فهرست سیاه قاتل سریالی زنان
قتلهای سریالی زنان میانسال در یكی از شهرهای غربی كشور یكی از پروندههایی بود که كارآگاه حرفهای پلیس آگاهی توانست قاتل را قبل از چهارمین قتلش دستگیر كند.
ماجرا برمی گردد به سال 87، هر چند كه با اولین جنایت هرگز تصور نمیكردیم كه ما وارد پرونده قتلهای سریالی شده ایم. اما با وقوع قتلهای مشابه و بهدست آمدن نقاط مشترك در این جنایات كلاسه قتلهای سریالی را به خود گرفت.
اولین قربانی این پرونده زنی 46 ساله به نام گوهر بود. دوم
آذر 87 مرد میانسالی خبر ناپدید شدن همسرش را به ما گزارش كرد. بررسیها برای یافتن زن جوان ادامه داشت تا اینكه جسد مجهولالهویهای در یكی از كوچههای شهری در غرب كشور پیدا شد. جسد روی زمین نشسته و رو به دیوار تكیه داده بود. در بررسیهای اولیه متخصصان پزشكی قانونی مشخص شد كه عامل یا عاملان جنایت پس از آزار و اذیت زن میانسال او را خفه كردهاند.
خیلی زود مشخص شد جسد مجهولالهویه متعلق به گوهر است. از طرفی خانواده قربانی اعلام كردند كه طلاجات و مقداری پول از او سرقت شده است. در تحقیقاتی كه صورت گرفت اقوام گوهر مدعی بودند كه او با شوهرش اختلاف داشته و احتمال جنایت از سوی او مطرح شد.
درگیری و اختلاف بین آنها انگیزهای برای جنایت بود و این احتمال داده میشد كه شهرام در جنایت نقش داشته باشد. اما مداركی كه بهدست آمد نشان میداد مرد میانسال در جنایت نقش نداشته و در زمان قتل جای دیگری حضور داشته است.
سرنخی از جنایت
در ادامه تحقیقات كارآگاهان دریافتند كه گوهر با پیرزنی آشنا است كه خانهاش در همان كوچهای قرار داشت كه جسد در آن یافت شده بود. سراغ پیرزن رفتیم و درباره گوهر از او سوال كردیم، پیرزن ابتدا سعی كرد منكر ماجرا شود. اما باتوجه به مدارك
به دست آمده گفت: روز حادثه گوهر همراه مردناشناسی كه تا به حال او را ندیده بودم به خانهمان آمد، احتمال دادم گوهر دنبال خانه اجارهای برای مردناشناس است.
مردناشناس از من خواست برای او وسیلهای از بیرون تهیه كنم. زمانی كه برگشتم با جسد گوهر مواجه شدم و از مردناشناس هم خبری نبود. خیلی ترسیده بودم، فورا موضوع را با بچه هایم در میان گذاشتم و آنها هم جسد را به خارج از خانه انتقال دادند.
تصویر چهرهنگاری شده
صحبتهای پیرزن ما را مطمئن كرد كه شوهر گوهر در این جنایت نقشی ندارد. با كمك پیرزن تصویری از متهم فراری چهرهنگاری شد و به تمام واحدهای گشت ارسال شد. طبق صحبتهای پیرزن صاحبخانه، مردناشناس، حدود 40 ساله و خوش تیپ بود و چیزی كه از همه بیشتر نظر او را جلب كرده بود سوئیچ خودرویش بود. پیرزن میگفت كه سوئیچ خودروی مرد میانسال نشان میداد كه خودرویش مدل بالا است.
دومین جنایت
تحقیقات برای شناسایی عامل قتل گوهر ادامه داشت، اما هیچ سرنخی بهدست نیامد. تا اینكه ساعت 4 بعد از ظهر 26 آبان 88، جسدی در منطقه كشتارگاه شهرستان یكی از شهرهای غربی كشور كشف شد.
محل كشف جسد انباری در مقابل خانه زن میانسال بود. عامل این جنایت نیز مانند جنایت قبلی پس از آزار و اذیت، زن میانسال را خفه كرده بود. خانواده اش مدعی شدند كه مقتول طلا و جواهرات زیادی به همراه داشته است.
بررسیها برای كشف این راز همچنان ادامه داشت تا اینكه قتل سومین زن نیز به پلیس اعلام شد. سومین قتل 20 دی 88 در خانه اجارهای قربانی رخ داد.
جسد متعلق به زنی حدودا 50 ساله بود كه در این جنایت نیز مانند دو جنایت دیگر قاتل پس از آزار و اذیت و قتل، طلاهای قربانی را به سرقت برده بود.
