گفتوگو با مرضیه برومند، به دلیل پخش سریال «آرایشگاه زیبا» از آیفیلم 2
آدمهای «آرایشگاه زیبا» دیگر وجود ندارند
كمتر كسی است كه نام مرضیه برومند را نشنیده باشد. او كارگردان، بازیگر و عروسك گردانی است كه خاطرات شیرینی را برای مخاطبان تلویزیون به خصوص دهه شصتیها به یادگار گذاشته است. وقتی اسم برومند به میان میآید ناخودآگاه مجموعههای تلویزیونی ماندگاری همچون خونه مادربزرگه، قصههای تابهتا و مدرسه موشها به ذهنمان خطور میكند.
مرضیه برومند، كارگردان با تجربه و توانایی است كه ساخت مجموعههایی همچون آرایشگاه زیبا، كارآگاه شمسی و دستیارش مادام، كتاب فروشی هدهد، ورثه آقای نیكبخت، همه بچههای من، آب پریا و... را هم در كارنامه دارد.
هماكنون سریال آرایشگاه زیبا از كانال آیفیلم 2 در حال پخش است. این سریال 13 قسمتی در سالهای 1369 و 1370 تولید شده و روایتگر ماجراهای آرایشگری است كه قصد ازدواج دارد. به مناسبت پخش این سریال از كانال آیفیلم 2 با مرضیه برومند به گفتوگو نشستیم كه حاصلش را در ادامه میخوانید.
وقتی نزدیک به 30 سال پیش این سریال را میساختید فکر میکردید سه دهه بعد هنوز هم از تلویزیون پخش شود و بیننده داشته باشد؟
واقعیت این است وقتی سریال آرایشگاه زیبا را میساختم، فكر نمیكردم تا این اندازه ماندگار شود و افراد به عنوان یك كار كلاسیك از آن یاد كنند. آرایشگاه زیبا یادآور یك حال و هوای خوب است و ارزشهای انسانی و نكات ریز روابط انسانها با یكدیگر در آن اهمیت دارد. انگار در آن زمان داشتم تحول انسانها را كه مثبت هم نیست، پیشبینی میكردم. الان اثری از آن كاسب محترم درستكار كه نقشش را شادروان مرتضی احمدی بازی میكرد نیست. در حال حاضر، دلالها به گونهای انگلوار در حال رشد هستند و ارزشها را زیر سوال میبرند. به نظر میرسد، آن كاسبهای خوب و منصف دیگر وجود ندارند یا كمتر وجود دارند یا آن كارمند كه در قالب آقای جعفری در این سریال میبینیم و نماد سادگی است و .... به طور كلی فكر میكنم آدمهایی كه در سریال آرایشگاه زیبا بودند، دیگر وجود ندارند.
چرا این سریال محبوب شد؟
در این سریال روابط انسانی حاكم بود و شخصیتها ملموس بودند. روابط آنها روزمره و قابل درك است. به همین دلیل مردم این سریال را دوست داشتند. الان بسیاری از روابطی كه در سریالها و مدیومهای دیگر ترسیم میشود و ارتباط در خانواده را نشان میدهد، جعلی هستند. در آن زمان خانواده بسیار اهمیت داشت و روابط خانوادگی بهخوبی به تصویر كشیده میشد.
در حال حاضر شرایط سریالسازی نسبت به زمانی كه آرایشگاه زیبا را ساختید چه تفاوتی كرده است؟
همانطور كه میدانید نزدیك به دو دهه از زمان ساخت این سریال گذشته و خیلی چیزها تغییر كرده است. در حال حاضر، در فیلمنامه بسیار ضعف داریم. فیلمنامهها اغلب جعلی هستند و كپی میشوند. به جامعه و آدمهای واقعی خودمان توجه نمیكنیم، بیشتر شخصیتهایی را كه در سریالهای خارجی هستند شبیهسازی میكنیم. تغییراتی در آنها میدهیم، اسامی عوض میشود، لوكیشن تغییر میكند، اما شخصیتها و اصل داستان همان است. امروزه مفاهیم جعلی و غیرواقعی است. اتفاقاتی كه در اكثر سریالها رخ میدهد، چیزهایی نیست كه بتوان آن را به كلیت جامعه تعمیم داد. به عبارت دیگر، قصهها خاص است و آدمها را درك نمیكنیم.
چرا برخی از بینندگان هنوز سریالهای قدیمی را با وجود پخشهای مكرر نگاه میكنند؟
شاید دلیل اصلیاش همین است كه این سریالها واقعی و به حقایق زندگی مردم نزدیكتر بود. به همین دلیل، مردم با این آثار احساس نزدیكی بیشتری میكنند.
با توجه به تجربهای كه طی سالها كسب كردهاید، مردم بیشتر چه نوع آثار نمایشی را میپسندند و میبینند؟
به نظر من، یكی از وظایفی كه كارهای تلویزیونی دارد این است كه باید به مخاطب امید بدهد. امروزه بیشتر كارها تنش دارد و اعصابخردكن است. بینندگان تمایل دارند كه زندگیهای روزمره واقعی را ببینند، با آنها آرامش پیدا كنند و كورسوی امیدی در این دنیای مجازی كه برایشان میسازیم، مشاهده كنند.
به نظرتان این سریال میتواند برای تاجیكستانیها و افغانستانیهای فارسیزبان هم جذاب باشد؟
نمیتوانم در اینباره نظر بدهم كه آیا سریال برای آنان جذاب خواهد بود یا نه، اما مسلم این كه آرایشگاه زیبا نیاز به بازسازی دارد. باید به لحاظ فنی و تكنیكی روی آن كار شود. چون كار قدیمی است، احتمالا به لحاظ رنگ، نور، صدا و... كیفیت لازم را ندارد. انشاءا... كه نسخههای جدید و بازسازی شده این سریالها ساخته شود و در دسترس مخاطبان قرار بگیرد.
الان ترجیحتان این است كه برای كودكان كار بسازید یا برای بزرگسالان؟
من در هر حوزهای كه كار تولید میكنم به ردههای سنی دیگر هم توجه دارم. به نظر من، تلویزیون یك رسانه جمعی است و وقتی مثلا كاری برای كودكان ساخته میشود چه خوب است كه بزرگترها هم بتوانند آن را ببینند و لذت ببرند. یا وقتی كاری برای بزرگسالان ساخته میشود، خوب است كه به درد كودكان هم بخورد. مثلا من قصههای «تابهتا» را برای بچهها ساخته بودم، اما میدانم كه بزرگترها هم آن را میدیدند. یا «آب پریا» برای بزرگترها ساخته شد، اما كودكان هم آن را تماشا میكردند. به طور كلی، كارها باید طوری ساخته شوند كه به درد همه بخورند. در اینجا تمایل دارم این را بگویم كه آیفیلم یك شبكه خوب است كه كارهای مختلف را مرور میكند و فیلمها و سریالهای باكیفیت را به نمایش میگذارد. اما یك انتقاد هم دارم و آن این كه زیرنویسها در این شبكه واقعا آزاردهنده است. وقتی فیلم یا سریالی در حال پخش است و مدام چیزهایی زیرنویس میشود، این موضوع حواس بیننده را پرت میكند و شاید توهین به اثر در حال پخش هم باشد. متأسفانه الان این رسم بد در همه جا در تلویزیون باب شده كه مدام چیزهایی زیرنویس میشود. ما در حال تماشای فیلم هستیم نه اخبار!