نگاهی به اختلالات روانشناسی كه كودكان تبلیغاتی را تهدید میكنند
جلوهای نوین از كودكآزاری
این روزها دختران و پسران خردسال شیرین زبانی كه با لباسهای شیك، پر زرق و برق، آرایشهای متنوع و تیپهای اشرافی برای كاربران فضای مجازی جذابیت شگرفی دارند، گزینههای مناسبی برای صاحبان برخی صفحهها محسوب میشوند كه با استفاده از آنها میتوان شمار دنبال كنندگان را افزایش و به تناسب آن نیز پیامهای تبلیغاتی برندهای خاص را ترویج دهند و زمینه را برای سودجویی صاحبان مشاغل فراهم آورند. عمدهترین پُستهای این صفحات، ژستهای دلانگیز و بیان جملاتی شیرین از زبان كودكی زیبا و دلرباست كه بیگمان تهیه آن فیلمها و عكسهای زیبا و متحیركننده مستلزم زمان و آموزشی مدتدار است كه اغلب والدین این كودكان بهخصوص مادران عهده دار آماده كردن فرزندشان برای این مساله هستند. والدین خودخواه و ناآگاهی كه با هرز دادن فرصتهای طلایی زندگی كودك شان كه باید صرف سرگرمی، بازی، شادی، آموزش و تربیت شود، تنها به فكر درآمدزایی و سودجویی خودشان هستند. كودكان قربانی این پدیده خشونتآمیز نوین، بدون داشتن قدرت تشخیص خوب از بد و از همه مهمتر بیاطلاع از علت اصلی این نوع آموزشها- كه گاهی نیز همراه با سختگیری و تعصب بسیار والدین است- صرفا فقط بهخاطر دریافت چند پاداش فریبنده مخرب مثل استفاده از اسباب بازیهای گرانبها، آرایش كردن، پوشیدن لباسهای زیبا، گرفتن ژستهای زنانه و مردانه یا تقلید از گفتوگوهای بزرگترها و... آماده همراهی و همكاری میشوند و به طور طوطی وار از رفتار و جملات والدینشان تبعیت میكنند و تن به تمامی خواستههای آنها میدهند.
نسرین صفری/ روانشناس بالینی
پرورش كودكی با مَنی غیر از مَن واقعیاش
اسكلت شخصیت روانی و اخلاقی كودك تا هفت سالگی شكل میگیرد و اغلب روان شناسان به اهمیت این دوره و نقش بهسزای آن در روند رشد، پیشرفت و تعالی كودك تاكید بسیار دارند. حال با این اوصاف، كودكی كه به اجبار والدین خود یا به یمن تمرین و تكرار بسیار، به اشتیاق تشویق به جدی بودن، زیبا حرف زدن، لودگی كردن، خنداندن یا گریاندن و یا هر رفتار نمایشی و تبلیغی میشود، چطور ممكن است فرآیند طبیعی رشد شخصیت او دچار اختلال نشود؟! این كودكان اغلب از آنجا كه خودشان نیستند و در لحظه اكنون و حال خود زندگی نمیكنند و دائما در حال تقلید یا در آوردن ادای شخصیتی غیر هستند، معمولا نیز شناخت درستی از خود واقعیشان پیدا نمیكنند؛ باورها، افكار، رفتارها، گفتهها، انتظارات و خواستههای این كودكان كاملا تزریقی است و حتی متاسفانه ممكن است چیزی به زور در درون آنها نهادینه شود كه كاملا متضاد با شخصیت و روان آنهاست و این واقعهای دردناك است كه بی گمان آینده زندگی این كودكان را دچار آسیب و لطمات جبران ناپذیری خواهد كرد؛ افسردگی، دوگانگی شخصیت، اختلالات شخصیت،مسخ شخصیت و خیالپردازیهای مرض گونه از جمله مهمترین این آسیبهاست.
جلوهای از كودك آزاری
استفاده ابزاری از سادگی، صداقت، پاكی و شیرینی و شیطنتهای طبیعی یك كودك، آن هم تنها به منظور كسب درآمد یا جلب توجه و دیده شدن، بی گمان ظلم و بیعدالتی بزرگی است كه برخی والدین بر كودكان خود تحمیل میكنند، غافل از آن كه بدانند رفتار آنها جلوهای نوین و مزین شده از كودك آزاری است. چنین والدینی اگر چه به ظاهر در اوج عشق و صمیمت و آرامش خیال و امنیت، به افتخار فرزند ناب و دُردانه خود را به تماشا میگذارند اما باطن رفتارشان توفیر چندانی با رفتار مهاجمان اخلاقی ندارد؛ همین كه كودك را بهرغم میل باطنی اش مجبور میكنند در خوشی و ناخوشی، در سرما و گرما، هنگام استراحت یا بازی و شادی كاری كند، حرفی بزند، لباسی بپوشد، ژستی بگیرید و... این یعنی تو در خدمت منی و باید كاری كنی كه من میخواهم، انجام دهی....
