نکات مهم تربیتی که والدین باید از آن آگاه باشند
کودک بغلی تربیت کنید!
در جریان تربیت فرزند، معمولا والدین از هیچ تلاشی دریغ نمیكنند و اغلب در این خصوص نیز بهدنبال شناخت و كاربست بهترینها هستند، اما متاسفانه گاهی بهدلیل ناآگاهی و شناخت صحیح یا تحتتاثیر اصول تربیتی دیگران، روشی را پیش میگیرند كه در نهایت متوجه میشوند نهتنها موفق به تربیت آرمانی نشدهاند بلكه شخصیت فردی و اجتماعی فرزندانشان را دچار نقص و ضعفهای فراوانی کردهاند. در ادامه این یادداشت به برخی از مهمترین نكات تربیتی كه آگاهی از آنها برای والدین واجب و مواجهه با بسیاری از مسائل تربیتی را آسان میكند، اشاره میكنیم.
نسرین صفری/روانشناس بالینی
كودك طلبكار تربیت نكنید
افراط در برآوردن نیازهای كودكان گرچه شاید در ظاهرمعنای مثبتی دارد و اغلب فداكاری، محبت، از خودگذشتگی، وظیفهشناسی، استعدادیابی، ابزار تشویق كودك و... ترجمه میشود اما متاسفانه در بسیاری از اوقات بذر زیادهخواهی و پرتوقعی یا به عبارت بهتر غیرواقعبینی را در ذهن كودك میكارد.
وقتی اصرار داریم كودك سه چهار ساله ما بهگونهای لباس بپوشد، تفریح كند، غذا بخورد كه گویی انگاری یك شاهزاده است چطور میتوانیم انتظار داشته باشیم در نوجوانی و جوانی دست از آموزههای كودكی و بلندپروازیهایش بردارد و واقعیت را آنگونه كه هست ببینید، تجربه و تحلیل كند و تصمیم بگیرد. بهراستی مقصر اصلی این ماجرا كیست؟ پدر و مادر یا نوجوان؟! بیتردید برای یافتن جواب این پرسش، باید ریشه را جستوجو كرد، باید دید والدین چه بذری پاشیده اند كه اكنون مجبور به درو كردن آن هستند. این كه والدین دوست دارند بهترینها را نصیب فرزندان خود كنند درست، اما اگر این بهترینها كه بیشتر رنگ خیال و بلندپروازی دارد سیر تصاعدی به خود بگیرد چه؟ با بزرگتر شدن كودك اسباب بازیها، دلمشغولیها، خواستههای او نیز ایدهآلتر و گران تر میشود و بی شك اینجا همان نقطه تلنگری است كه والدین متوجه میشوند دیگر نمیتوانند همپای بلندپروازیهای كودكی كه اكنون نوجوان شده است، حركت كنند و باز اینجا همان نقطه شروع بسیاری از تلاطمات رفتاری و اخلاقی است؛ داستانی كه پدر و مادر خود آغازگر آن بوده اند و حالا چون قادر به اجابت نیستند در ادامه داستان ماندهاند.
روانشناسان برای مواجهه با این مساله به والدین پیشنهاد میدهند از همان دوران كودكی با فرزندشان رفتار میانه و معتدلی داشته باشند و از همه مهمتر هرگز كودك را قربانی راحت طلبی خود نكنند یعنی بهخاطر محبت دادن، جلب توجه، گریه نیفتادن، آرام كردن كودك و... همه خواستههای كودك را برآورده نكنند.
متخصصان معتقدند بهترین روش تربیتی برای اجابت نیازهای كودك این است كه والدین بین درخواست كودك و تامین آن، فاصله زمانی بیندازند تا كودك هم معنای تعویق و صبر كردن را بیاموزد و هم بپذیرد به محض درخواست چیزی، امكان اجابت مطالبهاش بدون فوت وقت امكانپذیر نیست.
آموزش مهارتهای زندگی
فراگیری مهارتهای زندگی نقش مهمی در كنترل و مدیریت بحرانها و پیشبرد اهداف دارد كه در این راستا اصل مذاكره با زندگی (چیزی گرفتن و چیزی را دادن) یكی از مهمترینهای مهارتهای زندگی است كه اغلب به دلیل كاربرد فراوان آن، فقط در دنیای بزرگسالی متوجه اهمیت آن میشویم. با توجه به این اصل، ما با حسابگری دقیق دست به انتخاب میزنیم؛ مثلا اگر قرار است دانشگاه برویم، تفریحات خود را محدود میكنیم یا اگر نیاز مالی داریم ترجیح میدهیم در شغلی كه شاید علاقهمند به فعالیت در آن زمینه هم نیستیم، مشغول به كار شویم یا اگر به فكر برگزاری مهمانی بزرگی هستیم، حساب كتاب میكنیم تا بدانیم مهمانی را كی و كجا برگزار كنیم و...
