printlogo


گفت‌وگو با آقای جوادی برنده فصل تبریز
شیر گاو دوشیدیم!
برنده شدن در «خانه ما» اصلا کار ساده‌ای نیست. اول از همه باید بتوانید یک مدت طولانی را با مقدار کمی پول سر کنید. بخش بعدی سختی کار شما به پیچیدگی‌های حضور دوربین، حریم شخصی و... مربوط می‌شود. مواردی که در فرهنگ عامه ما ایرانی‌ها هنوز برای خیلی‌ها جا نیفتاده است. در این صفحه سراغ دو تن از برندگان برنامه در فصل رشت و تبریز رفتیم تا بدانیم چطور حاضر شدند سختی این رقابت را به جان بخرند. این شما و این هم آقای علی اصغر جوادی، پسر ارشد خانواده برنده فصل تبریز!

 ابتدا درباره چگونگی حضورتان در مسابقه «خانه ما» صحبت كنید.
من قسمت آخر از فصل قبلی را دیده بودم و در آن قسمت دیدم كه نوشته‌اند فصل بعدی در تبریز انجام می‌شود و خانواده‌های تبریزی می‌توانند در این مسابقه ثبت نام كنند. نكته جالب این كه ما از آن فصل «خانه ما» فقط همان یك قسمت را دیده بودیم. به هر حال رفتم تحقیق كردم و سپس در فصل جدید ثبت‌نام كردم. شش ماه از ثبت‌نام من گذشته بود و این موضوع را كاملا فراموش كرده بودم. هنگامی كه مدیر تولید این كار با من تماس گرفت، اصلا یادم نبود كه در این مسابقه شركت كرده ام و فكر كردم برای تبلیغات تماس گرفته‌اند. 
 مبلغی كه قرار بود شما با آن یك ماه زندگی كنید، چقدر بود و در نهایت چقدر پس‌انداز كردید؟
آن زمان به ما 800 هزارتومان داده بودند كه از این پول، 300 هزارتومان را پس‌انداز كردیم.
 یعنی 30 روز را با 500 هزارتومان سپری كردید؟!
بله. البته من متاهل نیستم، اما به هر حال یك ماه زندگی با 500 هزار تومان سختی‌های خاص خودش را دارد. البته من پس‌اندازم بیشتر از 300 هزار تومان بود، اما قرار بود هر كس صد برابر پس‌اندازش جایزه ببرد و سقف جایزه هم 30 میلیون تومان بود و این‌كه ما بیشتر از 300 هزارتومان پس‌انداز كردیم، فایده‌ای نداشت.
 از سختی‌های این یك ماه بگویید.
ما خیلی از هزینه‌های خودمان را با ترفند‌هایی كاهش داده بودیم. به طور مثال شیر گوسفند را می‌گرفتیم و مادرم آن را تبدیل به ماست می‌كرد. 
به این ترتیب دیگر نیازی به خرید ماست و شیر نبود. این‌طور مسائل باعث كم شدن هزینه‌های ما شد.
 چالش‌هایی كه عوامل خانه ما در این یك ماه برایتان تعریف كرده بودند 
چه بود؟
چالش‌های زیادی را برای ما تدارك دیده بودند كه یكی از این چالش‌ها زندگی بدون فناوری بود؛ به این معنی كه یك روز كامل را باید بدون فناوری سپری می‌كردیم. چالش دیگر، چالش كسب و كار بود كه در كل دو روز زمان داشتیم كسب و كاری راه بیندازیم. ما در دو روز توانستیم از این چالش كسب و كار  500 هزارتومان درآمد‌زایی داشته باشیم.
 از حضور در این برنامه پشیمان نشدید؟
برخورد گرم عوامل و تجربه‌هایی كه در این یك ماه به دست آوردیم باعث شد از حضور در این برنامه پشیمان نشویم.
 در این یك ماه، عوامل برنامه خانه ما به طور كامل در منزل شما بودند؟ این موضوع باعث آزردگی شما نبود؟
آنها همان روز اول كه هرچه در یخچال داشتیم آمدند و بردند و سپس مبلغی را در اختیارمان گذاشتند كه با آن در این یك ماه زندگی خود را سپری كنیم. عوامل هر روز در منزل ما بودند، اما خوش برخوردی آنها با ما باعث شد از این موضوع اذیت نشویم.
 خاطره‌ای از این یك ماه دارید كه تعریف كنید؟
بله، این یك ماه خاطراتی را برای ما به وجود آورد كه حتی برای خودمان جالب بود. به طور مثال روزی كه قرار بود چالش بدون فناوری را سپری كنیم به مزرعه رفته بودیم كه پدرم از مادرم مجدد خواستگاری كرد و مادرم هم جواب منفی داد! البته این مسأله به صورت سرگرمی و شوخی اتفاق افتاد، اما به هر حال خاطره‌ای بود كه می‌خواستم بیان كنم. یك خاطره دیگر هم  مربوط به ترس من از حیوانات است. من ترس شدیدی از حیوانات دارم و یك روز قرار بود برویم شیر گوسفند بدوشیم. عوامل از ما خواستند هنگام دوشیدن شیر به حیوانات هم دست بزنیم. خواهر من این كار را انجام داد، اما من می‌ترسیدم. ولی وقتی دیدم یك خانم دارد این كار را انجام می‌دهد، من هم به آن گوسفند دست زدم و شیرش را دوشیدم. نكته جالب این بود كه بعد از این كار یك حشره داخل قابلمه شیر رفت و كارگردان از من خواست آن شیر را بنوشم. اصرارهای من به این‌كه این شیر الان ضرر دارد فایده‌ای نداشت و مجبور شدم آن شیر را بنوشم كه البته تا سه روز بعد مسموم بودم.
 با توجه به این مشكلاتی كه تعریف می‌كنید، تعجب‌آور است كه از حضور در این برنامه پشیمان نشدید!
تجربه‌های خوبی را در این 30 روز سپری كردیم كه در ادامه زندگی هم خیلی به كمك‌مان آمد.
 فكر می‌كنید سبك زندگی شما و خانواده شما، قبل و بعد از این برنامه تغییری كرده است؟
صمیمیت و صرفه‌جویی در خانواده ما زیاد شده است. به طور مثال من قبلا زمانی كه كولر را روشن می‌كردم، پنجره را هم باز می‌كردم و اصلا به مصرف برق توجه نمی‌كردم. اما بعد از این برنامه توانستم در این موضوع و موضوعات دیگر بیشتر صرفه‌جویی كنم.
 حضور شما در این برنامه موجب مشهور شدن شما در شهری كه در آن زندگی می‌كنید شده بود؟
بله. بعد از مسابقه خیلی‌ها به ما زنگ می‌زدند و حتی در خیابان هم هر روزی كه بیرون می‌آیم حداقل باید با یك یا دو نفر عكس بگیرم. حتی برای خودم هم این واكنش‌ها جالب بود به طوری كه بعد از این برنامه پیشنهادهایی برای بازی در فیلم و سریال‌ها به ما شد كه یك نمونه آن سریال «محرمانه» است كه این روزها از شبكه سه پخش می‌شود. 
 به عنوان سؤال آخر، چه برنامه‌ای برای این 30 میلیونی كه در این برنامه برنده شده‌اید دارید؟
من قرار است با این 30 میلیون یك آتلیه راه‌اندازی كنم و در آن كار خودم كه عكاسی است را انجام بدهم.