فکر میکردم زنده است
حسن پس از تحقیقات در دادسرا در گفتوگو با جامجم به تشریح جزئیات درگیری مرگبار پرداخت كه در ادامه میخوانید.
با مقتول آشنا بودی؟
یكبار که برای خرید سیگار به دكه محله رفتم مقتول را دیدم .پول كرایه اتوبوس تا رفتن به خاوران را نداشت و هزار تومان از من گرفت. چند بار هم به او سیگار دادم.
مواد مصرف میكنی؟
بهخاطر اعصابم قرص ترامادول و خواب میخورم. از كودكی ناراحتی اعصاب دارم و دارومصرف میكنم از دو سال پیش حالم بدتر شده است. اگر قرصها را نمیخوردم اعصابم بههم میریخت و خواهرم میترسید نزدیكم شود. با همه دعوا میكردم. بیمار دو قطبیام.
با خانوادهات اختلاف داشتی؟
من فرزند طلاق هستم و با مادر و ناپدریام زندگی میكنم. ناپدریام مرد خوبی است و با او مشكلی ندارم.
از شب جنایت بگو.
اطراف خانهمان افراد معتادو خلافكار هستند و برای همین برای محافظت از خودم چاقو حمل میكردم.شب حادثه از خانه بیرون رفتم تا برای برای مادرم شارژ تلفن بخرم. آن شب چهار تا قرص ترامادول و خواب خورده و مشروب مصرف كرده بودم و حالم خوب نبود. سمت خانه میرفتم كه دیدم مقتول به زن و مردی كه سوار خودرویی هستند، شیشه میفروشد .با او دعواكردم و گفتم نباید اینجا مواد بفروشد، خواستم به پلیس زنگ بزنم كه دو خریدار شیشه پول قاچاقچی راندادندو فراركردند. او سر همین موضوع با من دعوایش شد. لباسم را پاره كرد. سمتم چاقو كشید من هم چاقویم را بیرون آوردم و دوضربه به كتف او زدم كه زخمی شد. هشت قدمی حركت كرد، پایش به جدول آهنیگیر كرد و زمین خورد و فراركردم.
دوباره به محل جنایت بازگشتی؟
تا ساعت 7 و 30 دقیقه صبح روی نیمكت دراز كشیدم و خوابم نبرد . فقط موسیقی غمگین چند خواننده رپ را گوش دادم و گریه كردم كه چرا یك مرد بزرگتر از خودم را زخمی كردم. بعد به خانه آمدم كه ماموران سر رسیدند و دوباره فرار كردم. سراغ برادرم رفتم و با نصیحتهای او، خودم را تسلیم كردم. فكر میكردم مرد كارتنخواب زنده است و با پرداخت دیه آزاد میشوم.
سابقه داری؟
یكبار به خاطر شكستن شیشههای نوشابه مغازهداری در شب چهارشنبه سوری، هفت روز كانون بودم.