printlogo


متهم به قتل: مقتول 2 بار ازدواج كرده بود و به ما می‌گفت مجرد است!
پدر خشمگین خواستگار دروغگو را كشت

مردی كه خواستگار سمج دخترش را به قتل رسانده و جسد او را در حوالی فرودگاه خرم‌آباد رها كرده بود سه ماه پس از جنایت بازداشت شد. متهم وقتی فهمید، خواستگار دخترش پیش از این دوبار ازدواج كرده، به او جواب رد داد.
به گزارش خبرنگار جنایی جام‌جم، پنجم خرداد امسال خانواده‌ای با حضور در شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از ناپدید شدن برادر 40 ساله‌شان خبر دادند.
رسیدگی به پرونده با دستور قضایی بازپرس مصطفی واحدی، در دستور كار پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. تحقیقات اولیه نشان می‌داد كه او برای كار به تهران آمده و دیگر از او خبری ندارند. سرانجام با گذشت سه ماه از این ماجرا ماموران ردی از مرد 55 ساله‌ای به نام فرشید در تهران به‌دست آوردند كه آخرین ملاقات‌كننده با مرد گمشده بود. او پنجشنبه گذشته به‌عنوان تنها مظنون پرونده برای تحقیقات به پلیس آگاهی پایتخت احضار شد و در جریان تحقیقات اظهارات ضد و نقیضی را مطرح كرد تا این‌كه با گذشت چهار روز از بازداشت، دیروز -دوشنبه-سكوت خود را شكست و در جریان تحقیقات قضایی به قتل مرد جوان اعتراف كرد و به بازپرس جنایی گفت: مرد 40ساله چندی قبل به خواستگاری دخترم آمد. زمانی كه فهمیدم او پیش از این ازدواج كرده و دروغ گفته مجرد است و فرد درستی نیست با ازدواج او با دخترم مخالفت كردم اما او دست‌بردار نبود و برایمان ایجاد مزاحمت می‌كرد. صبح روز چهارم خرداد امسال با او در شرق تهران ملاقات كردم و حرف زدم تا دیگر مزاحم دخترم و زندگی‌مان نشود كه دعوایمان بالا گرفت. یك مشت به گیجگاهش زدم كه همین ضربه باعث مرگ او شد. جسد را در صندوق عقب خودرویم انداخته و با رفتن به بیابان‌های اطراف فرودگاه خرم‌آباد، جسد را رها كردم و به تهران بازگشتم.
متهم برای ادامه تحقیقات به پلیس آگاهی تهران در حالی منتقل شد كه پلیس در حال بررسی ادعاهای وی درباره دروغ خواستگار و مزاحمتش است.


سفر به خرم‌آباد با جسد خواستگار
فرشید، كارمند یك سازمان است و پنج فرزند دارد. مدام می‌گفت، اگر مقتول به‌عنوان خواستگار پایش به زندگی دختر و خانواده‌ام باز نمی‌شد و مزاحمت‌هایش پایان می‌گرفت اكنون زنده بود و من قاتل نمی‌شدم.
 با مقتول آشنا بودی؟
دخترم كارمند بود و مهر سال گذشته وقتی برای شركت در یك همایش رفته بود با مرد 40ساله‌ای آشنا شد. او با ابراز علاقه به دخترم به خواستگاری‌اش آمد.
 و شما قبول نكردید؟
جوان خواستگار به دخترم گفته بود كه نخبه علمی است، در شهرستان مدیر شركت بوده و ورشكسته شده و مدتی است برای كار به تهران آمده و در یك شركت مشغول است. او باورش این بود كه باید مقدمات ازدواجش را فراهم كند و بعد خانواده‌اش از شهرستان بیایند. جوان خواستگارحتی مبلغی هم از دخترم پول قرض گرفته بود. خواستگار مدعی بود كه برای زندگی مشتركشان می‌خواهد خانه سه میلیارد تومانی بخرد اما هیچ‌وقت درباره محل آن خانه حرف نمی‌زد. تحقیق درباره زندگی خواستگار را شروع كردم كه متوجه شدم حرف‌هایش دروغ بوده و دو همسر دارد كه آنها بابت دریافت مهریه و نفقه از او شكایت دارند. سرانجام به او پاسخ منفی داده و مانع ازدواج او با دخترم شدم. حتی او را تهدید به شكایت كردم اما مزاحمت‌های خواستگار پایانی نداشت.
 از روز جنایت بگو.
شامگاه  سوم خرداد امسال بود كه چند بار با تلفن همراهم تماس گرفت و مدام می‌گفت به دخترم بگویم تلفنش را روشن كند تا با او حرف بزند. روز بعد ساعت 6 صبح با من تلفنی حرف زد و خواست كه حرف بزنیم. با او در محله نارمك قرار گذاشتم. ساعت 9 صبح بود كه به محل ملاقات آمد و با دیدن من سوار خودروی لیفانم شد. با هم حرف زدیم و خواستم كه از دخترم فاصله بگیرد و او را فراموش كند، اما خواستگار سمج دست‌بردار نبود. دعوایمان شد و با مشت ضربه‌ای به گیجگاهش زدم كه بیهوش شده و همان ضربه باعث مرگ خواستگار جوان شد.
جسد را در صندوق عقب خودرو گذاشته و با خودم به پارك فدك بردم. مانده بودم با جسد چه كنم، چون باید برای انجام كارهای اداری‌ام به استان لرستان می‌رفتم، با جسد به سمت آنجا رفتم و در حوالی فرودگاه خرم‌آباد، جسد را از خودرو بیرون آورده و در بیابان‌های اطراف فرودگاه انداختم.گوشی‌هایش را همان‌جا كنار جسد انداختم. در ادامه دنبال كارهایم رفتم، بعد از چهار روز كه كارهایم پایان یافت به تهران بازگشتم.
 در این مدت عذاب وجدان نداشتی؟
فقط سكوت كردم و به اعضای خانواده‌ام حرفی نزدم. دخترم هم تصور می‌كرد خواستگار برای همیشه رفته است.