printlogo


پیدا كردن شهرزاد قصه‌گو...
فاطمه مسعودی / داستان‌نویس

سال‌های اول زندگی‌ام با شنیدن قصه پدربزرگ سپری شد. شب‌هایی كه من كودكانه اصرار می‌كردم تا تنها قصه‌ای را كه بلد است، برای بار صدم بگوید و او بزرگوارانه، انگار كه از بین هزاران قصه یكی را با وسواس انتخاب كرده باشد، همراه با مقدمه‌ای از نوازش و محبت. تا این‌كه روزی فهمیدم آن‌قدر بزرگ شده‌ام كه قرار نیست باز هم این قصه را بشنوم. شب‌های بدون قصه شب‌های كسل‌كننده‌ای بود. دلم می‌خواست شهرزاد قصه‌گویی از راه برسد و شب‌ها برایم قصه بخواند، قصه‌ای كه به فردایم معنا ببخشد، اما دریغ از شهرزاد قصه‌گو! 
چند وقتی گذشت، چیزی در زندگی‌ام كم بود، حس مفید بودن و حركت نداشتم. تا با كتاب آشنا شدم. دورادور می‌شناختمش، اما تا آن زمان دوستم نبود. كم‌كم خواندن كتاب جزئی از برنامه روزانه من شد. فانتزی جذابی داشتم كه روزی در كنار شومینه روی صندلی بنشینم و در آرامش صفحات كتابم را ورق بزنم، اما رویایم خیلی دوام نیاورد. زمان مفیدم صرف كارهای روزمره می‌شد و تقریبا زمان‌های مرده‌ام به كتاب می‌رسید. زمانی پیش از خواب، با چشم‌های خسته، و همهمه صداهایی كه از صبح شنیده بودم و شب در گوشم می‌پیچید و فكر آرامی كه لحظه‌ای ساكن نبود. با خودم قرار گذاشتم وقت مفیدی از روزم را صرف كتاب كنم اما این وقت هم یا در ترافیك بود كه نگاه كردن به خط‌های كتاب باعث سرگیجه‌ام می‌شد یا در ازدحام مترو بود كه كتاب در دست گرفتن اتفاق دردسرسازی رقم می‌زد. دلم شهرزاد قصه‌گو می‌خواست تا بیاید و من را از این همه شلوغی نجات دهد تا با لحنی دلنشین و رسا اتصال من را با متن كتاب حفظ كند.
دوستی داشتم كه به شنیدن پادكست و كتاب صوتی علاقه‌ای عجیب داشت. برای كتاب‌های خوانده‌اش فهرستی همراه با توضیحات كامل تهیه كرده بود. كنجكاو شدم، تجربه كنم. امكانات كتاب صوتی برایم خیلی خوب بود، مطالعه در زمان خواب، یعنی برمبنای زمانی كه طول می‌كشید تا خوابم ببرد، زمان را برایش مشخص می‌كردم، مثلا بعد از پایان فصل خاموش شود یا بعد از نیم ساعت و... حتی سرعت خوانش هم به انتخاب خودم بود. موسیقی متن‌ها به جذابیت و رفتن به دالان زمان و مكان داستان كمك می‌كرد. انگار حقیقتا شهرزاد قصه‌گو را پیدا كرده بودم. قبول دارم كه یك كتاب صوتی را نمی‌توان تورق كرد، هدیه داد، بو كرد، یا حجمی ندارد كه حس مالكیت ایجاد كند یا امضا كرد و نكته نوشت، اما ویژگی منحصر به فردش داشتن یك واسطه یا به عبارتی پلی بین ما و نویسنده است. كسی كه داستان از مجرای انسانی او می‌گذرد، تمام احساس‌های لازم را به آن می‌بخشد، روحی انسانی در كالبد داستان می‌دمد و تو این روح را تمام و كمال به تماشا می‌نشینی. شنیدن كتاب صوتی تجربه جالبی است از دست ندهید.