كلیت آن یك نمونه خارجی داشت معادلسازیاش به دلیل محدودیتهایی كه وجود داشت چندان ساده نبود. نمونه خارجی این برنامه با خانم مجری - بازیگری روی آنتن رفته بود كه با حضور یك شخصیت عروسكی كه همان ستاره بود، اجرا میشد و در آن بههرحال فضاسازیهایی بهواسطه آزادی عمل بیشتری كه از جنبههای مختلف از جمله نوع گریم، لباس و... بود، اتفاق میافتاد كه جذابیت بیشتری داشت به همین دلیل ما با اضافه كردن عروسكهای دیگر سعی كردیم آن جذابیت را ایجاد كنیم.
در این برنامه از بین بیشتر از صد کودک، تعدادی انتخاب شدهاند تا لالاییهای مجموعه را اجرا کنند. این تهیهكننده در آخر هم از قصدشان برای ادامه این مجموعه در صورت مثبت بودن بازخوردها گفت.
قصهها تمام میشوند، قصهگویی نه!
مریم وطنپور كه اجرای این برنامه را به عهده دارد و بیشتر از 15 سال است پا در دنیای كودكان گذاشته و خیلیها او را با نام خاله قاصدك میشناسند، درباره قصهگویی در ساعت 11 شب میگوید: از آخرین برنامه قصهگویی كه در شبكه دو داشتم، حدود ده سال میگذرد، «شببهخیر بچهها» كه ساعت 9 شب روی آنتن میرفت و بازخوردهای خیلی خوبی را از آن گرفتیم. خوشبختانه بعد از یك دهه باز هم این اتفاق افتاد و دغدغه آن از طرف مسؤولان شبكه هم مورد توجه قرار گرفت، به همین دلیل شروع چنین اتفاقی واقعأ خوب است اما درباره ساعت آن كه قرار بود ساعت 9 باشد اما جابهجا شد، باید دید بازخوردها در آینده چطور خواهد بود. این زمان از یكسو به دلیل ایام تابستان و شبزندهداری بچهها میتواند به نفع ما باشد اما از طرفی ممكن است روی میزان مخاطبان آن هم تأثیر بگذارد.
نزدیك شدن به حال و هوای بچهها توسط شبكه و عوامل تولید آن از نكاتی بود كه وطن پور به آن اشاره كرد و افزود: اینكه با شناخت از بچهها و با افكاری نزدیك به آنها دست به تولید برنامهای زده شود، اتفاق خوبی است كه باعث میشود تا آن كار هرچه بیشتر به هدفی كه دارد نزدیك شود. در این بین من هم با اسم رعنا در برنامه حضور دارم، شخصیت مهربانی كه بیشتر عامل ترویج مسائل تربیتی به زبان خردسال است. این شخصیت سعی میكند با قصه، بچهها را به نتیجهای كه میخواهیم برسانیم. در كنار اینها علاوه بر قصه، رنگ و موسیقی هم از مهمترین مولفههای كار كودك است كه در این برنامه تا حد زیادی رعایت شده.
«قصهگو باید بچه را در لحظاتی كه با او هست با خود همراه كند، مثل وقتی كه در كودكی ما دوست داشتیم تا قصه شنگول و منگول را چند بار بشنویم چون با آن به دل همان جنگل و كلبه میرفتیم.» این بخش دیگری از صحبتهای وطن پور است كه در ادامهاش میگوید: من ادعا نمیكنم كه خیلی بلد هستم اما میتوانم این ادعا را داشته باشم كه تجربیاتم كمك كرده تا بهترین شكل ارائه را در این زمینه داشته باشم.
انتقال پیام و ماجراهای آموزشی و تربیتی هم موضوع دیگری بود كه این مجری دربارهاش گفت: به طور كلی فضای «شببهخیر بچهها» انتزاعی است و در این بین انسانی واقعی وجود دارد كه با یك ستاره زندگی میكند و با كرم شبتاب حرف میزند. این فضا لازمه كار ماست كه به تخیل بچهها وارد میشود، چرا كه دوره انتقال پیام به شكل مستقیم به بچهها تمام شده و ازسوی دیگر قصهگویی در هیچ زمانی تمام نمیشود.
رعنای شببهخیر بچهها كه خودش این روزها مادر مانی 14 ساله است، در آخر درباره حضور او میگوید: این روزها اگر مانی برنامه را ببیند، بیشتر با نگاه نقادانه است چون در گروه نوجوانان قرار دارد ولی با این حال از شخصیت كرم شبتاب خوشش میآید و برایش جذاب است. با این حال من با مانی بزرگ شدم و تجربه به دست آوردم، به همین دلیل زمانی خیلی در این زمینه با هم تعامل داشتیم ولی امروز شاید مجبور شوم كه به خاطر او كارهایی مخصوص نوجوانان را انجام دهم و بعد هم جوانان و بحثهای روز آنها مثل ازدواج و... .