نامهنگاری یك تهیهكننده سینما خطاب به معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی
دیدن این فیلم واقعا جرم است؟!
از همان بار اول كه ساخت فیلم رسانهای شد، معلوم بود كه با فیلم و سوژه و قصهای ملتهب طرفیم و كنجكاویهای زیادی برای تماشا ایجاد خواهد كرد. «دیدن این فیلم جرم است» همین كار را هم كرد و به عنوان یك فیلماولی در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، تماشاگران را به سالنهای سینما كشاند. این فیلم كه جزو انتخابهای مردمی در مهمترین رویداد سینمایی ایران هم بود، از همان اواخر بهمن و پایان جشنواره در انتظار اكران به سر میبرد، اما بهدلایلی نامعلوم هنوز پروانه نمایش آن صادر نشده است.
روز گذشته و همزمان با معارفه معاون جدید ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، مشاور رسانهای و مدیر روابط عمومی این فیلم، نامهای را برای جامجم ارسال كرد كه طی آن تهیهكننده «دیدن این فیلم جرم است»، خواستار شفافسازی درباره اكران نشدن این فیلم شد.
متن نامه تهیهكننده
محمدرضا شفاه، تهیهكننده دیدن این فیلم جرم است، همزمان با معارفه معاون جدید ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، خطاب به سیدمحمدمهدی طباطبایینژاد، معاون جدید ارزشیابی و نظارت این سازمان نوشت: «همانطور كه مطلعید در دوره پیش از شما با وعده صدور پروانه نمایش فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است!» مشروط به انصراف از اكران نوروزی، این فیلم برخلاف میل ما از اكران كنار گذاشته شد.
تا امروز همواره تلاش شد تا به دور از حواشی، شرایط برای كسب مجوز در فضایی منطقی فراهم آید، اما بهرغم گذشت چهار ماه از آن وعده و با وجود پیگیریهای متعدد، پاسخ روشنی به تقاضای اكران داده نمیشود و مرتبا صدور مجوز به اجازه افرادی موكول میشود كه اساسا نقش قانونی در مسیر پروانه نمایش فیلمها ندارند.
معاون پیشین كه با آن وعده رفت؛ امروز از شما به عنوان معاون جدید خواستاریم در زمانی كه سازمان سینمایی شعار شفافیت سر میدهد، موضع رسمی و شفاف خود را نسبت به اكران این فیلم به مردم و رسانهها اعلام كنید. امید كه دیدن این فیلم جرم نشود.»
یك سازمان بدقول
یكی از نكتههای نامه شفاه، بدقولی و خلف وعده سازمان سینمایی است كه ظاهرا ارتباطی هم به این معاون و آن رئیس هم ندارد و انگار هركس كه گذرش به سازمان سینمایی و مجموعه مدیریتی و معاونتهای آن بیفتد، تحت تاثیر این فضای بدقولی خواهد بود. البته اینجا تهیهكننده دیدن این فیلم جرم است، نوك پیكان انتقادات را به سمت ابراهیم داروغهزاده، معاون قبلی ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، نشانه رفته است و به نوعی او را از مقصرین این بلاتكلیفی در صدور پروانه نمایش و تاخیر و تعویق اكران عمومی این فیلم میداند. در نامه تهیهكننده دیدن این فیلم جرم است اشاره شده باوجود پیگیریهای متعدد، پاسخ روشنی به تقاضای اكران داده نمیشود و مرتبا صدور مجوز به اجازه افرادی موكول میگردد كه اساسا نقش قانونی در مسیر پروانه نمایش فیلمها ندارند.
درواقع جناب داروغهزاده و سازمان سینمایی، دقیقا برعكس آن شعار شفافسازی، حتی از ارائه یك پاسخ روشن هم به صاحبان آثار دریغ كردند. چرا ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی درباره آن افرادی كه صدور مجوز اكران یك فیلم موكول به اجازه آنهاست، شفافسازی نمیكنند؟ اگر قصوری متوجه سازمان سینمایی نیست، چرا مدیران و معاونان این سازمان اطلاعرسانی نمیكنند كه چه افراد و نهادهایی خارج از مجموعه سینما، سنگاندازی کرده و نقش قانونی در مسیر پروانه نمایش فیلمها را دچار اختلال میكنند.
