printlogo


آرزوی جیب پر و دل آرام

با این‌كه قرارمان بود خیلی حرف از مسائل مالی نزنیم و بیشتر درباره خانواده حرف بزنیم اما خب واقعیت‌ این است كه نشد.
انگار جزئی جدانشدنی است كه همه راه‌ها به آن‌ ختم می‌شود. اما چیزی كه ما فهمیدیم این بود آدم‌هایی كه ما با آنها روبه‌رو بودیم، همه‌شان از زندگی‌شان راضی بودند؛ یكی كمتر و یكی بیشتر، یكی خنده‌رو‌تر و بشاش‌تر و یكی كمی غرغر‌تر. اما همه‌شان در كنار خانواده و فرزندانشان روزهای خوبی را می‌گذرانند.
البته ما هم از كسانی كه عصرهای تابستانشان را در پارك و با هم‌سن و سال‌هایشان می‌گذرانند توقعی جز این نداشتیم. به قول آقای صلاحی: «به نظر من، ما دیگر تلاش‌هایمان را كرده‌ایم و الان دیگر وقت استراحت است. با حقوق‌های بازنشستگی كه ما داریم، كمی گذران زندگی سخت شده است اما می‌گذرد دیگر.
اما خب خیلی از آشنایان من هستند كه رفته‌اند و در جایی مشغول شده‌اند تا بتوانند درآمد بیشتری داشته باشند؛ برای گذراندن همین مهمانی‌ها و دورهمی‌ها كه شما می‌گویید. این چیزها جیب پر و دل آرام می‌خواهد كه ان‌شاءا... همه داشته باشند.»