printlogo


بیانیه وشعار جای سرگرمی
مرجان فاطمی

 سریال گاندو، به‌خاطر دست گذاشتن روی پرونده‌های حساس اقتصادی، سیاسی، جاسوسی و ... توانست خیلی زود توجه‌ها به خودش جلب كند. البته این وسط نباید سهم شبكه‌های اجتماعی و تلاش عوامل سریال را برای پربازدید كردن ویدئوهای یك دقیقه‌ای آن در فضای مجازی نادیده گرفت. گاندو پای افراد و چهره‌های شناخته‌شده را در زمینه پرونده‌های فساد مالی و جاسوسی به میان كشید و تا پای تاختن به دولت و نزدیكان آن هم پیش رفت.خب، طبیعی بود با این شرایط بتواند توجه بخرد و مخاطبان را برای شنیدن نام‌ها و اطلاعات دیگر مشتاق كند.
با تمام حواشی و اعتراض‌ها و مصاحبه‌ها و ... تلاش عوامل گاندو بی‌نتیجه نماند و سریال بالاخره دیده شد و اتفاقا موج زیادی هم در جامعه به راه انداخت، اما مساله اینجاست كه آیا واقعا می‌توانیم گاندو را یك سریال تلویزیونی برای مخاطبان شبكه سوم سیما بنامیم؟ این سوال ربطی به محتوای سریال و تردید در صداقت یا عدم صداقت آنچه در پرونده‌های مختلف امنیتی مطرح شد و موضعگیری‌های مختلفی كه در قبال آن صورت گرفت ندارد. آنچه درباره یك سریال تلویزیونی اهمیت پیدا می‌كند، رسالتی است كه به‌عهده‌اش است. این‌كه مدیران شبكه سه با همكاری موسسه شهید آوینی ترجیح داده‌اند درباره یك سری از پرونده‌های امنیتی كشور سریال بسازند و برخی موارد پشت پرده را فاش كنند، می‌تواند در وهله اول، اتفاق مثبتی باشد. به هرحال آگاهی‌بخشی در هر زمینه‌ای قابل تامل است، اما آیا این آگاهی بخشی نیاز به قالبی مناسب و جذاب ندارد؟ 
مخاطبان شبكه سه حتی اگر علاقه‌ای هم به سیاست نداشته باشند باز هم خواسته و ناخواسته در طول روز، در معرض اخبار و اطلاعات مختلف قرار می‌گیرند. هر روز از صبح در شبكه‌های اجتماعی با این اخبار مواجهند و شب‌ها هم در چند نوبت، اخبار سیاسی و تحلیل‌های مختلف به گوش‌شان می‌رسد. آیا باز هم برایشان جذاب است در یك سریال تلویزیونی، بیانیه‌های سیاسی و دیالوگ‌های طولانی به منظور آگاهی بخشی بشنوند؟ وقتی خسته از كار روزانه پای تماشای یك سریال می‌نشینند، اولین انتظارشان این است كه در وهله اول سرگرم شوند. حتی اگر قرار است سریال مورد نظر درباره مسائل مهم جامعه صحبت به میان بیاورد، انتظار دارند این مسائل مهم سیاسی و اقتصادی را در قالبی كاملا دراماتیزه‌شده ببینند و خیلی راحت‌تر از بیانیه‌ها و تحلیل‌های سیاسی بتوانند آنها را درك كنند. اما سریال گاندو، ساعت 9 شب چه چیزی در اختیارشان قرار می‌دهد؟
مخاطبانی كه دنبال سرگرمی هستند، سر سفره شام، دیالوگ‌هایی از این دست می‌شنوند: «اقتدار ما به سود هیچ كشوری نیست. هدف آمریكا براندازی حكومته و مهم‌ترین اهرم‌شون هم چیه؟ تحریم. چیزی كه دنبالشن نهضت گرسنه‌هاست. توی آمریكا بیشتر از همه اون سناتور تام كاتن و مایكل دی انریا به این امید بستن. یا پیش‌بینی ما اینه اگه حكومت به هر دلیلی درباره انرژی هسته‌ای كوتاه بیاد اونها بلافاصله توانمندی دیگه مارو با معیشت مردم گره می‌زنند و بلافاصله و بدون تردید سناریوی موشكی - معیشتی رو مطرح می‌كنند.یا سكون در بازار مسكن و افزایش نقدینگی بی‌پشتوانه در دست مردم باعث ایجاد تورم وحشتناك شده. یا حكومت ایران داره تلاش میكنه با تكیه بر توان دانشمندان جوان ایرانی، صنایع خودش رو پیشرفت بده و اگر بتونه صنعتش رو مدیریت كنه جهش بزرگی كرده و به نتیجه مطلوب میرسه و اون چیزی نیست جز خودكفایی و...»
آیا اینها گفت‌وگو‌های یك سریال سرگرم‌كننده تلویزیونی است؟ چه فرقی با مصاحبه‌های رسمی سیاسیون یا متن‌هایی كه گوینده خبر آنها را با جدیت از روی كاغذ می‌خواند دارد؟ اصلا سریال سرگرم‌كننده تلویزیونی جای شعارهای سیاسی است؟ مگر رسالت فیلم و سریال، دراماتیزه كردن مسائل مختلف نبود؟! تكلیف مخاطبانی كه در شب‌های بلند تابستان، دنبال سرگرم شدن هستند چه می‌شود؟