printlogo


چرا ۱۷ مرداد را «روز خبرنگار» نامیده‌اند؟
شلیك به قلب دیپلماسی و رسانه
۱۷ مرداد هر سال در یك اقدام ناگهانی، خبرنگاران، روزنامه‌نگاران و جایگاهشان به عنوان نقش‌آفرینان ركن چهارم دموكراسی اهمیت می‌یابد، خبرنگارانی كه تا پیش از این برای انجام وظایف رسانه‌ای‌شان باید به دنبال مسؤولان و هنرمندان می‌دویدند، حالا در همایش‌ها و نشست‌های ویژه این روز بر صدر می‌نشینند و تكریم می‌شوند. اما چرا ۱۷ مرداد روز خبرنگار نامگذاری شده است؟ در این گزارش مروری بر اتفاقات این روز داشته‌ایم؛ روزی كه با وجود گذشت سال‌ها از آن، تلخی‌اش احساس می‌شود. حالا ۲۱ سال از روزی كه ده دیپلمات و یك خبرنگار ایرانی در شهر مزارشریف به شكل مظلومانه‌ای به شهادت رسیدند، می‌گذرد. ماجرا از حمله طالبان به شهر مزارشریف آغاز می‌شود، جایی كه این شهر توسط این گروه تروریستی اشغال می‌شود و پس از حمله طالبان به مقر كنسولگری ایران در مزارشریف، گزارش‌ها از ناپدید شدن دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرانی حكایت دارد. البته برخی معتقدند به جز طالبان، نیروهای سپاه صحابه، یك گروه ضدشیعه پاكستانی نیز در این واقعه نقش دارند.
محمد وفایی

چه كسی ما را كشت؟
چند روز قبل از رسیدن ۱۷ مرداد و مفقود شدن دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرانی، با توجه به تصرف شهر مزارشریف توسط طالبان، برخی نسبت به وضعیت كنسولگری ایران در این شهر ابراز نگرانی می‌كنند. اما وزارت خارجه اعتنایی نمی‌كند و تاكید دارد كه نیروهای ایرانی در افغانستان بمانند. محمدحسین جعفریان، روزنامه‌نگار و مستندساز كه تا دو روز قبل از ماجرا در مزارشریف حضور داشته و با ساخت مستند 
«چه كسی ما را كشت؟» به این واقعه پرداخته، معتقد است ترك نكردن افغانستان اشتباه بزرگی بوده است. «هیچ‌كس سر در‌نیاورد دوستان وزارت خارجه چگونه به این تصمیم رسیدند كه اینها در مزارشریف بمانند؟ چه لزومی داشت كه این افراد در مزارشریف بمانند، وقتی ما طالبان را به‌رسمیت نمی‌شناسیم و طالبان دارد شهر را می‌گیرد. كنسولگری كه نمی‌تواند كار كنسولی انجام دهد، طالبان را هم كه به‌رسمیت نمی‌شناسیم، لذا باید سفارت را تعطیل كنیم. اما چرا دیپلمات‌ها در آنجا ماندند؟ كسی 
پاسخگو نیست.» 
 مقاومت در برابر طالبان
محسن پاك‌آیین، سفیر وقت ایران در ازبكستان (كه با مزارشریف مرز مشترك دارد) روایت دیگری از ماجرا دارد و می‌گوید، در ۱۳ مرداد به كنسولگری پیشنهاد خارج شدن از شهر مزارشریف را داده، اما خودشان این پیشنهاد را نپذیرفته‌اند. 
