با وجود گردش مالی نسبتا بالا در حوزه سینما، اما هنوز هیچ سازوکاری برای شفافیت در قراردادها و مالیات سینماگران وجود ندارد
فرار مالی پشت پرده سینما
ادعای شفافیت كه در چند وقت اخیر در سینمای ما مطرح شده، ظاهرا تقریبا در حد حرف باقی مانده و چندان نمیتوان نگاه خوشبینانهای به آن داشت. از آنسو در سطح اول سینمای جهان و باوجود اینكه ممكن است با نگاه و هدف اینجایی سنخیت و همخوانی هم نداشته باشد، در بسیاری از مصداق های سینمایی، شفافیت حرف اول را میزند و كمتر خبر از پنهانكاری است. نمونه بارزش دستمزد افراد مشهور و بازیگران درجه یك سینماست كه معمولا خیلی شفاف اعلام میشود و حتی هر سال فهرستی از پردرآمدترین بازیگران هالیوود منتشر میشود.
اما اینجا نه تنها خبری از شفافسازی نیست بلكه برخی دوستان سینمایی در پنهانكاری حرف اول را میزنند و در این مساله از همدیگر سبقت میگیرند. برخی معتقدند كه دستمزد یك بازیگر و چهره سینمایی، زندگی خصوصی اوست اما وقتی اساس حرفه یك فرد معروف به مردم مربوط میشود و اقبال و خرید بلیت فیلمها از سوی آنهاست كه نقش مهمی در بقا و ادامه شهرت و فعالیت حرفهای این چهرهها دارد، این بحث جنبه عمومی پیدا میكند و مردم حق دارند كه بدانند ستارههای سینما چه رقمی را به عنوان دستمزد دریافت میكنند.
یكی از بحثهای مهم دیگری كه در همین رابطه مطرح است، بحث مالیات است و برخی این پنهانكاری در اعلام دستمزدها را به این موضوع مربوط میدانند. حتی باز برخی تحلیلگران اعتقاد دارند كه قانون معافیت مالی هنرمندان درباره بازیگران و ستارههایی كه پركارند و دستمزدهای نجومی و بالایی دریافت میكنند، باید مورد بازنگری قرار گیرد. این در حالی است كه در سینمای جهان، به محض انعقاد قرارداد چند میلیون دلاری ستارهها با طرحها، كسر مالیات انجام میشود و دیگر حرف و حدیثی درباره دستمزد بازیگران وجود ندارد. برای همین همه چیز در بحث مالی از جمله رقمهای تولید و ماركتینگ فیلم و دستمزدها به شكل كاملا شفاف رسانهای میشود و واهمه و ملاحظهای از این بابت وجود ندارد.
اگر بخواهیم مقایسهای میان افراد مشهور سینما و فوتبال در ایران انجام دهیم، رقم دستمزدها و قراردادهای ستارگان فوتبال معمولا اعلام میشود و آنها در هر شكل و قالبی به هر حال ملزم به پرداخت مالیات هستند. هرچند آنجا هم زمینه برای دور زدن قانون و فرار مالیاتی وجود دارد، اما به نسبت ستارههای سینما، عدالت بیشتری برقرار است و بحث پنهانكاری درباره دستمزدها به اندازه سینما نیست.
پول های كثیف
محسن محسنینسب، كارگردان سینما درباره بحث شفاف نبودن دستمزدها در سینمای ایران به جامجم گفت: اگر هیچكدام از دستمزدها در سینمای ایران براساس حق و شأن آن بازیگر نیست، به خاطر پولهای كثیفی است كه وارد سینما میشود. كلاهبردارانی كه فعالیت اقتصادی دیگری دارند، در این چند سال اخیر وارد سینما شدهاند تا موقعیت اجتماعی خود را تغییر دهند، برای همین با برخی چهرههای مشهورها و بازیگران ارتباط برقرار میكنند. آنها برای اینكه بتوانند كار كنند، سرمایهگذار برخی فیلمها میشوند و به بهانه این سرمایهگذاری، ارتباطهای غیركاری همچون شركت در مهمانیهای خصوصی و ... هم با برخی بازیگران برقرار میكنند. طبیعتا این آدمها دستمزدهایی كه به برخی بازیگران میدهند، دستمزدهای واقعی آنها نیست.
