باید و نبایدهای انتخاب روانشناس و روانپزشك
راهنمای رایزنی
شبكههای مجازی به دلیل در دسترس بودن، روز به روز طرفداران بیشتری پیدا میكنند و از همینرو با تمام تواناییهای مثبتی كه دارند، میتوانند فضایی برای فعالیت افراد غیر متخصص و غیرحرفهای نیز باشند. صفحات مرتبط با روانپزشكی و روانشناسی به دلیل ماهیتی كه دارند، بیش از پیش نظر افراد را به خود جلب میكنند و در میان صفحات خوب و علمی، صفحاتی هم وجود دارد كه میتوانند آسیبهای جدی بهدنبال داشته باشند. اما تشخیص اینكه كدام محتوا علمی و كدام محتوا غیرعلمی است، كار چندان راحتی نیست و نمیتوان فقط براساس محتوای شبكه اجتماعی، درمانگر را انتخاب كرد. از فضای مجازی كه بگذریم، شاید این سوال به ذهن خیلی از افراد برسد كه برای انتخاب یك روانشناس یا روانپزشك و مشاور خوب، باید به چه نكاتی توجه كرد؟ دكتر محمدرضا شالبافان، روانپزشك و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران، به این سوال پاسخ میدهد.
چند هشدار جدی
چنانچه افراد به روانپزشك مراجعه كردند و در جلسه اول بدون مشاوره و بدون دریافت داروی مناسب، مواردی چون نقشه مغز، نوروفیدبك، بیوفیدبك و...، كه هزینههای بالایی نیز دارند به افراد پیشنهاد شد، باید به فكر روانپزشك دیگری باشند، چون انجام چنین كارهایی، عمدتا جنبه پژوهشی دارد و درمانی نیست.
متاسفانه گاهی در برخی برنامههای تلویزیونی، بعضی از روانپزشكان و روانشناسان، مردم را بر انجام چنین كارهایی تشویق میكنند كه پایه و اساس علمی ندارد و هزینههای زیادی را به افراد تحمیل میكند. روانپزشك در برخی از شرایط خاص و پس از دارودرمانی و مشاوره، تنها ممكن است یكبار درخواست نوار مغزی،
سی.تی.اسكن یا ام.آر.آی بدهد. یكی دیگر از نكاتی كه افراد باید در نظر بگیرند، ابراز نظر شخصی روانشناس در جلسات مشاوره است، با توجه به اینكه پایه و اساس روانشناسی، علوم انسانی و نظریههای تئوری مختلف محسوب میشود، بروز چنین مسالهای دور از انتظار نیست. روانشناس میتواند نظرات شخصی خود را اعلام كند ولی باید مدنظر داشت كه ارزشهای شخصی مراجعهكننده با این بهانه نباید مورد تمسخر قرار بگیرد یا بیاعتبار شود. یك روانشناس یا روانپزشك حرفهای باید بتواند به افراد مختلف با عقاید و سلیقههای متفاوت، كمك كند. شاید این سوال برای بسیاری از افراد ایجاد شود كه باید به روانپزشك مراجعه كنند یا روانشناس؛ در پاسخ به این سوال باید گفت كه مطلوب است افراد در وهله اول به روانپزشك مراجعه كنند و با صلاحدید او، به روانشناس ارجاع داده شوند. بهدلیل اینكه گاهی فرد تصور میكند كه بهطور مثال به افسردگی مبتلاست در حالیكه یك مشكل جسمی دارد كه باعث بروز علائمی شبیه به افسردگی شده و این تشخیص تنها توسط روانپزشك امكانپذیر است.
درخواست مدرك از درمانگر
بهرغم اینكه به نسبت قبل تمایل خانوادهها برای مراجعه به روانشناس و روانپزشك زیاد شده ولی شناخت مردم نسبت به افراد درمانگر كم است. متاسفانه برخی از متخصصان مغز و اعصاب و حتی جراحی اعصاب، در درمان بیماران روانپزشكی فعالیت میكنند كه این كار درست نیست.علاوه بر روانپزشك كه میتواند در عرصه مشاوره و درمان ورود كند، روانشناس بالینی و افرادی كه در رشته روانشناسی سلامت تحصیل كردهاند نیز امكان ارائه خدمات را دارند كه البته روانشناس سلامت، در امر روانشناسی بیماران جسمی و مزمن، مانند مبتلایان به سرطان فعالیت دارد. همچنین افراد با تحصیلات كارشناسی ارشد رشتههایی چون مشاوره، مشاوره كودكان استثنایی و خانواده نیز مشغول به فعالیت هستند. البته این نكته را باید مد نظر داشت كه به لحاظ قانونی، فردی كه مدرك تخصصی روانپزشكی یا دكترای روانشناسی بالینی (با ضوابط خاص و تعیین شده) داشته باشد، میتواند به صورت مستقل به امر درمان بپردازد. سایر افراد با مدارك مرتبط دیگر، امكان ارائه خدمت به تنهایی را ندارند و تحت نظارت یك فرد صاحب صلاحیت میتوانند فعالیت كنند. با تمام این تفاسیر، مراجعه كننده باید از مدرك درمانگر، اطلاع كامل داشته باشد و آن را مد نظر قرار بدهد. اطلاع از مدرك امر بسیار مهمی است ولی باید این مساله را هم مد نظر قرار داد كه در انتخاب یك روانشناس و روانپزشك خوب، به غیر از مدرك باید به نكات دیگری هم توجه داشت. گاهی برخی از افراد با مدرك كشورهای دیگر فعالیت میكنند ولی بهدلیل در نظر نداشتن شرایط فرهنگی و بومی، مشكلات جدی و آسیبزا به وجود میآورند. برخی از فارغ التحصیلان روانشناسی بالینی در بعضی از دانشگاهها، ممكن است امكان حضور در مراكز و درمانگاهها را در زمان تحصیل نداشته باشند و همین مساله روی مهارت آنها تاثیر بگذارد، پس تا حدودی دانشگاه، حائز اهمیت است. نكته بسیار مهمی كه نباید از نظر دور بماند، آخرین مدرك تحصیلی فرد به حساب میآید و اگر فردی تنها در یك مقطع تحصیلی مثلا كارشناسی، روانشناسی خوانده باشد كفایت نمیكند و نباید با دكترای غیر مرتبط به امر درمان ورود كند.
