نگاهی به كتاب «دال دوست داشتن»
در ستایش جزئیات
زینب هاشمزاده
زندگی از جزئیات مهمی تشكیل شده است. شاید گاهی برای ما یكسری از این جزئیات مهم نباشد، اما همین جزئیات دنیای وسیعی از مفاهیم را درون خود جا دادهاند. غم، دلتنگی، دوست داشتن، عادت، مرگ، تنهایی، شكست، عشق، از دست دادن و... كلمات و افعالی است كه هر مرحله و لحظه از زندگی ما را میسازد و هر كدام از اینها دنیای وسیعی را درون خود دارد.
«همیشه خردهریزهها هستند كه آدم را فرو میریزند. برادههای جامانده از شادیهای به غم نشسته؛ خوشبختیهای به نكبت رسیده. این برادهها بین درزهای تنگِ - خیلی تنگ - زندگی جا خوش میكنند و بیهوا كه بهشان دست میاندازی، میخراشند، آی میخراشند!»
زندگی چیزی جز شناختن این لحظات نیست وگرنه مثل این میماند كه در یك رابطه سرخود را مثل كبك زیر برف كنیم بعد یك روز صبح چشم باز كنیم و ببینیم اویی كه دوستش داشتیم، دیگر اویی نیست كه دوستش داشتیم. چیزی شده كه دیگر برای ما غریبه است. ناشناخته و گنگ! بعد گلو صاف كنیم و با لحنی حق به جانب و فریبخورده بگوییم: این، آنی نیست كه ما دوستش داشتیم. حال دارد خود واقعیاش را بروز میدهد. در حالی كه آن موقعی كه ما مثل كبك سرمان زیر برف بود و در دنیای خودخواهیهای خودمان بودیم؛ این آدم، كسی كه دوستش داشتیم، عوض شده است. شما كدام آدمی را میشناسید كه عوض نشود؟ كه به مرور زمان به بلوغ اجتماعی و فكری نرسد؟ علم هم به مرور زمان به تكامل میرسد. نمیشود مراحل این تكامل را نادیده گرفت و بهطور مثال یك نظریه كه برای قرن پنجم است را بخوانی و بعد تكمیل شده آن نظریه در قرن ۲۱ را و چون مراحل آن را نمیدانی و دلیلش را نمیفهمی، بگویی سر ما كلاه گذاشتهاند!
زندگی هم، همین است. مثل مسیری پر از فراز و نشیب كه باید حواسمان به قدمهایی كه برمیداریم باشد وگرنه ناغافل درون چالهای افتادهایم كه دلیلش چیزی جز سربههوایی خودمان نبوده است.
خودِ ما دنیای وسیعی را درون خود داریم كه هر روز و هر لحظه میتوانیم با ابعاد مختلفی از آن آشنا شویم. حالا غم، دلتنگی، دوست داشتن، بهطور خلاصه زندگی چیزی جز این است؟ یك روز غم دارد. یك روز شادی. یك روز آمدن و عشق. یك روز رفتن، تنها شدن و شكستن. گذر زمان و عوض شدن شرایط هركدام مسأله تازهای، جریانی، حاشیهای و آدم جدیدی را با خود همراه دارد. زندگی وقتی مفهوم پیدا میكند كه ما در مواجهه با هر مرحله و شرایط بهدرستی با آن روبهرو شویم.
كتاب «دالِ دوست داشتن» حسین وحدانی روایتهایی از جزئیات زندگی را شامل میشود؛ چیزهایی كه همه ما میدانیم، ولی شاید ترس از ناشناختهها و غرق شدن در نقطههای تاریك باعث شده به آنها توجه نكنیم.
هنگام خواندن این كتاب حس میكنید خود درونیتان، كسی كه شاید در شرایط مختلف او را نادیده گرفتهاید، روبهروی شما نشسته است و حالا دارید همهچیز را با هم مرور میكنید. آن خود دلشكسته و دلتنگتان. آن خود غمگین و تنهاییتان. كمی به عادتهایتان سرك میكشید. دقیقتر به «دوست داشتن» و «دوست داشته شدن» فكر میكنید. آدمها و رابطههای زندگیتان را مرور میكند. خلاصه تمام آنچه زندگیتان را شامل میشود در نظرتان میگذرد. تنها ایراد وارد به كتاب، استفاده بعضی كلمات انگلیسی در متن روایتهاست كه اگر معادل فارسی آنها استفاده میشد، بهتر بود.
«و البته كه باید احتیاط كرد در گفتن، بیش از شنیدن. برای جلب شادی یا خشنودی محبوبی كه معشوق نیست، عشق و عاشقی را نباید به پایش سربرید. «دوستت دارم» را نباید لقلقه زبان كرد. «عاشقت هستم» را نباید نقل و نبات كرد و بر سر این و آن پاشید.
و بیش از هركلمهای باید از همیشهها و هرگزها و هیچوقتها و هیچكجاها پرهیز كرد ـ از این «همیشه با تو میمانم»ها و «هرگز تركت نمیكنم»ها ـ كه «ه» آغازشان با دو چشم حیران و متعجب، به آدمهایی مینگرد كه مقید به زمان و مكاناند، اما فراتر از زمان و مكان وعده میدهند و باور و اعتماد را به سخره میگیرند.»
كتاب دال دوست داشتن چند روایت از عشق و زندگی را حسین وحدانی نوشته و نشر ویدا در 131 صفحه آن را منتشر كرده است. اثری كه توانسته با اقبال خوانندگان نیز روبهرو شود.