كارگردان فیلمهای یاسهای وحشی و شیرهای جوان ادامه داد: به عنوان مثال ممكن است دستمزد واقعی بازیگری در سینمای ایران صد میلیون تومان باشد، اما این سرمایهگذاران و تهیهكنندگانی كه با نیتی ناسالم وارد سینما شدهاند، پنج برابر دستمزد واقعی این بازیگر را به او پرداخت میكنند. برای همین بازیگر مجبور است هیچوقت دستمزد دریافتی خود را اعلام نكند. چون اگر اعلام كند كه مثلا از محسنینسب صد میلیون تومان دریافت كرده، نمیتواند از آن سرمایهگذار و تهیهكننده 500 میلیون تومان دستمزدبگیرد.
این وضع باعث بالا رفتن دستمزدهای برخی چهرههای معروف و بازیگران میشود. از طرف دیگر تهیهكنندههایی هم كه اشراف ندارند و پول یامفت دستشان است نیز این خرجها را هم انجام میدهند.
محسنی نسب افزود: چرا اداره مالیات در این زمینه ورود نمیكند؟ در این زمینه قطعا نیاز به بازنگری در قانون مالیات وجود دارد. قانون معافیت مالیاتی باید برای تهیهكننده و كسی باشد كه سرمایه فیلم را تهیه میكند و با منابع درآمد سروكار دارد، اما كسانی كه حقوق و دستمزد میگیرند از جمله بازیگران باید مالیات را پرداخت كنند. مگر ما كه در تلویزیون كار هنری و كارگردانی میكنیم، مالیات پرداخت نمیكنیم؟ به نظرم قانونگذار مالیاتی در این زمینه دچار سوءتفاهم شده است. در مجموع معتقدم دلیل اصلی این وضعیت، فساد در سیستم كشور است، یعنی كلاهبرداران برای اینكه بتوانند سر مردم كلاه بگذارند، میخواهند با فلان بازیگر مشهور عكس داشته باشند. در حقیقت برخی بازیگران مشهور، شریك كلاهبرداران هستند، چون میدانند كه فلانی كلاهبردار است و اگر میدانی برای چه پول اضافی میگیری و اگر دستمزدت مشخص است چرا چند برابر آن را دریافت میكنی.
الان هم شفاف است!
علی لدنی، تهیهكننده سینما و تلویزیون اما معتقد است اوضاع در این زمینه آنچنان نامساعد نیست و شفافیت در این زمینه وجود دارد.
او به جامجم گفت: به نظرم شفافیت كم و بیش در زمینه اعلام دستمزد ستارهها و بازیگران سینما وجود دارد و اعلام هم میشود. شما اگر الان مثلا بپرسید كه دستمزد نوید محمدزاده چقدر است؟ به فرض میگویند یك میلیارد تومان. ممكن است این مساله چندان قانونمند نباشد اما اگر به تولیدكنندگان فیلم و صنف تهیهكنندگان سینما مراجعه كنید، به شما میگویند آقایان محمدزاده، شهاب حسینی و ... چقدر دستمزد میگیرند و همه چیز روشن است. البته در دنیا هم روند این نیست كه نرخ دستمزدها به طور مستقیم در مطبوعات اعلام شود.
وقتی از تهیهكننده آثاری چون معمای شاه و برف روی شیروانی داغ پرسیدیم كه آیا به پرداخت مالیات توسط چهرههای مشهور سینما اعتقاد دارد یا نه، تاكید كرد: خیالتان را راحت كنم، از نظر من همه به جز افراد كمدرآمد باید مالیات پرداخت كنند.