كودكان كار مجازی
والدینی كه با هدف درآمدزایی به ناآگاه از كودكان خود «كودكان كار مجازی» ساختهاند آیا به واقع متوجه اثرات و لطماتی كه بر روح و روان كودك خود روا میدارند، هستند؟! كودكانی كه تا هفت سالگی یعنی در این دوره سنی بحرانی و حساس، به عنوان بردهای بی چون وچرا كه صرفا برای پركردن جیب والدین شان به نوعی زیبا و با جلوهای تفریحی و تفننی اما به معنای واقعی به كار گماشته میشوند آیا از تلاطمات جانبی این مساله به ظاهر مدرن و شایسته در امان خواهند ماند؟! كودكی كه برای انجام این اقدام ناپسند و گرفتن تایید و دنبالشدن والدینشان در صفحات مجازی، بالاجبار مشغول فعالیت میشود آیاسبك زندگی متفاوتی با سبك زندگی یك كودك كار و خواستههای سرپرستش دارد؟ همه ما دلمان به حال كودكان اسیر و دربندی كه شبانهروز در كوی و برزن بهدنبال یك لقمه نان میدوند، میسوزد، حال چطور دلسوز كودكی نمیشویم كه عزیزتر از جانمان است اما به مانند یك بزرگسال كار میكند، كار میكند، كار میكند .... شاید صورت و دستان پاك، براق و تمیز این كودك یا لباسهای برند و رنگارنگش یا فضای خوش و اشرافی كه مطالبات مادی گرایش در پشت آن پنهان است، ما را فریفته یا دچار این خطای شناختی كرده است كه این كودك كاملا بینیاز و مرفه است و در امنیت كامل زندگی میكند!!!
اختلالی به نام «مرا ببین!»
كودكانی كه سوژه تبلیغات هستند از همان عنفوان كودكی و در سنین پایین به دلیل شایستگیهای ظاهری یا قابلیتهای جسمی و رفتاری در مركز توجه هستند و دچار احساس خودشیفتگی میشوند به طوری كه در بزرگسالی نیز خواهان توجه افراطی دیگران خواهند بود. این كودكان گرچه اغلب در ظاهر، بسیار قوی و با اعتماد به نفس به نمایش گذاشته میشوند اما به حقیقت و در باطن بهشدت تهی از اعتماد به نفس و عزت نفس هستند و جالبتر آنكه در ناخودآگاه شان نیز به یقین میدانند كه قدرتشان وابسته به چیزی غیر از خود و تواناییهای واقعیشان است و این درد نهفته و بیدرمانی است كه باعث میشود دچار ترس، استرس، احساس طردشدگی، ناامنی و خودبزرگبینی كاذبی شوند كه نتیجه قطعی آن نیز استعداد ابتلا به بیماری اختلال شخصیت نمایشی و خودشیفتگی است. افراد مبتلا به این اختلال دائما نیازمند توجه، تایید، تمجید و دیده شدن هستند و به طور بسیار وحشتناكی نیز از طرد شدن و محرومیت میترسند. حال كودكی را در نظر بگیرید كه در كار تبلیغات و مدلینگ است، پس از طی شدن دوران محدود استفاده در تبلیغات، عاقبت او چه خواهد شد؟ آیا این كودك در آینده نیز همان احترامی را كه با پوشیدن لباسها یا انجام رفتارهایی بهدست میآورد دوباره دریافت خواهد كرد؟ اگر شانس با او یار شود این وضعیت ادامه مییابد اما اگر ورق زندگی برگردد، قطعا این كودكان پس از سپری شدن این دوران و پس از رها شدن، دچار افسردگی شده و احساس سوءاستفاده شدن خواهند كرد و در صورت عدمرضایت بسیار نیز حتی ممكن است صرفا برای تایید شدن توسط دیگران دست به هر كاری بزنند تا كمبودها، خواستهها و امیال برآورده نشده خود را اغنا سازند و بیتردید این بحرانیترین و اسفناكترین وضعیت تصور شده برای این افراد است.