تحلیل محمدرضا اصنافی از مهاجرت چهرهها به رسانههای خارجی
شکستهای از پیش معلوم!
دکتر محمدرضا اصنافی از جمله کارشناسان جوان و مطرح حوزه رسانه و مدیریت رسانه است که پیش از این در موضوعات مختلف دیگر نیز سراغش رفته بودیم. مهاجرت مزدک میرزایی و ابعاد مختلف ماجرا موضوع گفتوگوی جدید ما با این کارشناس رسانه است چرا که ابعاد مختلف این مهاجرت و مباحثی که در مورد میرزایی مطرح میشود پر سر و صدا تر از سایر افرادی است که به شبکههای خارجی پیوستند. از طرفی سر و صدای حضور بعضی از هنرمندان مهاجر ایرانی در شبکههای خارجی شایعات مختلفی را به وجود آورده و باعث شده دلایل مختلفی در رابطه با مهاجرت این افراد بیان شود.
با این حال در کمتر مصداقی کارشناسان رسانهای به ریشهیابی این ماجرا پرداختند و همین باعث شده قیاسها و استدلالهای مختلفی برای مهاجرت این افراد مطرح شود.حتی در بعضی موارد این افراد مهاجر را را با مرضیه هاشمی مقایسه میکنند. ما هم برای بررسی همین حرفها سراغ محمدرضا اصنافی رفتیم.
زهرا دمزآبادی
در ابتدا نظرتان را درباره مهاجرت مزدك میرزایی، گزارشگر با سابقه فوتبال كه اخیرا هم دو قرارداد برای ساخت برنامه و مستند در رسانه ملی بسته بود، ولی با این اوصاف به شهر لندن و شبكه اینترنشنال مهاجرت كرد، بگویید؟
مهاجرت مزدك میرزایی بسیار غیرمنتظره بود و ما هنوز دلایل او را برای مهاجرت نشنیدهایم، اما این تصور شکل گرفته که بعضیها فکر میکنند ستارهها از جایی به بعد قابل كنترل نیستند و باید مدیریت شوند.شاید این تصورات باعث شده مزدک میرزایی با خود فكر کند كه من از برخی مجریها كه بزرگتر نیستم؛ پس میتوانم پیشنهاد مالی خوب را انتخاب کنم و به شرایط حالحاضر ترجیح دهم.
با توجه به اینكه مهاجرت بسیاری از هنرمندان ما به خارج از كشور با شكست همراه بوده است، به چه دلیل بازهم بسیاری از این هنرمندان این ریسك را كرده و مهاجرت را تجربه میكنند؟
بحث مهاجرت هنرمندان در كل اشتباه است و من ابتدا شنیده بودم كه آقای میرزایی آرشیوی را كه برای ساخت مستند در اختیار داشته هم همراه خود برده است كه خوشبختانه تکذیب شد اما به فرض صحت، دیگر نمیشد هیچ نگاه دلسوزانهای به این موضوع داشت و كاری مجرمانه و خیانت در امانت رخ داده بود. مشكلات شخصی و لجبازی با بعضی افراد در تصمیم گیری هر فرد موثر است و من احساس میكنم مهاجرت میرزایی به نوعی لجبازی بوده است و فكر میكنم بقیه افرادی هم كه این كار را انجام میدهند، در همین موقعیت قرار میگیرند.
آینده مزدك میرزایی را پس از مهاجرت او چطور میبینید؟
به نظر من مطلقا شكست میخورد؛ برنامه ورزشی ارتباط مستقیمی با معادلات میدانی كشور دارد و شما نمیتوانید در انگلیس برای بازیهای ایران محتوا تولید كنید و ساخت برنامه در كشوری دیگر میشود برنامهای با محتوای كاریكاتوری استودیویی. شما نمیتوانید گزارش میدانی بگیرید و با توجه به اینكه شبكه اینترنشنال شبكهای ضدنظام است، نمیتوانید با مربی و بازیكن ایرانی هم مصاحبه بگیرید. به نظرم در حوزه ورزش قطعا شكست خواهد خورد، مگر در برنامهای دیگر با محتوای غیرورزشی حضور داشته باشد.
