«گاندو» میتوانست بینقص باشد، اگر چند نكته را رعایت میكرد
نکاتی بـرای فصل دوم
«گاندو» در عین موفقیت در جذب بیننده، نقاط ضعفی داشت كه قابل انكار نیست. از آنجا كه ساخت مجموعههای تلویزیونی در نوع جاسوسی، روندی پرسابقه در سیمای جمهوری اسلامی نیست، بنابراین گوشزد كردن این نقاط ضعف، میتواند به كیفیت تولیدات بعدی در این گونه نمایشی كمك شایان توجهی كند. در صفحه قبل، نقاط قوت «گاندو» را خواندید، برای آن كه یكطرفه به قاضی نرفته باشیم، درباره نقاط ضعف سریال هم نوشتیم.
فرهاد قائمیان روی دور تكرار
درباره گروه بازیگری «گاندو» كه یك نقطه قوت سریال محسوب میشود، در صفحه قبل نوشتیم. اما انتخاب بازیگران این سریال، یك نقطه تاریك دارد: فرهاد قائمیان. ظاهراً اولین انتخاب سینماگران برای آثار دو گونه جاسوسی و پلیسی، فرهاد قائمیان است! شكی نیست كه قائمیان بازیگر توانمندی است، اما حضور مداوم وی در آثار مشابه، او را برای علاقهمندان این دو گونه نمایشی تكراری كرده است. در سالهای اخیر، فیلم سینمایی «بادیگارد» و سریالهای تلویزیونی «تعبیر وارونه یك رؤیا»، «گشت پلیس»، «تاریكی شب، روشنایی روز» و «گاندو» كه در گونههای مشابه ساخته شدهاند، از حضور او بهره بردهاند.
اشكالات منطقی فیلمنامه
منطق داستانی بعضی از اتفاقات سریال «گاندو»، دچار اشكال جدی بود. مثلاً برج 20 طبقه محل اقامت مایكل، یك آسانسور داشت! پرده پنجرههای خانه مایكل به عنوان یك جاسوس، همیشه باز بود و به طرز عجیبی اجازه داده بود نیروهای امنیتی روی این خانه مسلط شوند. گاهی تكنیكهای بهكاررفته توسط مأموران امنیتی و همچنین جاسوس، منطقی نبود. به طور مثال در لحظه دستگیری مایكل و بقیه جاسوسها، كسانی كه میخواستند مایكل را بكشند، به شكلی غیرقابل باور دستگیر شدند. بعلاوه فرآیند تعقیب و مراقبت در تمام سریال در سطحی پایین اجرا شده و حرفهای جلوه نمیكرد. بسیاری از جاسوسها در طول سریال، بارها توسط یك مأمور امنیتی در مسافت طولانی تعقیب شدند، با خودروهای تكراری. نكاتی از این دست در «گاندو» فراوان بود.
ارجاعات بحثبرانگیز
«گاندو» در 30 قسمت خود بارها به بعضی از رویدادهای واقعی ارجاع داد، مثل شهادت شهید طهرانی مقدم و یا خواهرزاده آن مقام مسؤول. در مورد اول، آنچه «گاندو» ادعا كرد، ترور بود ولی مسؤولان سپاه
از جمله سردار حاجیزاده بارها این تلقی را زیر سؤال بردهاند. درباره خواهرزاده آن مقام مسؤول هم بعد از اتهاماتی كه زده شد، گفته شد وی خواهرزاده ایشان نبوده و هیچ نسبت فامیلی نیز بین آنها نیست. این نكته نیز با ادعای سریال تعارض دارد. عوامل «گاندو» هیچگاه درباره این مسائل شفافسازی نكردند.
مرجان كجاست؟
یكی از شخصیتهای اصلی نیمه اول قصه كه به نوعی نیروهای امنیتی را به «مایكل» رساند، «مرجان شرفی» با بازی سارا خویینیها بود. او در ده قسمت پایانی سریال بهطور كامل رها شد و به سرانجام نرسید. گرچه سازندگان در نشست خبری خود، گفتهاند كه او را برای رسیدن به «مایكل» نیاز داشتهاند، اما این دلیل خوبی نیست و در یك درام استاندارد، خط داستانی هر شخصیت در نهایت باید بسته شود، كه در مورد «مرجان» این اتفاق نیفتاد.
چه سازمان امنیتی خلوتی!
یكی از انتقاداتی كه در زمان پخش سریال هم درباره «گاندو» زیاد گفته میشد، آن بود كه تقریباً همه كارهای پرونده را همین پنج جوان گروه مأموران امنیتی سریال انجام میدادند؛ شامل همه عملیاتهای تعقیب و مراقبت، شنود، دستگیری و.... میدانیم پیشبرد این اقدامات توسط شخصیتهای اصلی، یك الزام دراماتیك است، اما این نكته نباید توی ذوق مخاطب بزند. «گاندو» طوری این سازمان امنیتی را به تصویر كشیده بود كه گویی فقط همین 6- 5 نیرو را دارد!