با تلفن یك نفر ناشناس زن و شوهر جوانی خود را با نفت آتش زدند!
یك تلفن ناشناس، زندگی یك زن و شوهر جوان را به معنی واقعی كلمه به آتش كشید. ابتدا زن و سپس شوهر، خود را آتش زدند و اگر همسایگان و ماموران به موقع نمیرسیدند، چه بسا كه این تلفن ناشناس به زندگی دو جوان خاتمه میداد.
هفته گذشته همسایگان خانهای در حوزه كلانتری 19 به كلانتری اطلاع دادند كه زن و شوهری به نام منیژه 20 ساله و محمد 27 ساله خود را با نفت آتش زدهاند. یكی از همسایگان در این باره به خبرنگار مجله گفت: من در حیاط خودمان مشغول سبزی پاك كردن بودم كه ناگهان صدای نعره مانند محمدآقا را شنیدم. فورا به خانهشان رفتم و دیدم محمد آقا دارد خودش را با نفت آتش میزند. شعله كبریت به لباس آغشته به نفت او رسیده بود كه همسایگان دیگر هم سر رسیدند و به زحمت آتش را خاموش كردند. محمدآقا كه از شدت درد به خود میپیچید در حالی كه اتاق را نشان میداد، گفت: منیژه، منیژه به دادش برسید. ما همگی به اتاق رفتیم. منیژه غرق در آتش و كاملا بیهوش بود. آتش را خاموش كردیم و به كلانتری اطلاع دادیم. ماموران سر رسیدند و هردو را به بیمارستان سوانح بردند.
محمد كه سوختگیاش كمتر است در گفتوگویی بیان كرد: تا هفت هشت ماه پیش من زن و یك فرزند داشتم و منیژه هم شوهر و یك بچه. ما در یك كوچه زندگی میكردیم. منیژه با زنم آشنا و پایش به خانه ما باز شد...
منیژه گفت شوهرش را دوست ندارد و به زور با وی ازدواج كرده است. ما قرار گذاشتیم با هم ازدواج كنیم و از آن پس بنای ناسازگاری با همسران خود را گذاشتیم تا آنجا كه آنها را مجبور به طلاق كردیم و هر دو، بچه خودمان را به آنها تحویل دادیم.
زندگی ما به آرامی ادامه داشت تا دیروز كه گویا یك نفر ناشناس تلفنی به منیژه اطلاع داد من معتادم. من آن روز بیخبر وارد خانه شدم. دیدم منیژه پیت نفت به دست ایستاده. پرسیدم چه شده؟ گفت تو معتادی و من از زندگی با تو پشیمانم !
گفتم من قبلا معتاد بودم، ولی مدتی است ترك كردهام، اما منیژه باور نكرد و كبریت كشید و خودش را آتش زد. من هم از شدت ناراحتی تصمیم گرفتم خودم را آتش بزنم و همین كار را هم كردم، اما همسایگان سر رسیدند و مرا نجات دادند. سوختگی محمدجزئی است و به زودی از بیمارستان مرخص میشود، ولی طبق اظهار نظر پزشكان منیژه شدید سوخته و حالش چندان خوب نیست.
مجله جوانان
فروردین 1357