«با آقای ناصر ریگی، سركنسول ایران در مزارشریف صحبت كرده و گفتم ما نگران جان شما هستیم، به همین دلیل روادید ورود شما به «ترمذ» 
(یك نقطه مرزی میان دو كشور افغانستان و ازبكستان)‌ را گرفته‌ایم و بهتر است در اولین فرصت و تا امن‌شدن شهر شما و بقیه همكاران از جمله آقای صارمی به ترمذ بیایند. اما آقای ریگی گفت نه ما باید اینجا بمانیم، چون اگر سركنسولگری تعطیل شود، مردم می‌ترسند و از مقاومت دست می‌كشند. صحبت‌های آقای ریگی كه نشانه‌ای از ایمان و ایثار داشت، حاكی از این بود كه وی و همكارانش، مصمم به حضور در كنسولگری و انجام وظایف خود هستند.» البته با وجود پاسخی كه سركنسول ایران در مزارشریف ارائه كرده، همچنان به نظر می‌رسد قصور دستگاه دیپلماسی وقت در این ماجرا  مشهود است و وظیفه تأمین جانی دیپلمات‌ها را به‌عهده داشته است. 
روایت تنها شاهد عینی
ا...‌مدد شاهسوند، عضو كنسولگری ایران در مزارشریف تنها بازمانده حادثه است و می‌تواند دقیق‌ترین روایت را از زمان حادثه ارائه كند. او می‌گوید از آنجا كه پاكستان به وزارت خارجه ایران برای حفظ جان دیپلمات‌ها ضمانت داده بود، وقتی گروه كوچكی از طالبان در كنسولگری را 
به صدا درمی‌آوردند، آنها در را باز می‌كنند. «البته به طرز وحشیانه‌ای در می‌زدند و معلوم بود اگر باز نكنیم هم به زور وارد می‌شوند.  آنها بدون هیچ دلیلی متعرض ما شدند و با ضرب و شتم، همه‌مان را بردند داخل اتاقی در زیرزمین كه یك در آهنی داشت. قفل بزرگ و محكمی به آن زدند و رفتند. در آن اتاق یك تلفن بود كه طالب‌ها متوجه آن نشده بودند. با ایران تماس گرفتیم و به ما قول دادند همه تلاششان را انجام دهند. یك ساعت بعد یكی از آنها دوباره آمد به زیرزمین و در فاصله چهار متری همه را به رگبار بست. در همان لحظه من خودم را روی زمین پرت كردم و نیم ساعت بعد كه مطمئنم شدم كنسولگری را ترك كرده‌اند، بیرون آمدم.» شاهسوند در نهایت موفق می‌شود از مزارشریف فرار كند و پس از طی مسیری طولانی و تحمل سختی‌های بسیار، به ایران می‌رسد.
 شهادت آقای خبرنگار
به‌جز ده دیپلمات، محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) نیز در این حادثه حضور داشت. صارمی كه سابقه حضور در دفاع مقدس هم در زندگی‌اش به چشم می‌خورد، متولد ۱۳۴۷ بود و در سال ۱۳۷۰ همكاری‌اش با ایرنا را آغاز كرد و از سال ۱۳۷۵ به عنوان مسؤول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در مزارشریف انتخاب شد. او بین شهدای این حادثه تنها كسی بود كه به كنسولگری وابستگی سازمانی نداشت و برای انجام رسالت خبری خود در مزارشریف حضور داشت. همسر شهید صارمی می‌گوید در ساعت یك و نیم بامداد همان روز با همسرش صحبت كرده است. «آن روز به من گفت صدای انفجارها را می‌شنوی؟ این‌قدر نزدیك شدند. گوشی را طوری گرفت كه من صدای جیرجیر زنجیر تانك‌ها را شنیدم. گفت طالبان وارد شهر شده اما پیشتر از این هم سابقه داشته كه طالبان وارد شهر شده‌اند و اتفاق خاصی ان‌شاءا... رخ نمی‌دهد و ما هم آنقدر نگران نشدیم.» در نهایت پیكر شهدای كنسولگری پس از گذشت چند روز و پیگیری‌های فراوان پیدا شد و به كشور بازگشت. در نخستین سالگرد این واقعه، شورای فرهنگ عمومی تصویب كرد كه روز ۱۷ مرداد از این پس به عنوان روز خبرنگار ثبت شود.