به نظرم ما در این زمینه ایراد قانونی داریم اما اعتقاد دارم سازمان مالیات به سمت اصلاح این مورد قدم برمیدارد. نظرم این است در هرصورت عدالت مالیاتی باید رعایت شود.
مافیا وجود دارد
وقتی برای بحث شفافیت دستمزد چهرههای معروف و بازیگران سینمای ایران سراغ سیداحمد میرعلایی رفتیم، نگاه ریشهایتر و عمیقتری به این مساله داشت. این تهیهكننده سینما و تلویزیون درباره این موضوع به جامجم گفت: سینمای ما دچار مشكلات ریشهای و مهمی است. باوجود اینكه در برخی زمینهها رشد خوبی داشته، اما در برخی جهات هم پیشرفت خوبی نداشته و شاید از همان ابتدا مسیر را اشتباه رفته است.
تهیهكننده فیلمهای شب واقعه و مرثیه برف ادامه داد: چون بحث ما شفافسازی است، باید ابتدا به تعریف «حرفه» در سینما بپردازیم. بحث سینمای حرفهای در دنیا خیلی شفاف است.
سینما از چند حرفه و هنر تشكیل شده كه ممزوج شدن آنها همراه تركیب هنر و صنعت، یك مقوله فرهنگی را شكل میدهد. ما در اصول سینما از اینجا مغفول شدیم كه اصلا برای حرفهای گری احترامی قائل نیستیم و به آن توجه نداریم. میرعلایی افزود: وقتی ورود افراد به حرفه سینما با رابطه و به خاطر دوستی و خویشاوندی است، تبعاتی همراه دارد و باعث سوءاستفادههایی میشود. این ورود حتی در كارگردانی و تهیهكنندگی سینما هم اتفاق میافتد. چرا در سینمای دنیا تهیهكننده جایگاه ویژهای دارد؟ چون میزان اهمیت و مسؤولیت او مشخص است. اما در این زمینه همیشه سینمای ما دچار نقصان است.
این سینماگر به بحث ورود پولهای مشكوك و بیحساب و كتاب در سینما اشاره كرد و گفت: چه كسی این پولهای بادآورده را وارد سینما میكند؟ چون در سینما باز است و هیچ اصولی هم برای تهیهكنندگی و سرمایهگذاری وجود ندارد، این اتفاق میافتد. هركس كه پول میآورد، به خودش جرات میدهد تهیهكننده شود. درحالیكه سرمایهگذاری و تهیهكنندگی سینما یك تخصص است و شخص باید انگیزه فرهنگی برای این كار داشته باشد. در كجای دنیا فقط انگیزه درآمد در این حرفه مطرح است؟ حتی در كمپانیهای بزرگ فیلمسازی دنیا كه با مقاصد درست و غلط خودشان فیلم میسازند هم صرفا بحث مادی مطرح نیست و انگیزههای فرهنگی وجود دارد كه در نهایت به دلیل طراحی و برنامهریزی درست، منجر به نتیجه مادی هم میشود. اما اینجا با سرمایهگذارانی مواجهیم كه نمیدانند هنر و سینما چیست و توقعات دیگری از این فضا دارد. چرا نباید خانمهای ما در سینما امنیت داشته باشند و نسبت به سلامت پشت صحنه برخی آثار مشكوك باشیم؟
میرعلایی گفت: انقلاب اسلامی ما یك انقلاب فرهنگی بود و حضرت امام (ره) به عنوان معمار انقلاب، پایههای این نظام را برمبنای فرهنگ گذاشتند، چون قرآن ما یك پدیده فرهنگی است.