بسیاری از كودكان بهدلیل محبت یا انتظارات غیرواقعبینانه والدینشان، تا رسیدن به دوران نوجوانی هرگز متوجه اثرات آشكار یا خاموش این اصل در زندگیشان نمیشوند؛ این در حالی است كه اگر والدین فرزندشان را از كودكی با اصل مذاكره آشنا کنند و فنون استفاده از آن را به او بیاموزند، میتوانند سعادت زندگی فرزندشان را در بزرگسالی یعنی هنگام مواجهه با چالشهای ناگریز زندگی تضمین كنند؛ استفاده بهینه، بجا و به وقت از این مهارت نقش بسزایی در توان مواجهه با مسائل، انتخاب درست و كفایت عمل دارد.
آموزش این اصل به كودك یاد میدهد برخورد صفر و صدی با دنیا و واقعیتهای درون آن محال است یعنی اغلب اوقات در زندگی اینطور نیست كه همه تكههای پازل كنار هم بهطور مرتب و منظم قرار بگیرند. به عبارت دیگر نمیتوان همه چیز را با هم داشت و باید برای بهدست آوردن چیزی، چیزهایی را از دست داد. مثلا اگر قرار است كودك صاحب اسباببازی گرانقیمتی شود باید پس انداز كردن و چشمپوشی كردن از دیگر نیازهای مادی خودش را بپذیرد. همانطور كه گفته شد مذاكره كردن با زندگی را از همان عنفوان كودكی، به فرزند خود آموزش دهید، به این منظور بهتر است موقعیتهای چالشبرانگیزی ایجاد كنید كه نیازمند گفتوگوی درونی و تصمیمگیری است، آنگاه اجازه دهید كودك خود به تنهایی، موضوع را حل و فصل كند، تصمیم بگیرد و نتیجه آن را هم ببیند. برای روشن شدن موضوع مثالی میزنیم. فرض كنید قرار است آخر هفته خود را به كودكتان اختصاص دهید. هنگام برنامهریزی برای آن روز، از همان ابتدا با كودك قرار بگذارید كه اجازه دارد فقط یك جا را برای تفریح انتخاب كند، یا شهربازی یا رفتن به خانه مادربزرگ؛ همین «یا»های به ظاهركوچك و بیاهمیت، چالشی بزرگ برای ذهن كودك است كه به او حق انتخاب و مسؤولیت انتخاب را محول میكند. كودك با پذیرش همین مسؤولیتهای جزئی و مشاهده اثرات انتخاب خود میتواند مهارتهای مختلف زندگی را بیاموزد و تواناییهای خود را در مواجهه با شرایط بهنجار و بحرانی زندگی محك بزند.
اجازه ندهید كودك شما را دیگران تربیت كنند!
اگر بهخاطر حرف دیگران و توصیههای دلسوزانهشان كه دائما درِ گوشتان زمزمه میكنند: «یادت باشه زیاد در آغوشت نگیری، بچه بغلی میشه و اذیت میشی» بهرغم میل باطنی، كودكتان را از آغوش گرم مادرانه محروم میكنید و برای فرار از خودسرزنشگری یا احساس گناه، خودتان را نیز مجاب میكنید كه چون مادر خوبی هستید پس باید حتما به تجارب دیگر مادران دل بسپارید و بپذیرید به صلاح است كودكتان بغلی نشود یا حتی اگر بهخاطر تحت فشار بودن، طعنه و كنایههای اطرافیان مجبور میشوید بهرغم ناراحتی خود یا فرزندتان، او را از پوشك بگیرید، به مهمانی ببرید یا او را دعوا و تنبیه كنید یا اینكه حتی گرچه به یقین میدانید رفع نیازی از فرزندتان در اولویت است، اما به این دلیل كه در صورت اجابت آن، از سوی دیگران مورد انتقاد قرار میگیرید (این كه این كاری كه انجام دادی خوب است/ بد است؛ این مدلی كودك را بدعادت میكنی؛ اینطوری خودتو اذیت نكن بعدا پشیمون میشی، چقدر برای بچه وقت میذاری و...) در مورد درستی رفتار و شیوه تربیت خود دچار شك و تردید میشوید. متاسفانه باید بگوییم شما تربیت كودكتان را به دست همه جز خود سپردهاید!
در امر تربیت به شما توصیه میكنیم تا آنجا كه مصلحت است از دانش و تجارب مفید دیگران استفاده كنید، اما هرگز اجازه ندهید اختیارتام تربیت كودكتان به دست كسی بیفتد. یادتان باشد درگیر شدن در تنافضات مختلف تربیتی باعث سردرگمی شما در امر تربیت و دوگانه شدن فرزندتان در آموزش میشود.