این فیلم ترس ندارد
آیا واقعا دیدن این فیلم جرم است، برخی افراد و نهادها را نگران، ناراحت و آزردهخاطر كرده است؟ ممكن است اینطور باشد، اما قطعا این ملاحظه و مصلحتاندیشی، منافاتی با اكران این فیلم ندارد و میتوان با تعامل و گفتوگو، مشكلات و مسائل احتمالی فیلم را برطرف كرد.
اسم فیلم و سوژه و فضای قصه دیدن این فیلم جرم است، ابتدا این موضوع را به ذهن متبادر میكند كه با فیلمی تیز طرف هستیم، اما التهاب فیلم در موضوع و مساله، طوری نیست كه در نهایت برداشت منفی و بدی نسبت به نظام و انقلاب صورت بگیرد و تماشاگر فهیم میتواند مسائل را تفكیك كند و تشخیص دهد. در فیلم برخی نهادهای انقلابی و امنیتی با هم درگیر میشوند و چالشی اساسی میان آنها ایجاد میشود، اما عقیده و آرمان پابرجاست و به اصول نظام خدشهای وارد نمیشود. اگر هم نزاعی است، باز در جهت تكریم گفتمان نظام و انقلاب است. جوان اول فیلم به عنوان یك بسیجی، برای دفاع از ناموس است كه ماجراهای فیلم را رقم میزند و پیش از آن، همسر اوست كه به خاطر حفظ حجاب، مورد هتك حرمت قرار میگیرد. اصل و هدف همین است و مشاجرهها و درگیریهای بعدی و پیش كشیدن بحث منافع ملی و ملاحظات مرسومی كه در این خصوص وجود دارد، نباید باعث شود آن حرف مهم و اصلی را نادیده بگیریم. به نظر میرسد اگر آن افراد و نهادهای مرتبط، با صبوری و سعه صدر بیشتری فیلم را ببینند و با گذشتن از قصه پردازی ملتهب و ماجراجویانه سطح فیلم، آن هدف و آرمان اصلی و پیام فیلم را مدنظر قرار دهند، حتی برای اكران بهتر دیدن این فیلم جرم است هم همراهی شایستهای انجام خواهند داد.
ماجرای یك گروگانگیری
«دیدن این فیلم جرم است» فیلمی به نویسندگی و كارگردانی رضا زهتابچیان و تهیهكنندگی محمدرضا شفاه است كه یك ماجرای گروگانگیری را روایت میكند. در این فیلم كه به خاطر همین بحث گروگانگیری و روایت بیشتر فیلم در یك مكان فیلمبرداری، آن را با «آژانس شیشهای» مقایسه میكنند، بازیگرانی چون مهدی زمینپرداز، لیندا كیانی، حسین پاكدل، حمیدرضا پگاه، حمیـــــــــــــد ابراهیمی، محمود پاكنیت، احسان امانی و امیر آقایی حضور دارند.
دیدن این فیلم جــــــــــــــرم اســــــــــت، محصول سازمان سینمایی سوره حوزه هنری است.
سابقه شفاه
محمدرضا شفاه، تهیهكننده فیلم دیدن این فیلم جرم است، متولد 1360 در تهران است. او فارغالتحصیل كارشناسی ارشد رشته سینما از دانشگاه رن فرانسه است. شفاه تهیهكنندگی تعداد زیادی از آثار كوتاه داستانی را در كارنامه دارد كه بسیاری از آنها در رشتههای مختلف جوایز ارزنده داخلی و خارجی گرفته و سینمای حرفهای را با تهیهكنندگی فیلم سینمایی بیست و یك روز بعد (به كارگردانی محمدرضا خردمندان) آغاز كرده است. او باشگاه فیلم سوره را سال 93 تاسیس كرده و هماكنون مدیرعامل این موسسه سینمایی است.
سابقه معاون جدید
سیدمحمدمهدی طباطبایینژاد، معاون جدید ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، متولد 1349 تهران و دارای مدرك كارشناسی ارشد در رشته برنامهریزی از دانشگاه تبریز است. او پیش از سمت معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، چند سال رئیس مركز گسترش سینمای مستند و تجربی و دبیر جشنواره بینالمللی سینماحقیقت بود. در سوابق فرهنگی طباطبایینژاد این سوابق فرهنگی هم دیده میشود: مدیر گروه فرهنگ، تاریخ و هنر شبكه اول سیما، عضو شورای پروانه ساخت اداره كل نظارت و ارزشیابی و تهیهكننده مجموعه مستند آخرین پرواز.