با این اوصاف، وظیفه رسانه ملی برای حفظ سرمایههای ملی و نیروهای انسانی خود چیست؟
مدیریت فرهنگی و رسانهای كاری بسیار ظریف است؛ در عین اینكه شما باید به شخصیت آن ستاره احترام بگذارید، باید با او طوری رفتار شود كه آن فرد بداند كارمند رسمی رسانه است و مدیریت
این دو موضوع با هم كمی سخت است. نكته مهم این است كه گاهی اوقات ما نمیخواهیم، بپذیریم ستارهای كه در رسانه ما بزرگ شده و در حال حاضر فردی معروف است، نباید رفتاری مانند قبل از معروف شدن با او داشته باشیم. متناسب با فردی كه در رسانه بزرگ میشود، باید رفتار با او هم بهروز شود.
پس به نظر شما هویت ستارهها درست شکل نگرفته است؟
رسانه باید به ستارههای خود هویت بدهد و آن ستاره باید احساس كند هویت خود را از رسانه دارد و باید برای آن فرد حتی در زمینه شهرت او هم آوردهای داشته باشد. متاسفانه فضای رسانهای ما تابع شرایط سیاسی است و در دولتهای مختلف عملكرد رسانهها متفاوت بوده است. به طور مثال فردی كه پس از مدتی فعالیت در رسانه ملی در آنتن زنده حضور پیدا میكند، نیازی ندارد به شکل جزئی به او بگویند چه چیزی بگوید یا نگوید. چرا که خود او در این فضا رشد كرده و فهم او با انتظارات شما یكی است. متاسفانه گاهی این رفتارها باعث لجبازی یا دلخوری آنها از رسانه میشود.
به نظر شما خبرنگارانی مانند مرضیه هاشمی كه از كشورهای خارجی به ایران مهاجرت میكنند و در شبكه پرستیوی حضور دارند، با موضوع مهاجرت مجریان و برخی از هنرمندان ایرانی به رسانههایی مثل ایراناینترنشنال قابل قیاس هستند؟
افرادی مانند مرضیه هاشمی، اعتقادی مهاجرت و ایدئولوژیك به این موضوع نگاه میكنند، ولی از امثال مزدك میرزایی كه یك گزارشگر ورزشی است، نمیتوان انتظار داشت نگاه ایدئولوژیك داشته باشد. افرادی مثل خانم هاشمی كه به ایران مهاجرت میكنند نزدیكی گفتمانی به گفتمان كلان انقلاب اسلامی دارند و به نظر من قابل قیاس با امثال مزدك میرزایی كه با هدف پول یا مسائل دیگر به كشور دیگری مهاجرت میكنند، نیستند.
پس به نظر شما حضور خبرنگاران خارجی كه نزدیكی گفتمانی به گفتمان كلان انقلاب اسلامی دارند، در ایران اتفاق خوبی است؟
بله، یكی از هنرمندیهای ما این است كه امثال مرضیه هاشمی را جذب كنیم تا به ایران بیایند، ولی كسی مانند مزدك میرزایی كه با هدف پول مهاجرت كرده، به یقین اشتباه كرده و به زودی متوجه اشتباه خود خواهد شد.به طور مثال اگر مجری خانمی به كشورهای غربی مهاجرت كند، در نهایت از جذابیتهای ظاهری آنها استفاده میشود، ولی حضور گزارشگر مرد در كشور دیگر بسیار تصمیم اشتباهی است.
در پایان توصیه شما به امثال مزدك میرزایی كه هنوز در كشور ما فعالیت میكنند و روزی در موقعیت تصمیم گیری او قرار میگیرند، چیست؟
مهم این است كه ستارهها در موقعیتها هوشمندانه رفتار كنند. این ستارههای حرفهای هستند كه میمانند. فردی مانند رضا رشیدپور چند سال ممنوعالتصویر بود، ولی بالاخره توانست سهبرنامه را همزمان در رسانه اجرا كند كه نشاندهنده رفتار حرفهای آن فرد و صبوری او بود.