سینما هم اصلا پدیدهای فرهنگی و مجموعهای از هنرهاست. هر دو طیفی كه معتقدند سینما فقط وجه صنعتی و فقط وجه فرهنگی دارد، بازنده هستند، بهنظرم سینما به طور همزمان دارای دو وجه فرهنگی و صنعتی است. اگر با همین نگاه به سینمای كشور بنگریم، میبینیم معماری سینمای ما بسیار اشتباه است. مسؤولان و سینماگران ما چقدر به سینمای ما خدمت كردهاند كه حالا از آن توقع داریم؟ همه انتظار دارند سینما بهترین پیامبر و پیامرسان فرهنگی ما باشد، اما نهادهایی مثل شورای انقلاب فرهنگی، كمیسیون فرهنگی مجلس و وزارت ارشاد، سینمای ما را به حال خود رها كردهاند. این درحالی است كه مقام معظم رهبری میفرمایند كلید توسعه كشور میتواند دست سینماگران باشد.
مدیرعامل سابق بنیاد سینمایی فارابی ضمن انتقاد از كیفیت نازل و مبتذل برخی فیلمهای سینمایی كشور افزود: به نظرم توجه به این مسائل مهمتر از بحث دستمزدهاست، اگر دنبال سالمسازی سینما هستیم، سینمای ما نباید دست عدهای دزد فرهنگی باشد. كسانی برای اكران سینمای ما سیاستگذاری میكنند كه سارقان فرهنگی هستند.
خیلیها میترسند بگویند سینما دست مافیاست اما این اتفاق افتاده است و تقریبا هرچه فیلم مبتذل است، میفروشد. با این حال خوشبختانه امسال برخی فیلمهای فرهنگی و دغدغهمند، با فروش خوبی روبهرو شدهاند. میرعلایی بیان كرد: این فیلمهایی كه الان اكران میشود و ذهن و ناموس و باطن مردم را دچار تشكیك و آنها را دچار مشكلات فرهنگی میكند، پولشان خوردن دارد؟ چه كسانی این فیلمها را میسازند؟ چرا مردم را با نقطه ابتذال مواجه میكنید؟ این كار دست كمی از دزدی و بالا رفتن از دیوار خانه مردم ندارد. برخی از این فیلمهایی كه میفروشند از دیوار حیثیتی مردم بالا رفتهاند. اینجا باید دنبال شفافیت باشیم.
این تهیهكننده افزود: تهیهكنندهای كه به شكل بادآورده پنج میلیارد تومان گیرش میآید، یك میلیارد از این پول را هم به یك بازیگر فیلمش میدهد. بازیگر پیش خودش میگوید، چرا یك میلیارد در این وضع گیر من نیاید و به تهیهكننده میگوید اگر مرا میخواهی یكمیلیارد هم به من دستمزد بده. یك موقع تهیهكننده آمده كار فرهنگی كند و زحمت كشیده و تلاش كرده، اگر پنجمیلیارد هم گیرش بیاید، ایرادی ندارد. بازیگر فرهنگی و تلاشگر هم در این وضع، اشكالی ندارد كه دستمزد خوبی بگیرد. اما بازیگری كه اینگونه تربیت پیدا میكند كه با حقوق بالا، هنرش را به مردم ارائه دهد، چه خدمتی به مردم میكند كه همیشه هم میگوید ما خدمتگزار مردم هستیم.
میرعلایی گفت: الان پول در سینمای ما تعیین تكلیف میكند و وقتی وضع اینگونه است، شفافیتش پیچیدهتر از این حرفهاست كه بخواهیم راجع به دستمزد صحبت كنیم. با این حال وضع دستمزد و شفاف نبودن آنها، نشانهای از وضع پیچیده و ناسالم سینمای ماست. وقتی همه چیز جابهجا شده و ما در قالب مواد فرهنگی، با چیزهای ضدفرهنگی مواجهیم و برنامهریزی و الگوی سینمای ما درست نیست، همه در این آشفته بازار ابراز وجود میكنند و میگویند ما هم فرهنگی هستیم.
اگر این شفافیت در دستمزدها نیست مربوط به كسانی است كه پول بادآورده آوردهاند و میخواستند یكشبه سینماگر، تهیهكننده و كارگردان شوند.