این توصیهها را جدی بگیرید
مراجعه به مراكز معتبر پیش از هر چیز ضرورت دارد و مراجعه به مراكز دولتی كه اعضای هیات علمی در آن فعالیت میكنند، ارجح به حساب میآید. دریافت تعرفههای بسیار بالا از سوی روانپزشك یا روانشناس، باید به عنوان یك زنگ خطر برای مراجعه كنندگان محسوب شود و به اصالت مدرك و كار این دسته از افراد باید شك كرد. تعرفههای روانشناسی و روانپزشكی یك حدود مشخص دارند. برای مثال، دریافت 300 هزار تومان برای نیم ساعت، كاملا غیر منطقی است. اكتفا به شبكههای اجتماعی برای انتخاب روانشناس یا روانپزشك، كار درستی نیست چون این احتمال وجود دارد كه پس از مدتی ارائه خدمات قطع شود و صفحهای كه درمانگر در آن فعالیت داشته، بسته شود. گاهی در فضای مجازی افرادی بهعنوان روانشناس به ارائه راهكار میپردازند كه توصیههای آنها غیرعلمی است، چون هیچ روانشناسی بدون شناخت از فرد، توصیههای مستقیم و چند كلمهای به كسی ارائه نمیدهد. اینكه روانشناس یا روانپزشكی خوب صحبت كند یا فیلمهای خوبی در شبكههای اجتماعی بگذارد، الزاما دلیل بر این نیست كه آن روانشناس یا روانپزشك مشاور خوبی هم باشد. اگر افراد با روانشناس یا روانپزشكی مواجه شدند كه توصیههای خیلی واضح، مستقیم و قطعی دارد؛ مثلا میگوید با چه فردی ازدواج كنند یا كدام رشته تحصیلی را بخوانند، باید در رابطه با سواد علمی آنها شك كنند، چون در مشاوره علمی، هیچگاه به شكل قطعی به افراد گفته نمیشود دقیقا چه تصمیمی بگیرند. اگر روانشناس یا روانپزشكی در یك یا دو جلسه اول راهكاری ارائه نكرد نباید نگران شد چون درمانگر این كار را با هدف بررسی دقیق انجام میدهد و نباید تصور كرد درمانگر خوب نیست. در برخی موارد، راهنماییهایی در جلسات اول، برای مشكلات مشخص، از سوی روانشناس یا روانپزشك ارائه میشود.
همیشه بیماری مطرح نیست
مراجعه به روانشناس و روانپزشك در دهههای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است و این مساله یك اتفاق جدید محسوب میشود. علاوه بر این، با گسترش شهرنشینی مراجعه به مراكز بهداشتی بیشتر شده و پزشكان نیز بیش از گذشته افراد را به روانشناس و روانپزشك ارجاع میدهند در نتیجه وضعیت به نسبت قبل، روندی رو به بهبود دارد. با توجه به این موارد، بسیاری از مردم به لزوم مراجعه به روانپزشك و روانشناس، پی بردهاند. البته نباید این مساله را از یاد برد كه تلویزیون در حدود سالهای 70 تا 77، با برنامههایی چون سیمای خانواده و به خانه برمیگردیم، نقش مهمی را در فرهنگسازی ایفا كرده است به این شكل كه مراجعه به روانشناس و روانپزشك، الزاما برای بیماری نیست و برای داشتن زندگی بهتر و حل مشكلات نیز میتوان مراجعه كرد. مسلما هیچ فردی نمیتواند مطمئن باشد در تمامی مقاطع زندگی میتواند بهترین تصمیم را بگیرد و گاهی تصمیمگیری برای افراد بسیار سخت میشود؛ در چنین شرایطی، روانشناس و روانپزشك میتوانند به فرد كمك كنند. خانوادهها باید به این نكته توجه داشته باشند كه افراد باید بنا بر تصمیم و اراده خودشان به روانشناس یا روانپزشك مراجعه كنند و اگر با اصرار دیگران این مساله انجام شود، نتیجه چندانی در پی نخواهد داشت.