همخوانی کاتبان / 1
با «شرفیخبوشان» بخوانیم!
شیما آشتیانی
محمدرضا شرفیخبوشان، صاحب رمان تحسینشده «بیكتابی» كه در بخش رمان دهمین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد برگزیده شد و طرفداران بسیاری دارد، كتابهایی را برای مخاطبان «قفسه» پیشنهاد كرده است!
او رمانهای «برج قحطی» و «برج ناز» از هادی حكیمیان، «رهش» رضا امیرخانی و «گور سفید» مجید قیصری را كه توسط نشر افق منتشر شده معرفی كردهاست.
او دلایل خود از معرفی این آثار را اینچنین بیان میكند:
در دو كتاب اول تجربه جدید و در عین حال شگفتانگیز استفاده از عناصر تاریخ و زیستبوم فرهنگ شهر یزد را میبینیم. نویسنده با تاریخ و گستره روابط آدمها و جغرافیای یك شهر، به واسطه یك زیستبوم، كلیتی برای یك رمان تعریف و متقابلا رابطه دوسویهای بین شهر و رمان برقرار میكند. دانش تاریخی بالا، نگاه جزئینگر و دقیق هادی حكیمیان باعث شده آدمها را در گستره فرهنگی و اجتماعیشان ببیند. حكیمیان تاریخ، گذشته و همچنین جای زیستن را جدای از شخصیت آنها نمیداند. در این دو اثر نشان داده میشود كه ایرانیان با اتكا به زیستبوم، فرهنگشان و اختصاصا نام بردن از ویژگیهای متعدد اجتماعی جایی كه در آن زندگی میكنند، میتوانند یك اثر صاحب هویت بنویسند. ایجاد هویت در یك رمان فارسی بهواسطه نگاه جدی به زیستبوم ما میسر میشود. برجستهكردن جایی كه در آن زندگی میكنیم، نشان دادن اینكه مكان، شهر و خانه در سرشت و رفتار و بینش آدمها موثر است در این كتابها بهخوبی نشان داده میشود. یزد پیش از این دو اثر با بعدش متفاوت است. مثلا اینشهر تا به حال در دو رمان فاخر وجود نداشته، ولی حالا زندگی میكند و اهل كلمه بهتر با آن اخت میشوند و شهری كه بسیار در تاریخ و جغرافیای ما مهم است را بهتر لمس میكنند.
او درباره كتابهای امیرخانی و قیصری ادامه میدهد:
رهش و گورسفید هم نگاه به زیستبوم و شهر دارند. اگر در رمان هادی حكیمیان از منظر شهر جنبه تاریخی برجستهاست، در رمان رضا امیرخانی كالبد و جان شهر، بهخصوص شهری با شمایل جدید مورد توجه قرار میگیرد. امیرخانی مردم را تاثیرگذار در شهر و شهر را تاثیرگذار بر مردم میداند. با پرداختن به این رابطه دوسویه، بینش و نگاه لازم بشر را لحاظ میكند. مجید قیصری هم آدمها را برشهر تاثیرگذار میبیند؛ آدمهایی كه در شهر زندگی میكنند و بررسی نگاه آنها به قواعد و قوانین اجتماعی كه تا چه حد میتواند در دیگران تاثیر بگذارد. بیرون آمدن از پیلههای قضاوتهای شخصی و اینكه محدود كردن حقیقت به دایره درك فردی در گور سفید میتواند چه بلایی بر سر شهروندان بیاورد و چگونه میتواند عشق و زیستن آدمها را تحت تاثیر قرار بدهد. هر چهار رمان، رمانهای شهرند و هركدام ارتباط بین مردم و شهر را بررسی میكند.
مرحله جدیدی از آفرینش رمان، ضرورتهای محتوایی و مضمونهای مورد نیاز انسان ایرانی را دریافته و به همین خاطر شهر در این آثار برجسته شدهاست؛ جایی كه در آن زندگی میكنیم و حیات جمعی ما در آن شكل میگیرد. پس بسیار نیاز داریم تا قواعد زیستن را بررسی و مرور كنیم، بیاموزیم و برای زندگی بهتر جلو برویم.»