جنایات سریالی
با وقوع سومین قتل بود كه به این نتیجه رسیدیم قتلها سریالی است و تمام آنها از سوی یك نفر صورت گرفته است، چرا كه قاتل قربانیان خود را از بین زنان میانسال انتخاب میكرد و در تمامی این جنایات مقتولان مورد آزار و اذیت قرار گرفته و قاتل دست به سرقت زده بود. از طرفی هر سه قربانی خفه شده بودند. تحقیقات را روی سه پرونده متمركز كردیم، به غیر از پیرزن
صاحبخانه پرونده قتل اول، شاهدی برای این ماجرا وجود نداشت.
خیابانی برای قرار با قاتل
بررسیها نشان میداد كه هر سه قربانی یك خیابان خاص
مسیر ترددشان بوده است. با خود گفتم اگر آنها با قاتل در آن خیابان قرار داشته یا با او آشنا شده باشند، میتوان او را پیدا كرد. بیشك فردی كه دست به سه جنایت سریالی زده بود، نقشه قتل افراد دیگری را نیز در سر داشت. اكیپی ویژه راهی خیابان مورد نظر شد و آنجا را بهطور نامحسوس زیرنظر گرفتند.
چندین روز خیابان بهطور نامحسوس زیر نظر گرفته شد تا اینكه سرانجام متهم فراری داخل خودرویش شناسایی و دستگیر شد.
فهرستی برای قتل
با دستگیری مرد فراری هویت او برملا شد. خلیل، متهم اصلی پرونده قتلهای سریالی زنان میانسال یكی از شهرهای غربی كشور بود. در بازرسی از جیبهای خلیل دفترچهای مرموز بهدست آمد. دفترچهای كه داخل آن اسامی و شماره تلفنهای زنانی با میانگین سنی 45 تا 55 سال بودند. در حقیقت دفترچه مرموز حاوی فهرست اسامی قربانیان بعدی خلیل بود و بیشك اگر او دستگیر نمیشد زنان زیادی قربانی نقشه سیاه او میشدند.
مالخر طلاهای سرقتی
مرد میانسال اما منكر جنایت بود. ما سراغ مادر خلیل رفتیم و او گفت كه پسرش مقداری طلا به او داده و از او خواسته تا طلاها را بفروشد.
بههمراه مادر خلیل سراغ مالخرهای طلاها رفتیم و از دوربین مداربسته مغازههای آنها، عكس طلاهایی را كه مادر خلیل برای فروش به آنها داده بود بهدست آمد. تصاویر طلاهای سرقتی به خانواده قربانیان نشان داده شد و آنها اعلام كردند كه طلاهای فروخته شده متعلق به قربانیان این پرونده است.
اعتراف پس از 48 ساعت
تصاویر طلاها و اظهارات مادر خلیل، مدارك غیرقابل انكاری بود كه مرد میانسال با دیدن آنها به ناچار پس از 48 ساعت اعتراف كرد. او در رابطه با جنایات سریالیاش گفت: مقتول قتل اول را سالها بود كه میشناختم، او مشتری مغازهای بود كه من در آن شاگردی میكردم. به گوهر گفتم كه دنبال خانه اجارهای هستم و او مرا به خانه پیرزنی برد و پس از آزار و اذیت گوهر او را خفه كردم
و طلاهایش را سرقت كردم.
او ادامه داد: به بهانه علاقه و دوست داشتن با دومین قربانی پرونده آشنا شدم. زن میانسال كه تصور میكرد من قصد ازدواج با او را دارم با من مقابل خانهاش قرار گذاشت. من هم پس از آزار و اذیت، او را در انباری مقابل خانهاش خفه كردم.
شش حلقه النگویی را كه از او سرقت كرده بودم به مادرم دادم تا آنها را بفروشد.
اما سومین قربانی را خیلی اتفاقی پیدا كردم و به او هم به بهانه ازدواج نزدیك شدم و نقشه قتلش را اجرا كردم. من كه تصمیم داشتم زنان دیگری را هم به قتل برسانم فهرستی تهیه كردم. اسم افرادی را كه جزو مشتری هایم بودند یا با آنها به بهانههای مختلف آشنا شده بودم و میانگین سنیشان بین
45 تا 55 سال بود را در دفترچه یادداشت كردم و تصمیم داشتم كه سراغ آنها بروم و صاحبان این اسامی را به همین شیوه به قتل برسانم. متهم میانسال پس از اعتراف به قتل و بازسازی صحنه جنایت، با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.