چرا «خانه ما» مستند - مسابقه جذاب، اما كمتردیدهشده و قدرندیدهای است؟
آینه در آینه شد، دیدمش و دید مرا
«خانه ما »مستند - مسابقه و رئالیتیشوی جذابی است، چون صمیمی است و باورش میكنیم. چون قالبهای خشك و سنتی برنامههای تلویزیونی را میشكند. چون با بیرحمی آینه خودمان و كنشها و واكنشهامان میشود. چون تنبلی نمیكند و از تهران رسیده به اصفهان، اهواز، رشت، شیراز و مشهد. چون هر بار خودش را اصلاح میكند و به كم رضایت نمیدهد. چون ایدههایش را كمتر تكرار میكند و خلاقیت دارد. چون فقط در خانه نمیماند و میزند به دل دشت و كوه و بیابان و بازار. چون بیشعار و به معنای واقعی كلمه یك برنامه خانوادگی است. چون برخلاف برداشت سطحی ترویج ریاضت اقتصادی، این شیوه نمایش سبك زندگی گره میخورد به شناسایی دقیق رابطه ما با آدمهای دیگر، با شهر، با طبیعت و با زندگی. همه اینها برای شهرت و محبوبیت یك برنامه تلویزیون كفایت میكند، اما رازهای جذابیت و البته مهجور ماندن «خانه ما» در چیزهای دیگری است.
پینوشت: عنوان متن، مصرعی از شعر «آینه در آینه» جناب هوشنگ ابتهاج است
علی سیفالهی
رازگشایی از شخصیتها
قصهها دو جزء اصلی دارند؛ وقایع و شخصیتها. همیشه میتوان شخصیتها را فارغ از حوادث و اتفاقات و بهصورت مجزا و خیلی ساده كالبدشكافی و دستهبندی كرد. میتوان به آنها برچسبهای مشخص زد. الگوها و تیپهای از پیش تعیینشده؛ آدم متظاهر، بچه تخس، آدم خوشبین، بیعرضه، غرغرو، پخمه، زودرنج و... . اما برای شناخت دقیق پیچیدگیهای یك شخصیت باید او را در برابر سیر وقایع و در معرض آزمونها و چالشها قرار داد. در واقع روایت این شخصیتها در دل وقایع، راه شناخت آنهاست. یخِ خانه ما با همین شیوه اصولی میگیرد.
ارسطو میگوید: «شخصیت كیفیتهای مختلف را به ما عرضه میكند، اما سعادت یا شقاوت ما در گرو كنشها (رفتارمان) است. به این سبب، نمایش برای نمایاندن شخصیتها نیست. وجود شخصیتهای مختلف در نمایش برای نشان دادن سیر وقایع [كنشها] است.
از این رو، هدف و غایت تراژدی سیر وقایع درون نمایش - یعنی همان پیرنگ - است و در هر چیزی هدف و غایت تقدم دارد.»
گذر شخصیتهای خانه ما از دل آتشها، پیچیدگیهایی را نمایش میدهد كه در حالت عادی آنها را نمیبینیم. ما همیشه در برنامههامان آدمهای اتوكشیده و لفظ قلم و با لبخند میبینیم، اما خانه ما با طراحی خلاقانه چالشها، این مقاومت در برابر واقعی بودن را میشكند. سیر وقایع از شخصیت تفكیكناپذیر است، اما آنچه به سیر وقایع اهمیت میبخشد، رازگشایی از شخصیت است. نظریهپردازان میگویند شخصیتها بهطور كلی بر دو نوع هستند؛ شخصیتهای ساده و پیچیده. شخصیتهای ساده و مسطح، پیچیدگی پنهانی و به تعبیری عمق ندارند. شخصیتهای ساده در آثار كمدی، هجویهها و ملودرامها فراوان پیدا میشوند و رفتارهای قابل پیشبینی محدودی دارند. در این شخصیتها هیچ شكاف اسرار آمیزی
برای پر كردن وجود ندارد، چون هر چه هست جلوی چشمانمان است.
دسته دوم شخصیتهای پیچیدهاند كه عمق و پیچیدگیهای مختلفی دارند. این شخصیتها را نمیتوان در یك عبارت خلاصه كرد. شخصیتهای ساده ممكن است بسیار بامزه، خندهدار و مناسب نمایش در یك برنامه تلویزیونی باشند و هجویهها برای تاثیرگذاری بیشتر ممكن است سوژههایشان را به شخصیتی ساده تقلیل دهند، اما از قرار معلوم، پیچیدگی شخصیتهای پیچیده به واقعیت ما انسانها نزدیكتر است. «خانه ما» این راز را میداند و ترجیح میدهد آدمهای پیچیده را انتخاب كند و نمایش بدهد. آدمهایی كه در تنش و استرس دیگر آن آدمهای مهربان و صرفهجو و شیك قبلی نیستند. بههم میریزند و دیگر زن و شوهرشان را با «خانم» و «آقا» و فامیلی صدا نمیكنند. خانه ما روایتی آرام و جذاب از شخصیتها در برابر سیر وقایع است.
