سید احسان عمادی كارگردان «خانه ما» از چالش جذاب كردن زندگی آدمهای معمولی میگوید
گاهی جذابیت مدیون كلكلهاست!
سیداحسان عمادی را به عنوان یك روزنامهنگار میشناسیم، هرچند در سالهای اخیر چند فیلم مستند ساخته كه از قضا پرمخاطب هم بودهاند. او دو سال قبل مستند سینمایی «رزمآرا: یك دوسیه مسكوت» را كارگردانی كرد كه هم با موفقیتهای جشنوارهای در سینماحقیقت و هم با استقبال منتقدان مواجه شد. عمادی كه از فصل 3 به جمع عوامل مستندمسابقه «خانه ما» پیوسته، یكی از دو كارگردان فصل هفتم هم بوده است. با او درباره حضور آدمهای معمولی در خانه ما و فرار از چهرهمحوری گپ كوتاهی زدهایم كه در ادامه میخوانید.
یكی از ویژگیهای اصلی «خانه ما» این است كه چهرههای شناختهشده را نمایش نمیدهد. چطور نمایش زندگی آدمهای عادی را جذاب میكنید؟
فكر میكنم خیلی از ما این تجربه را داشته باشیم كه فكر كردیم برخی از اتفاقات روزانه و به ظاهر معمولی، قابلیت و كشش تبدیل به داستان یا فیلم داشته باشند. اگر كمی در این حوزهها كار هم كرده باشید، ممكن است با برخی اطرافیان مواجه شوید كه اتفاقات جالب زندگیشان را برایتان تعریف میكنند و میگویند قصهاش را بنویس یا فیلمش را بساز! میخواهم بگویم درست است كه شركتكنندههای خانه ما ممكن است آدمهای معمولی بوده و كارهای ویژهای نكرده باشند، اما خیلی وقتها برخی قصههای فیلمها هم از دل همین آدمهای عادی درمیآید. وقتی در جزئیات روابط زندگیشان وارد میشوید و با دقت نگاه میكنید، كلی قصههای جذاب دارند، تنش، شكست و پیروزی و روابط پرفرازوفرود دارند. به نظر من به جرات میتوان گفت این ظرفیت در زندگی هر شخصی وجود دارد، ولی وقتی قرار است بیاید جلوی دوربین، باید تغییرات كمی داشته باشد. كمی باید دراماتیزه شود و بعضی از ویژگیهای شخصیتی پررنگتر شود.
هیچوقت وسوسه نشدید كه از چهرههای معروف استفاده كنید؟
راستش نه. چهرههای معروف وقتی جلوی دوربین میآیند، محذوریتهای خاص خودشان را دارند. بسیار وسواس دارند بدانند تصویری كه ازشان نمایش داده میشود، چطور است. هر لحظه حواسشان هست چه كار كنند و چه بگویند.
مردم عادی هم حواسشان هست.
بله، به نوعی همه اینطور هستند، اما چهرههای معروف چون تجربه طولانیمدت حضور رسانهای داشتهاند، دیگر انگار در تمام لحظات زندگی در حال ایفای نقش هستند، ولی مردم عادی اینطوری نیستند. بخش زیادی از جذابیت خانه ما در فصول گذشته، مدیون كلكلها و حتی برخوردهایی بوده كه در خانه شركتكنندهها انجام شده و دوربین ما ضبط كرده. اما وقتی چهرههای معروف جلوی دوربین هستند، امكان ندارد چنین اتفاقاتی بیفتد.
بیشتر شهرهایی كه خانه ما انتخاب كرده، كلانشهر بودهاند. چرا به شهرهای كمتر شناختهشده و محرومتر نرفتید؟
چند دلیل دارد. یكی این كه شهرهایی كه تا به حال رفتهایم، یعنی تهران، اصفهان، شیراز، تبریز، مشهد، اهواز و رشت، شهرهای بسیار مهمی هستند و باید حتما به این شهرها میرفتیم. دلیل دیگر آمار خانوادههای ثبتنامی است. وقتی میخواهیم شهر هر فصل را انتخاب كنیم، به آمار خانوادههای ثبتنامكرده نگاه میكنیم. هنوز در غیر از كلانشهرها ثبتنام زیادی نداریم. وقتی آمار ثبتنامها كم است، مشكلی كه پیش میآید، این است كه پیدا كردن شركتكنندههای مناسب كار سختی میشود. ما تقریبا از هر 60 ـ 50 خانوادهای كه مصاحبه میكنیم، میتوانیم روی نام یكی یا دو خانواده مكث كنیم. بنابراین در شهرهای كوچكتر، یافتن شركتكنندههای مناسب كار سختی است. از طرفی ما بسیاری از مراكز استان و شهرهای بزرگ را نرفتهایم. فكر میكنم تا وقتی مراكز استان را نرفته باشیم، بعید است بتوانیم به سمت شهرهای كوچكتر برویم.
آمار یا بازخورد خاصی از بینندگان خانه ما داشتهاید؟
آمار كه نه، ولی بازخورد جالبی كه گرفتهام این است كه مردم در همه شهرهایی كه رفتهایم، شناخت خوبی از خانه ما دارند. به محض این كه میبینند دوربین و عوامل، به دنبال خانوادهای میرود، ما را میشناسند و میفهمند كه از خانه ما هستیم. برای خود من این خیلی جالب بود كه مردم اینقدر برنامه را میبینند و شناخت دارند.