پای حرفهای 2 داستاننویس نامزد اولین جایزه شهید سیدعلی اندرزگو
جایزهای برای مستندترین قصههای انقلاب
نامزدهای نخستین دوره جشنواره ادبی «روایت انقلاب» با نام «جایزه مردمی و ادبی شهید سیدعلی اندرزگو» معرفی شدهاند. این جشنواره را مجمع ناشران انقلاب اسلامی برگزار كرده و از ابتدا بنا بر این بود «مبارزه ادبی با تحریف تاریخ معاصر» و «بیان حقایق و روشنگری دربار رژیم پهلوی» محورهای اصلی این جشنواره باشند. مستوری نوشته صادق كرمیار، عاشقی به سبك ونگوگ محمد شرفی خبوشان،
وقت معلوم نوشته مهدی كفاش، من پسر شاه نیستم نوشته اصغر فكور، گرگسالی نوشته امیرحسین فردی، اوسنه گوهر شاد نوشته سعید تشكری نامزدهای بخش داستان بلند و رمان این جشنواره هستند.
دبیرخانه این جایزه، نامزدهای نهایی بخش داستان بلند و رمان بزرگسال را از میان بالغ بر ۶۵ كتاب داستانی ارزیابیشده توسط داوران منتخب معرفی كرده است و در مرحله نهایی، دو اثری كه بیشترین تعداد آراء را با داوری و رأی ده نفر از نخبگان حوزه ادبیات داستانی بزرگسال كسب كرده باشند، در مراسم اختتامیه جایزه شهید اندرزگو تقدیر خواهد شد. در ادامه، گفتو گو
با دو نویسنده را میخوانید كه آثارشان نامزد دریافت اولین جایزه مردمی و ادبی شهید اندرزگو شناخته شده است.
صادق كرمیار، نویسنده رمان «مستوری»:
زیادی نویسندهسازی كردهایم!
صـــــادق كـرمیـــــار، نــویســــنده شناختهشده كه با رمان مستوری در جمع نامزدهای جایزه ادبی شهید اندرزگو حضور دارد به جامجم گفت: «داستان انقلابی میتواند در هر مقطعی از تاریخ اتفاق بیفتد و لزوماً نیاز نیست به برهه زمانی انقلاب اسلامی برگردد؛ همین طور كه مستوری میتواند در زمره آثار انقلاب اسلامی قرار گیرد.» وی با بیان اینكه داستانپردازی و پرداخت شخصیت، در روایتگری ما از انقلاب اسلامی واجد اهمیت است، به مستوری اشاره كرد و توضیح داد: «این رمان در چنین عالمی پسزمینه كاراكتری را نشان میدهد كه در یك واكاوی شخصیتی، نگاه او را به هستی و زندگی تحلیل میكند. مستوری روایتگر قصهای است از شخصیتی كه نوجوانیاش در انقلاب اسلامی، یعنی حوالی سالهای 1355 تا 1357 شكل گرفت.»
شخصیت جهانشمول و خاص شهید زینالدین مبنای رمان من است
كرمیار ادامه داد: «من در این رمان، واكاوی بستر و زمینههای تربیتی و آموزشی شخصیت قصه را در بازه تاریخی انقلاب اسلامی میبینم و نیز نگاه مثبت او را به انقلاب اسلامی؛ هرچند باید بدانیم ابتدا، چهرههای انقلابی فراوانی داشتهایم كه لزوما نگاهشان همسو نبوده است؛ همچنان كه یك عده همین شهدای خودمان هستند و دستههای دیگر نیز به ملی- مذهبیها و خلق و گروههای دیگر برمیگردد كه هركدام تفكری خاص داشتند؛ اما علیه پهلوی مبارزه كردند.»
با این حال، این نویسنده جوایز ادبی درباره شخصیت رمان مستوری گفت: «اما نگاه جماعتی مثل شهید زینالدین كه در رمان به آن اشاره كردهام، خاص بود؛ چنانكه شخصیتی داشت مذهبی، بدون آن كه افراطی باشد. او شخصیتی جهانشمول داشت كه سعی كردم همین وجه را مبنای رمانم قرار دهم و در داستانم به تصویر و ترسیمش بنشینم.»
وی ضمن ابراز تأسف درباره كماطلاعی دیگران از تاریخ كشورمان مثل انقلاب اسلامی گفت: «نهایت تأكیدم این است كه همه تاریخ بخوانند و سراغی از كتابهای تاریخی بگیرند؛ خصوصاً این را به جوانترها توصیه میكنم. متأسفانه معضل جدی ما فراموشی تاریخ است و كمتر كسی را میبینیم كه امروزه اطلاعات تاریخی داشته باشد.»
كرمیار افزود: «در سطح دانشگاه و مراكز تربیتی و... هم انگار علاقهای به خواندن تاریخ وجود ندارد. حتی مسؤولان و تصمیمگیرندگان ما نیز این حوزه مهم و جدی را نمیشناسند؛ در حالی كه همین فراموشی تاریخ، برای مردم ما ایجاد مشكل میكند.»
بعضی نویسندگان کتاب نمیخوانند!
این داستاننویس حاضر در جایزه شهید اندرزگو، با بیان اینكه هدفش در رماننویسی كسب جایزه نیست، گفت: «هر نویسندهای در نگارش داستان و قصهپردازی سبك خودش را دارد؛ اما پیش از اینها، به نظرم یك مساله واجبتر است؛ اینكه مؤلف ثابت كند آیا واقعا نویسنده است؟ یعنی از نویسندگی واقعاً چیزی میداند؟ متأسفم اگر بگویم كه اینقدر نویسندهسازی كردهاند كه دیگر تشخیص خوب از بد هم سخت شده است.»
این برگزیده جایزه جلال اضافه كرد: «داستاننویسی كه تاریخ نمیخواند و سری به پژوهش نمیزند، چطور میتواند از یك سوژه تاریخی قصه بیافریند؟ متأسفانه با این ضعفهای نویسندگی است كه معتقدم آثارشان عجولانه و سردستی است. لااقل بروند و تاریخ را ورق بزنند و سراغ كتابی مثل تاریخ بیهقی بروند.»
نویسنده رمان نامیرا افزود: «وقتی ما شاهد خلأ پژوهشی و كمبود مطالعه از سوی نویسندگان هستیم، چه انتظاری دارید كه داستان تاریخیشان نیز مبتنی بر تحقیق باشد؟ منظورم نه همه، بلكه بسیاری از مؤلفانی است كه با این كمكاریها، از پس نوشتهها و داستانشان برنمیآیند و انتظار دارند كتابشان را مخاطب بخواند.»
صادق كرمیار اذعان كرد: «دغدغه امروز ما رجوع یا رجوعنكردن مخاطب به رمان و داستانهای حوزه انقلاب اسلامی و بهطور كلی مقوله كتابخوانی نیست؛ بلكه ابتدا باید یقه نویسنده را گرفت كه چرا سراغ آموزشهای لازم و مطالعات كافی نمیرود.»
شرفی خبوشان، نامزد جایزه شهید اندرزگو:
در هجمه ناشران بازاری هستیم
محمدرضا شرفی خبوشان كه همزمان با دو رمان عاشقی به سبك ونگوگ و موهای تو خانه ماهیهاست بهترتیب نامزد بخش بزرگسال و كودك و نوجوان اولین دوره جایزه شهید اندرزگو شده است، در گفتوگو با خبرنگار جامجم گفت: «من ابایی ندارم از اینكه مرا نویسنده انقلابی بدانند و میبینید كه با چنین رمانهایی نیز در فضای انقلاب اسلامی، داستاننویسی میكنم. چه بدانند و چه ندانند، برای من ایجاد نگرانی و مساله نمیكند.»
هرچه نوشتهام، تفكر و زندگی من است؛ دنبال ریا نباید بود
این برگزیده جایزه كتاب سال خاطرنشان كرد: «سراغ جداكردنها نباید رفت و ابداً درست نیست كه برخی راه میافتند و به فلان نویسنده، بهدلیل نوشتن از موضوعات حساس و انقلابی، برچسب میزنند. این جامعه برای مردم است. مگر مردم ما و همین عده در همین جامعه اسلامی و انقلابی زندگی نمیكنند؟ بنابراین، نباید كاری كرد كه افراد در برابر جامعهشان احساس غریبی و جدابودن كنند.» وی متذكر شد: «وظیفه ملت فقط رأیدادن نیست. جامعه ما نیاز به مشاركت دارد؛ همان طور هم كه در باب مشروطه و تفكر دوقطبی در رمان بیكتابی نوشته و نقدش كردهام. تفكیككردنهای نویسندگی را نمیپذیرم.»
نوشتن برای كودك و نوجوان را برای خودم مسؤولیت اجتماعی میدانم
نویسنده رمان موهای تو خانه ماهیهاست كه مخاطب نوجوان را هدف قرار داده، درباره مخاطبپذیری آثار داستانی برای این گروه سنی نیز گفت: «مهمترین آسیب این داستانها این است كه نویسندهای نشناخته برای این مخاطب داستان بگوید. انتظارات و توقعات مخاطب نوجوان با بزرگسال متفاوت است و علایقشان در خواندن داستان نیز متفاوت خواهد بود.» شرفی خبوشان، دلیل جدیت خود را در نگارش رمانهایی برای كودك و نوجوان اینچنین اعلام كرد: «من از طرفی به این گروه احساس دین میكنم و آن را مسؤولیتی اجتماعی برای خودم میدانم. البته همین حس را نیز در نگارش رمانهای بزرگسال به نوعی دیگر دارم.»
وی اضافه كرد: «من معلم هستم و با كودكان سروكار دارم و اینها برای من دوستداشتنی هستند. این قضیه علت دیگری هم دارد و اینكه بالاخره اینها مخاطبان آینده من نیز خواهند بود. اگر با داستانهایم انس بگیرند، در آینده و بزرگسالی بهسمت رمانهایم خواهند آمد.»
گروهی از ناشران به جنبه بازاری كتاب، آن هم آثار ترجمه نگاه میكنند
نویسنده رمان عاشقی به سبك ون گوگ تأكید كرد: «ما به نوشتن رمانهایی كه بینش ایرانی داشته باشند، نیاز مبرم داریم؛ بهخصوص اینكه با جریانی از ترجمه رمانهای غربی هم مواجهیم. بازار كتاب فعلی پر شده از آثار ترجمه و گروهی از ناشران نیز فقط به جنبه بازاری كتاب نگاه میكنند؛ در حالی كه این ماجرا را باید آسیبی جدی دانست.» شرفیخبوشان تصریح كرد: «كودكان و نوجوانان مخاطبان گستردهای هستند كه موضوعات و خواستههای زیادی هم دارند. جماعتی از داستاننویسان
باید برای اینها بنویسند. همچنان هم معتقدم كه این نویسنده ایرانی است كه باید به نیاز نوجوان ایرانی پاسخ بدهد و دقیقاً وقت این است كه با قصهآفرینی، در موضع پاسخ به این نیازها قرار بگیریم.»