مثل یک تئاتر چند لایه
امین كفاشزاده، یكی از كارگردانهای خانه ما تعبیر دقیقی درباره كارشان دارد؛ «میگویند تئاتر یك خانه است كه دیوارهایش را برداشتهاند، اتاقی با سه دیوار. خانه ما همین كار را میكند. چیزهایی را به مردم نشان میدهد كه خودشان با آنها دست به گریبان هستند.» در خانه ما همه ما «فضولی»های مجازی انجام میدهیم چون دوست داریم زندگی بقیه را با خودمان مقایسه كنیم و مشكلاتمان را در زندگی آنها هم ببینیم. دلمان میخواهد بدانیم روابط پدر و پسرها همه جا همین شكلی است؟ واقعا همه پدر و مادرها برای پولتوجیبی دادن به بچهها سفت و سخت میگیرند؟ بیرون از خانه ما هم مامانها بیشتر حواسشان به زندگی است؟ هر چقدر این فضولی در خانه ما واقعیتر باشد، جذابتر است.
خانه ما نزدیكترین و كمفیلترترین تصویر از زندگی واقعی خانوادههای ایرانی را نشان میدهد؛ نمایش این گزاره در تلویزیون ما شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما نه! تعریفها و استانداردهای تلویزیون اجازه این كار را نمیدهد و از طرفی فرهنگ عمومی ما در مقابل این موضوع مقاومت میكند. چالشی سخت برای تیم تولیدكننده خانه ما كه تا حد خیلی خوبی از پس آن برآمدهاند. خانه ما همان كاری را میكند كه مستند تحسینشده «در جستوجوی فریده» انجام میدهد. در آن مستند لایه اول، داستان دختری است كه دنبال خانواده اصلیاش میگردد، اما در لایه بعدی چیزهای زیادی درباره فرهنگها و خردهفرهنگها و رفتارهای ایرانیها گیرمان میآید. اینجا هم مهمانی دادن و ماموریت نجات جهان و سرگرم كردن بزرگترها و... بهانههایی است برای شناسایی دقیقتر ما. این «ما» كه هر كدام بخشی از سبك زندگی ایرانی را نمایندگی میكنیم و همیشه به اشتباه دلمان میخواهد در پوشش و سر و شكل ظاهری زندگی و شخصیتپردازی شبیه كاراكترهای از واقعیت فاصله گرفته سریالهای تلویزیونی باشیم. خانه ما سند دقیق و معتبری است از زندگی نیمهسنتی و نیمهمدرن و واقعی ما ایرانیها در دهه 90 .
جذابیت بدون حضور چهرهها
محبوبترین برنامههای این روزهای تلویزیون چرا به مذاق بینندهها خوش آمدهاند؟ به این پرسش نمیتوان جواب مطلق داد، اما بیشتر آنها در چند ویژگی اشتراك دارند. بیشتر برنامههایی كه این روزها بیشتر دیده میشوند، فارغ از قضاوت درباره كیفیتشان، سلبریتی (چهره معروف) دارند. یك یا چند چهره مشهور كه مجری یا مهمان یا داور و كارشناس آن هستند.
«عصر جدید» احسان علیخانی و امین حیایی و رویا نونهالی دارد، «خندوانه» روی انگشت رامبد جوان میچرخد، «دورهمی» با مهران مدیری هویت دارد، «برنده باش» با محمدرضا گلزار دیده میشد و ... . اگر فقط پای چهرههای معروف در میان نباشد، یك طرف دیگر مهمانهای عجیب و غریب حضور دارند. آدمهایی كه ركوردهای گینس را جابهجا كردهاند، از حلقه آتش میپرند، با طناب خودشان را از سقف آویزان میكنند و... . بله، استفاده از این ترفندها و ویژگیها جذابیت میآفریند و از اصول برنامهسازی و حق سازندگان و سیاستگذاران تلویزیون است، اما افراط در این رویكرد دو مساله را در پی داشته؛ ذائقه مخاطب عمومی به این زرقوبرقها گرفتار شده و به برنامههایی با ژانر و سر و شكل و سناریوی دیگر فرصت عرض اندام نمیدهد. برنامههایی مثل خانه ما كه از همه این زرق و برقها دور شده و میخواهد راوی آرام و باورپذیر و صمیمی واقعیت زندگی و آدمها باشد. عوارض دیگر این رویكرد افراطی برنامهسازی، توجه عجیب و غریب و اشتباه رسانهها به این رویكرد است. اكثر رسانههای ما به جای ارتقای سلیقه مخاطب و ذائقهسازی با دستاویزهای محكم و عمیق، روی موجهایی سوار میشوند كه «لایك» بیشتری بگیرند. نتیجه این میشود كه ردی از خانه ما در آنها پیدا نیست و در معتبرترینهایشان خبری با این تیتر در صفحه یك منتشر میشود: «حمید فرخنژاد سوار بر موتور خفنش + عكس»! هیچكاك میگوید درام یعنی زندگی واقعی با حذف قسمتهای كسالتآور. بله، خانه ما كار سختتر و قسمتهای كسلكننده را انتخاب كرده و «سالك بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها».